کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

نوشته ای دیگر از "Man Dge"
****
بغض درد همان حرف هایی ست که نزدیمشان
همان فریاد هایی که باید میکشیدیم و نکشیدیم
درد همان بی عدالتی هایی که از در و دیوار شهر می ریزد
همان خفقان تلخ خانه هایمان
و کسی نمیفهمد خنده های ورم کرده از نگریستن هایمان تلاطم اضطراب فردا را در نگاهمان داغ ثانیه های گذشته یر دست هایمان را.. نه
کسی برای خوبی هایمان دست نمیزند
بغض همان کودکی هایمان است
همان بلوغ زود هنگاممان از رنج
همان اشک های یتیم و مظلوممان در خواب
بغض همین استبداد سیال است
همین جنگ سرد میان ما و همه
بغض همین مرگ خاموش آرزو هایمان است
ودرنهایت خندیدن و استغنا جان کندن!
ما مستحق روز های خوب بی دغدغه ایم
مستحق "آسمان پنجره فکر هوا عشقِ" بی تبصره ایم
بغض ها باید شکسته شوند وگرنه
آدم ها تصمیم میگیرند در گوشه ای از کینه هایشان
زمان را متوقف کنند!
 
خرداد 93



برچسب ها : بغض , شکستن بغض , مهمانان کافه , من دگ , man dge , کافه جوان ,
دسته بندی : کافه تنهایی , مهمان کافه ,
متن ارسالی توسط "مادام":::
سلام طاعاتتون قبول 
این پیشنهاد جدیدی که داخل کافه مطرح کردید جالب بود خیلی ممنون، دوست دارم منم یکی از متنایی که خیلی دوس دارم رو با شما به اشتراک بذارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد... 
من که با این متن خیلی آروم میشم واقعا هم من رو از یه اضطراب همین جدیدا نجات داده 
این متن رو از معنی یک مناجات نوشتم "مناجات شعبانیه "من خودم فقط معنی مناجات رو خوندم و عربیش رو نخوندم ولی جواب گرفتم خیلی زود هم جواب گرفت
بخشی از معنی فرازهای مناجات شعبانیه:
خــــــــــــدایا برخوش بینی ام، ناامــــــــــــــیدی و یــــــــــــــــــاس را چیره مســـــــــــــــــــــــاز
و امیــــــــدم را از زیبــــایی کرمت قطع مکن
خـــــدایا اگر خطاهایم مرا ازنظرت انداخته به خاطر حســــــــــــــن اعـــــــــــــــتمادم بر تو از خطاهایم چشم پوشی کن
خــــــدایا اگر گناهان از جایگاه مکارم مرا پایین آورده اما یقین به کرم عنایــــــــتت، هشیارم نموده
خـــــــدایا اگر غفلت از آماده شدن برای دیدارت به خوابم فرو برده ولی معـــــــــــرفت به نعمتهای کریمانه ات مرا بیدار ساخته است
خــــــــــدایا از تو درخواست میکنم و به پیشگاهت زاری نموده و رغبت می ورزم وازتو میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی  و مرا از کسانی قرار دهی که ذکـــــــــــــــــرت را همواره بر زبان دارند و پیمانت را نمی شکنند و از سپاست غافل نمیشوند وفرمانت را سبک نمی شمارند
خـــــــــــدایا مرا به نور عزت بســـــــــــــیار زیبایت برسان تا عارف به وجودت گردم و از غیر تو روی گردان شوم

خـــــــــــــــــــــــــــــــدایا نا امیدم مساز


امیدوارم شما هم دوسش داشته باشید تقدیم به شماو بچه های کافه 

********

پ.ن: من که دوسش داشتم...قطعا بچه ها هم خوششون اومده.
پ.ن2: سعی میشه متن ایمیل شما بدون هیچ دخل و تصرفی ارسال بشه...برای همین متنمون رنگ آمیزیش قشنگه



برچسب ها : خــــــــــدایا ناامیدم مساز , مادام , خـــــدایا , مناجات شعبانیه , عارف , ناامــــــــــــــیدی و یــــــــــــــــــاس , خطاها ,
دسته بندی : مهمان کافه , کافه تنهایی ,

ابتدا باید ذکر کنم که این پست کاملا تخصصی بوده و مربوط به رپ فارس میباشد.

لذا به دوستان گلم توصیه میکنم اگه اطلاعی در این مورد ندارید، وققتون رو تلف نکنید و نخونید.

***

تفسیر و نقد کوچک بنده از آلبوم "اشتباه خوب" بهرام :


1-برای خواص و متفاوت دوستان: اگه با این آلبوم ارتباط چندانی برقرار نکردید و از کارای قبلی آلبوم بهرام بیشتر لذت میبرید، بهتون حق میدم... چون این آلبوم واقعا خاص و تقریبا پست مدرنه و سلیقه ای کار شده.
سلیقه و گوش شما هنوز توان شنیدن این همه تفاوت در آهنگسازی و حرف رو نداره. به نظر من یکی از بهترین ترک های این آلبوم آهنگ نقش بود. البته این هم به خاطر سلیقه من در متفاوت گوش کردن و خسته شدن از تکرار در موسیقی هستش. 
ترک تکرار هم جالب بود. به شخصه خودم تا حالا آهنگی که در قالب دیالوگ خونده بشه نشنیده بودم.
2- آلبوم برخلاف کارهای قبلی بهرام خیلی متفاوته و با آهنگسازی خاص مهدیار آقاجانی و ترک های بدون آهنگ خیلی خاص تر شده. 
3- این آلبوم از دو قسمت تشکیل شده.. یک قسمت کارهای متفاوتی که تا حالا نشنیدیم و خاصن و ترک هایی که شبیه کارهای قبلیه بهرامه که البته کمند. یعنی بهرام خواسته جوابگوی تمام گوش ها باشه البته بیشتر خاص تا عام

4- آهنگسازی مهدیار: به نظر من مهدیار از همون اول تو اوج بودو یکی از بهترین ها
و وقتی که یکی تو اوج باشه برای اینکه به اوجتر برسه و پیشرفت کنه باید چیکار کنه؟ باید کارهای متفاوت و جدیدو تجربه کنه... که این خودش خیلی سخت و ریسکیه.... به نظر من مهدیار تو آهنگسازیش غرق شده... قشنگ دست و پا زدن رو میشه تو آهنگها شنید. البته این دست و پا زدن به معنی ضعف و مرگ نیست. این غرق شدن یعنی کشتن زندگی معمولی و زیستن در دنیای موسیقی
5- محتوا و قافیه: من به شخصه اعتقاد دارم قافیه نباید فدای محتوا بشه. که در این مورد میشه به شعر های چندسال اخیر سروش هیچکس اشاره کرد
تو این آلبوم هم زیاد روی قافیه ها کار نشده و تمرکز اصلی روی محتوا بوده. ولی خوب آنچنان توی ذوق نمیزنه و گوش رو آزار نمیده
6- از نکات مثبت این آلبوم ترک های بدون موسیقی هستش و به هم پیوسته بودن ترک ها عالی بود، طوری که شما چندین ترک رو در قالب یک داستان در یک ترک گوش می کنید و همراه با قهرمان داستان میرید شعار یا گرافیتی روی دیوار میکشید و دستگیر میشید و از دید اون خیابون و دنیا رو میبینید. صدا برداری ها عالی انجام شده و قشنگ میشه موقعیت رو تصور کرد. 
ودر اخر باید بگم که آلبوم از زمان حال جلوتره و بعدها میشه به تمام حرف های بهرام کامل رسید. امیدوارم هرچه زودتر به اون زمانی برسیم که همه بفهمیم بهرام چی میگه و چی فکر میکنه.
مرسی که وقت گذاشتیدو خوندید.

***
پ.ن: شایان ذکر که این ها تماما برداشت های آزاد بنده هست و قطره کوچکی از این دریای بزرگ
یا علی



برچسب ها : تفسیر و نقد آلبوم اشتباه خوب بهرام , نقد آلبوم اشتباه خوب , تفسیر آلبوم اشتباه , مهدیار آقاجانی , آهنگسازی خاص مهدیار آقاجانی , سروش هیچکس , نقد سروش هیچکس ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه اجتماعی ,

مقدس ترین مکان دنیا کنج اتاق کوچک من است که حرف هایی دارد برای گفتن....
و دلم که میگیرد مینشینم رو به روی خاطراتم و دخیل میبندم به گذشته های شیرینی که مادربزرگ بود و لبخند میزد...


متن و عکس ارسالی از: Man Dge


****
پ.ن منصور: بله میبینیم که تو این صحنه خانوم man Dge اتاق زیباشونو به رخمون میکشن و به ما آجیخ میدن(دلمان را میسوزانند)



برچسب ها : کنج اتاق کوچک من... , مادربزرگ , خاطرات مادربزرگ , خاطرات کودکی , کافه جوان , دیزاین اتاق ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , مهمان کافه , کافه تنهایی ,
ارسالی از: Man Dge
***
نسل من آرام است
آررررررررررام...
و هیچ تردید زمانه ام را تهدید نمی کند
و ناراحت نمی شوم اگر معلم عزیزم میگوید "احمق" و من 18 سال دارم!
لحظه های من آواره نیست
و من هیچ گاه متهم نبودم و جامعه مرا عمیـــــــــق دوست دارد!
و روزی هزار بار جنگیدن برای این که خودم را زندگی کنم ..نگران کننده نیست اگر شکست میخورم!
من نمیخواهم مرا بشنوی!
نه!
مرا زندگی هم نکن
چیزی نمیخواهم فقط...
خانه ات آباد .. مرا قضاوت نکن !!



برچسب ها : مرا قضاوت نکن... , مهمان کافه , کافه جوان , متن های ارسالی ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه تنهایی , مهمان کافه ,
زودتر از اون چیزی که فکر میکردم به دعوتم لبیک گفتید.
این متن زیبارو دوست خوبم"Man dge" فرستاده. باشد که لذت ببرید.
****
وقتی که چشم هایت درد مبهمی را فریاد میزنند
وقتی که لب هایت نا گفته های انبوهی را به سکوت وا میدارند
وقتی می دانی چه مرگت شده است و نمیدانند
وقتی که تمام جهانت یک ابعاد شش متری میشود
...
تو در ازدحام تنهایی ات به اندازه ی یک کابوس کوتاه پنج دقیقه ای میمیری!
وحرف هایت در کنج گلویت کهنه میشوند وبغــــــــــــض به جان آرزوهایت می افتد
و در بحبوحه ی نمیشود ها میپوســــی.
آن وقت است که حتی یاد گریه های هم کلاسی سال دوم دبستانت می افتی که مادرش سرطان گرفت و پدرش زن!
و یاد آن دختری که سال دوم دبیرستان از مدرسه اخراج شد و گریه کرد..
یاد یاکریمی که لب پنجره ی خانه مان جان داد و خلاصه یاد تمام چیز های بد!
غرق نمیشود ها .. نمیشود با ایمان بود و کفر نگفت و دل بست..
فقط میشود سکوت کرد می شود نگاه کرد
می شود یک شکلات تلخ را با لذت خورد
میشود حتی خندید..شاد بود
اما نمیشود آرزو کرد
گاهی اندوهی نیست
کم نیاورده ای
ولی هیچ چیز مهربان نیست...
بعضی وقت ها که این نمی شود ها به سراغ مغزت می آید دلت یک هم صحبت ساده می خواهد
که به اشباهاتت خرده نگیرد
بگوید من هم اگر بودم همین کار را میکردم
...نمیدانم!

بهمن 93

****
پ.ن: منتظر نوشته های بیشتر از Man dge باشید.



برچسب ها : باید سکوت کرد... , کافه مهمان , کافه انتشارات , کافه جوان , شعرهای زیبا , من دیگه ,
دسته بندی : کافه تنهایی , مهمان کافه ,
از دوستای عزیزم من جمله "مادام" و "Man Dg" که مشتری های ثابتlون هستن و نظر میدن و چه اونایی که نظر نمیدنو فقط میان میخونن و میرن درخواست میکنم در این وانفسای تنهایی...مرا  بیش ازین تنها نگذارید.
حالا این خزعبلی که این آخر گفتم یعنی چی؟؟ هیچی...یعنی اینکه شما دوتا و شما چندتا، دست نوشته...دل نوشته...پا نوشته...شعر...مقاله....صحبت...داستان...آهن آلات...ضایعــــ....ببخشید وبلاگ رو وبلاگ شد. آره اگه چیزی نوشتید برام بفرستید که اینجا بذارم یکم در موردش بحث کنیم و بحرفیم،حوصله مون سر نره. همش که نمیشه من تکی بنویسم.
اون مشتری ثابتا...بله با خودتونم...شما دوتا...انتظار ویژه ای دارم ازتون
در ضمن ایمیل بنده: Mansour.p71@gmail.com
اون 71 هم سال تولدم نیست....سنمه...71 سالم بود که ایمیلو ساختم!
خوب دیگه...امری نیست
برید سریع ایمیل بزنید.




برچسب ها : دعوت به همکاری , دلنوشته , دست نوشته , پا نوشته , کافه جوان , منصور کبیر , داستان نویسی ,
دسته بندی : کافه طنز , مهمان کافه , کافه تنهایی ,
دلیلی وجود ندارد رنج بکشید. تنها دلیل رنج کشیدن شما این است که خودتان می خواهید رنج بکشید. اگر به زندگی تان نگاه کنید دلایل زیادی برای رنج کشیدن پیدا خواهید کرد اما یک دلیل منطقی برای رنج کشیدن پیدا نخواهید کرد. همین در مورد شادی هم صدق می کند. تنها دلیل شادی شما این است که خودتان می خواهید شاد باشید. شاد بودن یک انتخاب است، رنج کشیدن هم همین طور است.
ممکن است نتوانیم از سرنوشتمان فرار کنیم، اما یک حق انتخاب داریم و آن این است که از سرنوشتمان رنج یا لذت ببریم. رنج ببریم یا عشق بورزیم و خوشحال باشیم. در جهنم زندگی کنیم یا در بهشت زندگی کنیم. انتخاب من این است که در بهشت زندگی کنم. انتخاب شما چیست؟
***
بخشی از کتاب "چهار میثاق" نوشته دون میگوئل روئیز
این کتابو چند وقتیه شروع کردم و الان 8 صفحه  مونده تا تمومش کنم.
کتاب جالبیه...شاید با بعضی قسمت هاش موافق نباشم ولی من یه اعتقادی دارم و اون اینه که از هر کتابی میشه نکته های مثبتشو پیدا کردو اونارو استفاده کرد...هرچقدر هم اون کتاب منفی باشه. قضیه همون ادب از که آموختی....
فقط با این شرط که آگاهی لازم رو داشته باشی و بفهمی بی ادبی چیه.
یا علی



برچسب ها : انتخاب شما چیست؟ , چهار میثاق , کتاب "چهار میثاق" , بخشی از کتاب "چهار میثاق" , دون میگوئل روئیز ,
دسته بندی : کافه اجتماعی , کافه جالب انگیز ,
یادمه 5 سال پیش همین موقع ها بود....خودمو یه کنکوری دونستم. نشستم الکی الکی کمی درس خوندم و الکی الکی هم 7500 رتبه اوردم و الکی الکی هم یه دانشگاه دولتی تو رشته مکانیک تو یه شهری قبول شدم و الکی الکی هم درس خوندم تا الان که میخوام دوباره کنکور بدم. هیچی دگ این 4-5سال ما یکم الکی الکی تو زمینه درس گذشت. امیدوارم این 8 ماه آتی هم الکی الکی نگذره و یکم جدی جدی کار کنم.
یادمه سال کنکور کارشناسی تا یکم بیکار می شدم کلی جملات قصار طنز مینوشتم که البته بیشترش توی کتابای دوست ارجمندم احمد بود. یعنی کتابی ازش نمونده بود که اولین صفحه اش زخمی از دست من برنداشته باشه. و همیشه از دست من شاکی بود و میگفت منصور خیر سرمون قراره این کتابارو بفروشیما و اهدا کنیم...حداقل مینویسی زیر 18 بنویس که خونواده ای چیزی کتابو باز کرد ضایع نباشه.
و اولین روزی که احمد روی کتاب من یادگاری نوشت رو دقیقا یادمه(خیلی طول کشید تا بتونه به کتابای من زخم بزنه...اونقدری طول کشید که دیگه داشتیم دانشگاه میرفتیم...هاهاها). اونقدر هول کرده بود که شروع متنش اینجوری بود فکر میکنم::
منصور جان این اولین باریه که دارم تو کتابات مینویسم و واقعا از شدت شور و شعف در نوشتن کلمات قاصرم.....(و الی آخر....البته اینقدر کتابی و اینا بلد نبود بنویسه ها....من مضمونه کلیشو براتون نوشتم....خخخ)
آها....صبر کنید...عکسشو پیدا کردم...الان براتون اینجا آپلودش میکنم...فقط شرمنده اگه یکم بدخطه....از بچگی ام همینطوری بود :D
اینم از عکس:


بله...می بینید که
حالا یدونه عکس از خود درگیری های من با خودم رو واستون میذارم. فقط بابت خط خوردگی ها و دستخط بدم عذر میخوام(از بچگی دست خطم بد نبود...از وقتی با احمد آشنا شدم، اینجوری شد....خخخ)::



هیچی دیگه...اینم از داستان امروز ما...کنکوری شدیم رفت.
یادمه یه جمله نوشته بودم تو کتاب ریاضیم که مضمونش این بود:: 
کنکوری به دنیا آمدم...کنکوری بزرگ شدم....و کنکوری از دنیا رفتم!
من الله توفیق
منصور کبیر
9 رمضان 1436

پ.ن1: هیچی دیگه...عربی رو هم 22 درصد زدم!فقط هم معنی!




برچسب ها : کنکوری بودم....کنکوریم کردی! , منصور کبیر , کنکور کارشناسی , کنکور کارشناسی ارشد , طنز کنکوری , طنز نوشته های کنکوری , کافه جوان ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه عکس , کافه جالب انگیز , کافه تنهایی ,
آدم ها آنقدر زود عوض می شوند
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است.
****
پ.ن: بعضی از استادا یجور امتحان میگیرند که انگار نه انگار یه زمانی خودشون دانشجو بودن!!
شاید دارن انتقام اون امتحانایی که استاداشون ازشون گرفتنو از ما می گیرن...شــــــــــــــاید!! این چرخه ادامه داره!




برچسب ها : آدم ها , رفاقت , کافه جوان , منصور کبیر ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه تنهایی ,
داشتم آهنگ بلاتکلیف رضا یزدانی رو گوش میکردم که توش گفت ماکس اسکیژن! خیلی برام جالب شد که برم تو گوگل سرچ کنم ببینم کسی تا الان ازین دو کلمه پشت سر هم استفاده کرده. دیدم خیر.....گفتم چرا اولین نفر توی نت من نباشم!!
متن اهنگ رضا رو هم براتون میذارم حال کنید::
***

چه بلاتکلیفم وسط این بحران
تو کجایی بانو تو کجایی الان
من دچار آسمم این هوا آلودس
تو اگه برگردی ماسک اکسیژن هست
این هوا آلودس حتی تو شعر کهن
تو کجایی الان منبع اکسیژن
بی تو هر ویروسی به سرم میچسبه
خبر ترحیمم سر کوجه نصبه
وقتی نیستی تو شب من…
قلب یادش میره پمپاژ
میشه یه ماشین سنگین ته تاریخ یه گاراژ
زندگی یادم نیست از همه میترسم
یه هیولا اینجاست خاطرات مبهم
تازه من یک هفته س از تو دورم قربان
جه کنم بعد از این چه کنم با پایان
همه جا تاریکه برق کلا. رفته
بی تو قطع آب و برق و شعر و نفت
بی تو جنگ سوم تو جهانم رخ داد
همه ی گلهارو گوله پاسخ داد
وقتی نیستی تو شب من
قلب یادش میره پمپاژ
قلب یادش میره پمپاژ
میشه یه ماشین سنگین ته تاریخ یه گاراژ
****
پ.ن1: میدونم رضا درست میخونه...من خودم ماکس اسکیژنو بیشتر دوست دارم.



برچسب ها : منصور کبیر , ماکس اسکیژن , متن آهنگ بلاتکلیف رضا یزدانی , تو کجایی بانو تو کجایی الان , متن آهنگ های رضا یزدانی , آلبوم های رضا یزدانی ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه تنهایی ,
از پنجره اتاق ام خم شده بودم بیرون و داشتم ناخنامو میگرفتم که یاد دوتا دیوونه افتاده ام که از پنجره های اتاقشون آویزون میشدن و با هم حرف میزدن.
بارها و بارها و ساعت ها و ساعت ها
به مدرسه و پارک روبروشون نگاه میکردن و حرف میزدن
البته بیشتر اونیکه طبقه پایینتر بود نگاه میکرد...چون گردنش میشکست اگه میخواست اون دیوونه بالایی رو یدم نگام کنه.
****
پ.ن1: اون دوتا دیوونه من و سندمن بودیم در دورانی نه چندان دور(تقریبا 3-4 سال)
پ.ن2: لفظ دیوونه رو هم یکی از رهگذرا بدون اینکه مارو بشناسه رومون گذاشته بود.
پ.ن3: حال میکنید اینقدر کم پست میذارما....نه حال میکنید؟؟! خخخ



برچسب ها : دوتا دیوونه , منصور کبیر و سندمن , منصور و سندمن , کافه جوان , رفقای قدیمی ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه تنهایی ,
هیچی دگ...شمارو به کتاب دعوت کردم...همین

پ.ن: احتمال ویرایش و نوشتار بیشتر در آینده




برچسب ها : بفرما کتاب , نمایشگاه کتاب , کافه ج.ان , گافه جوان ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,
آخرین مطالب
» دوست داشتن زیاد ( سه شنبه 1 مهر 1399 )
» هر گوشه... ( یکشنبه 30 شهریور 1399 )
» کسی هست هنوز؟؟ ( یکشنبه 30 شهریور 1399 )
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ ... ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ ... ] (تعداد کل صفحات:64)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات