تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

نه فشار در مرا کشت.....نه داغ مرگ پیغمبر مرا کشت
به جان محسن شش ماهه سوگند....غم مظلومی حیدر مرا کشت





ای خدا
به حق این ایام
حاجت تموم بچه های کافه رو برطرف کن
اگه مشکلی براشون به وجود اومد،بهشون صبر عطا کن
.
یا زهرا
شرمنده ام
همین
.
یا حسین
به جان مادرت زهرا
شدم بی کس و تنها
کمکم کن
کمکم کن
.
دوستای گلم اگه تو این شبا عزاداریی شرکت کردید
اشکی از گوشه چشماتون ریخت
اندازه یه اپسیلون هم یاد من کنید
با خودم یکم مشکل پیدا کردم
دعا کنید واسم







برچسب ها : یا زهرا.... , شعری در مورد حضرت زهرا , عکسی برای سوگواری حضرت زهرا , منصور کبیر , التماس دعا , ایام فاطمیه , یا حسین ,
دسته بندی : خارج از کافه , کافه اجتماعی ,
با عرض سلام و تسلیت خدمت همه مردم کشورم علی الخصوص مردم شریف استان بوشهر

تسلیت هم به دو مناسبت. یکی ایام فاطمیه که توش هستیم و بعدی هم که خودتو بهتر میدونید... زلزله ای که اومد و جان و مال و سرپناه هموطنامونو ازشون گرفت. من بیشتر نمیخوام توضیح بدم و میذارم این عکس همه توضیحات رو بده:



میخوام از طریق همین کافه و با همراهی همه ی بچه ها با مردم استان بوشهر همدردی کنم و از همه میخوام تا هرجایی که توان دارن به زلزله زده ها کمک کنن چه از طریق مادی و چه معنوی...

امیدوارم در این ایام فاطمیه ، علاوه بر شور فاطمی ، به شعور فاطمی هم برسیم...

پستم رو با یه دو بیتی تموم میکنم:

آه زهرا تا ابد جاری بود

دست مولا تشنه یاری بود

چون علی شد بی کس و بی‌ هم‌ نفس

گفت یا زینب به فریادم برس




برچسب ها : ایام فاطمیه , زلزله بوشهر , کمک رسانی به زلزله زدگان بوشهر , شور فاطمی , شعور فاطمی , سندمن , کافه جوان , sandman , the sandman , cafejavan.ir ,
دسته بندی : خارج از کافه , کافه اجتماعی ,

سوختمو خاکستر شدم

ابر بودمو، گریه بی ثمر شدم

خون بودمو،لخته بی دمل شدم

درد بودمو،چهره بی اثر شدم

ساز بودمو،چنگه بی نوا شدم

گل بودمو، سوخته دربند شدم

اشک بودمو،خشکه کویر شدم

سوختم....

راه مرا باز کن

ابر میخندد

خون میریزد

درد میگیرد

ساز میزند

گل میبالد

و باز اشک میرقصد

***

به چی اعتقاد داری ؟ به عشق یا نفرت ؟

به چی اعتقاد داری ؟ به علم یا ثروت ؟

به عشق های قدیمی یا کینه های نو ؟

به جیب های خالی یا سینه های پر ؟

به چی اعتقاد داری ؟ به قطره های بارون ؟

یا شاید حتی به سکوت لحظه های آروم !

به خنده های یه بچه ی کوچیک ؟

یا به گریه های یه مرد تو خنده ی روتین ؟

به زندگیه خوب توی لحظه های الان ؟

یا به کشتن مردم توی غزه یا که عراق ؟

به هوس های کثیف با نصیحت پیرا ؟

به شعار های سفید یا حقیقت سیاه ؟

به چی اعتقاد داری ؟ به نوح با که مسیح ؟

به علی حسن حسین یا 9 تای بعدی ؟

به قناری تو قفس یا کلاغای آزاد ؟

به خوندن درس یا پول توی بازار ؟

ها ؟

یه چیزی بوده توی ماها

از بچه گی به چیزی مونده تو نگاها

یه چیزی که دستو پای مارو بسته

اون سنته که هنوز روبه روی ماهاست !

تورو به هرچی اعتقاد داری

تورو به هرکی که بهش اعتماد داری

قسم ،

ناراحت نشو ازم

فقط ،

آزاد باش ،

مهم نیست که به چی اعتقاد داری .

***

پ.ن:

شعر اولو خودم گفتم(البته اگه اسمشو بشه گذاشت شعر!)

شعر دومم تکست آهنگ *به چی اعتقاد داری* از بهرام هستش!




برچسب ها : سوختم , شعری از منصور کبیر , شعری از بهرام , آهنگ به چی اعتقاد داری؟ , تکست آهنگ به چی اعتقاد داری؟ , بهرام در کافه جوان , منصور کبیر و بهرام , آلبوم سکوت از بهرام , تکست آلبوم سکوت بهرام ,
دسته بندی : کافه اجتماعی , خارج از کافه ,

سلام به همگی!

 بحث امروز ما نیمه ی متفاوته. درست مثل هر بازی فوتبال که دو نیمه ی متفاوت داره زندگی هر کدوم از ما هم دو نیمه ی متفاوت داره که بالاخره یه روزی اون نیمه ی متفاوتشو بهمون نشون میده. آدمایی که دور و برمون هستن هم نیمه ی متفاوت دارن که وقتی نشونش میدن تازه می فهمین چقدر حال به هم زنن. سیاسمتمدار ها هم دو نیمه ی متفاوت دارن...

 قدیما وقتی به یه نفر میگفتن دو رو یعنی این آدم خیلی بده. اصلا صفت دو رو یه چیزی تو مایه های فحش خواهر مادر خودمون بود... ولی الان داشتن دو نیمه ی متفاوت برای همه عادی شده و حتی بعضی ها به داشتن دو نیمه ی متفاوت افتخار هم میکنن...

 منظورم نحوه ی برخورد نیستا ، مثلا خود من توی دنیای مجازی که هستم نحوه برخوردم با آدما فرق داره و یه فرم دیگه با همه حرف میزنم. منظور من آدمایی هستن که گرگن در لباس گوسفند. یعنی کسایی که بهشون اعتماد میکنی و تو برنامه های زندگیت راهشون میدی اما تو یه پیچ تاریخی ( همون نقطه عطف خودمون ) یهو اون نیمه متفاوت شونو رو میکنن و اون موقع س که دستت میمونه تو پوست گردو... اگه رابطه دوستی باشه کمرت میشکنه ، اگه عاشقانه باشه کاخ آرزوهات خراب میشه ، اگه اتفاقات اطراف زندگیت باشه قامتت خمیده میشه و وای به روزی که افرادی که روزی ملت دستشونه و تصمیماتشون رو زندگی مردم اثر میذاره و اسم دین رو یدک میکشن بخوان اون نیمه ی متفاوتشون رو نشون بدن...

 افرادی هستن که یا نمیدونن طرف نیمه ی متفاوت داره یا حافظه ی تاریخیشون ضعیفه. اینا هستن که اعتماد میکنن و بعدا می فهمن چه خاکی بر سرشون شده...

 و چه احمق و ساده و کوتاه فکرند افرادی که از یه سوراخ دوباره گزیده میشن و باز هم گول افرادی رو میخورند که یه بار قبلا نیمه ی متفاوتشون رو نشون دادند...

 عصری که توش زندگی میکنیم ، عصر نیمه های متفاوت یا همون آخرالزمانه. خیلی اتفاقا میفته که آدم فکر میکنه داره خواب می بینه.  چیزهایی از آدمایی می بینه که فکرش رو هم نمیکرد. تو این دوره هر کسی داره داد خودشو میزنه و کاری نداره بقیه سود می برن یا ضرر میکنن ، انگار این آدما زندگی میکنن که زنده بمونن و انسانیت و کلا دلیل اومدنشون به این دنیا رو یادشون رفته ( یا نمیخوان یادشون بیاد ) تو این گیر و دار هم یه سری آدمها یا بهتره بگم جریان ها هستن که دارن از آب گل آلود ماهی میگیرن و برای رسیدن به هدفشون از روی مردم رد میشن و بیگناه و گناهکار واسه شون توفیری نداره و دنبال هدف کثیفشون میرن. این افراد و جریان ها کلا نیمه ی متفاوتن و هیچ نیمه ی خوبی ندارن و سالهاست که همه از این موضوع خبر دارن ولی امان از دو عامل : جاهلیت و عاملیت....


ما توی شدید ترین تحریم هایی هستیم که تا حالا تاریخ بشر به خودش دیده. اونم به خاطر یه بهونه ی الکی که اصلا وجود نداره : بمب اتم! اصلا طبق دین اسلام داشتن و استفاده کردن از بمب اتم حرامه چون کشتار جمعی به بار میاره و بیگناه هایی که کشته میشن از اونا که باید بمیرن بیشترن.  هدف ما داشتن انرژی هسته ایه برای تولید برق و مسائل پزشکی و... ولی این کشور های اروپایی و آمریکا و اسرائیل بمب اتم رو دستاویزی برای خودشون قرار دادن تا به اهداف خودشون برسن و اصلا هم براشون مهم نیست که سر مردم ایران چی میاد. خدا رو شکر خیلی از مردم کشورمون سر آرمان هاشون و هدف مقدس این نظام وایسادن ولی هستن آدمایی که از وضع موجود خسته شدن و راضی شدن به نبود برنامه ی اتمی و رابطه با آمریکا در حالی که همه میدونن آمریکا و انگلیس و اسرائیل دشمن آشکار این مملکت بودن از اول تاریخ. البته این گروه از مردم دو دسته میشن: دسته ای که دغدغه ی اصلیشون سیر کردن شکمه و دسته ای که از روی شکم سیری این حرفا رو میزنن...


ما ها باید بیشتر حواسمون به مسئولین کشورمون باشه که یه وقت با نیمه های متفاوتشون خائن از آب در نیان. حافظه تاریخی بلند مدت اگه داشته باشین یاد اولین رئیس جمهورمون یعنی بنی صدر میفتین که نیمه ی متفاوتشو نشونمون داد و بعد از تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا مشخص شد که جاسوس بوده و تمام این مدت به کشور خیانت کرده... بعدشم با روسری و دامن فرار کرد!


الان که در آستانه ی  انتخابات ریاست جمهوری هستیم خیلی خوب حواستونو جمع کنید تا توی این بلبشو بازی نخورید و با افراط و تفریط باعث نشید به کشورمون خیانت شه. آگاه باشید هرکسی که اومد وعده داد با آمریکا ارتباط برقرار میکنیم و انرژی اتمی رو تعلیق میکنیم یا موضعش درباره کمک به سوریه (درباره سوریه یه پست مفصل میذارم که بدونید چه اهمیتی برای ایران داره) با دولت فعلی فرق میکنه ، یا جاهله یا عامل...


جاسوس ، عامل ، خائن و صد البته جاهل شاخ و دم ندارن که بشه راحت تشخیص داد. ولی مطمئن باشید خودشون خودشون رو لو میدن. در کنار برنامه ی اتمی و موضع درباره ی سوریه دو فاکتور دیگه رو هم در نظر بگیرید: شعار و  هجمه به رهبر و حمله به دین اسلام توسط گروهی خاص....


نمیشه نیمه های متفاوت رو از بین برد اما میشه با تشخیص شون جلوشون وایساد و از مشکلاتی که به بار خواهند آورد جلوگیری کرد. مراقب نیمه های متفاوت باشید...


از من نکنید خدافظی!




برچسب ها : سندمن , کافه جوان , نیمه ی متفاوت , سیاست , سوریه , شعار علیه رهبر در انتخابات , مذاکرات با آمریکا , تحریم ها , برنامه اتمی ایران , بمب اتم , ایران بمب اتم نمیخواهد , انتخابات ریاست جمهوری , بنی صدر , بنی صدر جاسوس , آمریکا , انگلیس , کشور های اروپایی , اسرائیل , sandman , cafejavan ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,
ضمن عرض سلام و خسته نباشید به همه محصلا و دانشجوها( به خاطر فشاری که قراره تا چند وقت دیگه رومون بیاد)همونطور که متوجه شدید،فاطیما خانوم پس از درس خواندن های فراوان(خرخوان)
دوباره به میادین کافه برگشته اند و شروع به فعالیت کردن
امروز هم که زحمت کشیدن و یه شعر برای ما ارسال کردن. من حس میکنم این شعر رو از حافظ دزدیده! یعنی اونموقع حافظ بهش الهام شده بود که قراره کافه جوانی راه بیفته و منصور کبیر و سندیی هم به دنیا بیان!
دست مریزاد حافظ
اینم از شعر:::

عهه عههم!!!
 
داری میخونی ریتمو نگه داریااا لطفا!
 
     توی این کافه ی جوان هزار تا قصه داره...
    
    توی سایت پرطرفدار کرکر وخنده داره...
 
    کافه چیو سندی جان به دنبال یه راهن
 
    که از دست ماسون ها پناه برده ی سایتن...
 
    سندیه کافی سایته ما هزار تا قصه داره
 
     شاید اوهم مثه ما دلی پر غصه داره
 
    این پسر باصفا پر از حس (((انسانه)))...
 
    منصور کبیر کافه..!هیچی نگم بهتره
 
    خنده و شادی داره حس میکنم کل  خره                       "ببخشید..خوچی کا کنم حس میکنم دیگه"
  
   ولی دلش که پاکه این خصلتش سر تره
 
   توی این کافه ی جوان هزار تا قصه داره
 
   توی سایت پر طرفدار کرکروخنده داره...
 
   توی این کافه جوان مهربونه احمده
 
   حرفاش توی هر پستی یادگاری میمونه..
 
   احمد قصه ی مامبتلای یه درده
 
   اونم مینویسه اسم به لاتین و فاصله..!
 
   توی کافه ی جوان هزار تا قصه داره 
 
   توی سایت پر طرفدار کرکروخنده داره
 
   دلم تنگ میشه وقتی
 
   چند روزی و نمیام   
 
  توی صندوق چه ی دل
 
  کافه جوانومیخوام..
 
  خداحافظت سندی ...ترورنشی یه وختی
 
  منصور کبیرم داوش همیشه خوش خنده باوش
 
 
  کافه چی کافت به راه...دست خدا به همراه!
 
 
 
 
 
 
 
                                                                                                                 فاطیما

****
یا تشکر از فاطیمای عزیز که همچین وقتی برای ما گذاشتن و برای ما شعر سرودن
خیلی خوشحالمون کردی
دم شما گرم




برچسب ها : شعری در مورد بروبچ کافه | متن ارسالی توسط فاطیما خانوم , فاطیما , منصور کبیر , سندی , احمد , بروبچ کافه جوان , مطالب ارسالی مهمان ها , شعری طنز درباره کافه جوان , شاعر بزرگ فاطیما خانوم , مطالب فوق طنز , کرکر خنده ,
دسته بندی : کافه طنز , مهمان کافه ,

سلام خدمت همه دوستان و همراهان و مردم کشورم!

من خیلی وقت بود دنبال یه لوگوی درست و حسابی میگشتم برا خودم و در صدد بودم خودم بسازم اما خوب جور نمیشد و ایده خوبی هم نداشتم

با توجه به اینکه طرفدار شدید منچستر یونایتد هستم گفتم بذار از لوگوی تیم محبوبم استفاده بهینه کنم! و نتیجه اینی شد که منشاهده میکنید:

 

حالا هم میخوام واسه تون توضیح بدم که جریانش چیه:

بالاش اسممه و پایینش هم فامیلیم. با فونت لیگ برتر انگلیس نوشتمش. بالاخره تمام تیم های حاضر تو این لیگ موظفند از این فونت روی پیراهن ها استفاده کنن. اطراف اسمم دوتا قلب هست. یکیش مال خودمه که برای دوستان ، همراهان و مردم کشورم می تپه و اون یکی قلب مال دوستان ، همراهان و مردم کشورمه که برای من می تپه!

وسط لوگو عکس شیطان رجیم بود (به قول منصور) که دیدم اصلا درست نیست! اونم برای من که فعال مبارزه با صهیونیسم جهانی و شیطان پرستی ام! این شد که با اردنگی پرتش کردم اون ور و شماره 7 خودمو گذاشتم جاش! یه شماره 7 کوچیک هم اونجا هست که مال سلطان اریک کانتونا و البته آقا فرهاد خودمونه!

دوتا دایره اطراف لوگو رو خیلی حرفه ای کار کردم! سمپ چپ ماه و ستاره که نماد دین اسلامه و سمت راست هم یه ستاره 6 پره که یه خط هم کشیدم روش به عنوان نماد نابودی این صهیونیست ها هدف ماست در راستای ظهور امام زمان...

می بینید که اگه از لوگوی شیاطین سرخ درست استفاده کنیم میتونیم به آینده ی سبز بریم. البته با کمک دوستان ، همراهان و مردم کشورم!

با تشکر از اریک کانتونا و فرهاد مجیدی!

تا پست های بعدی از من نکنید خدافظی!




برچسب ها : سندمن , سندمن سالواتوره , سندمن و فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمن , فرهاد مجیدی , اریک کانتونا , اریک کانتونا و سندمن , سندمن و اریک کانتونا , لیگ برتر انگلیس , منچستر یونایتد , سندمن در منچستر یونایتد , کافه جوان , سایت کافه جوان , دین اسلام , مبارزه با صهیونیسم جهانی و شیطان پرستی , مرگ بر اسرائیل , sandman , cafejavan , cafejavan.ir , we love islam , down with Israel , کافه همشهری جوان , کافه جوانی ,
دسته بندی : خارج از کافه ,
ســــــــــلـــــــــــــام..خوبین؟؟؟...دوباره اینجانب پساپس عید رو تبریک میگم!!!...خب در کل مقدمه رو بیخیال شیم بریم سراغ زندگینامه سندمن،مرد شنی....

هیچکس ندانست وی در چه سالی چشم به جهان گشود اما نظریاتی وجود دارد که او با جنتی دوستان قدیمی هستند.پدرش مجسمه ساز بود و همه او را پدر شپتو صدا میزدند.دریک روز بارانی که پدر شپتو در ساحل آرام طوفانی مشغول آفتاب گرفتن بود(!)،تصمیم گرفت با ماسه های ساحل آدمکی بسازد...او ابتدا سر، بدن و سپس دست ها و پاهایش را ساخت.اما به دلیل کم آوردن ماسه،بدنش کوچکتر از سرش شد...در همان هنگام فرشته ی پلید مهربان ظاهر شد و به مجسمه ی پدر شپتو زندگی بخشید...واینگونه شد که سندمن چشم به جهان گشود!
سندمن روزها به مکتب خانه می رفت و به آموختن کتاب های بوستان سعدی،منطق الطیرعطار،قانون ابن سینا و مهمونی خاله کوکب می پرداخت و شب ها نیز، به دور از چشم پدرش، در زیر نور کرم های شب تاب به مطالعه ی کتاب "زن ها را بشناسیم" می پرداخت.وی در نوجوانی با مارکوپلو همسفر شد و از کشورهای زیادی دیدن کرد. پس از بازگشت از سفر در 21 سالگی عاشق شهین خانم سرکوچه شد....او بارها به خواستگاری رفت اما با مخالفت شدید پدر شهین روبه رو شد... سرانجام 4سال بعد در شبی تاریک که مهتاب به درخشانی می درخشید با شهین جون فرار کردند....آنها در جنگل های امازون ساکن شدند...غذای ان ها گیاه آدم خوار و کاکتوس و لباس آن ها خارهای بیابان آفریقا بود....سندمن در 35سالگی صاحب 6قلوهایی با نام های بتمن،اسپایدرمن،تارزان،مهین،پروین و نسرین شد... وی 10 سال بعد شهین جون را از دست داد و از فرط ناراحتی و افسردگی دست به خودکشی زد....اما هیچگاه نمرد!!!!! سرانجام نیز فرزندانش را رها کرد و سر به کوه و بیابان نهاد. چندقرنی از دیدهمه پنهان بود تا اینکه کافه چی او را در فیسبوک،درحال مخ زدن پیدا کرد و او را دانلود نمود و در کافه جوان استخدام کرد....

تمــــــــــــــــــوم شد....خوب بیـــــــــــــــــد؟؟!!...بروبچ خودم راز کشتن سندمن رو کشف کردم!!!...باید یه سطل آب روش خالی کنیم،بعد تبدیل به شل میشه و از بین میره...احسنت به خودم!!!!چشم حسود کـــــــــــــــــــــــــور....تف تف
اینبار شاعرهم نداریم مرخصی گرفته تا عیال و بچه هاشو ببره مسافرت!!!
پس تا درودی دیگر بدرووووووووووووود....



برچسب ها : زندگینامه سندمن , جنتی , طنز جنتی , مجسمه , مجسمه ساز , مکتب خانه , بوستان سعدی , منطق الطیرعطار , مهمونی خاله کوکب , زن ها را بشناسیم , قانون ابن سینا , تارزان , بتمن , اسپایدرمن , کرم شب تاب , شهین , مهین , پروین , مارکوپلو , فرشته ی مهربان , فیسبوک , طنز فیسبوک , کافه چی , دانلود , شاعر , جنگل امازون , گیاه آدم خوار , کاکتوس , خار , بیابان آفریقا , طنز , مطلب طنز , مطالب طنز , جدیدترین مطالب طنز , متن خنده دار , متن طنز , متن طنز جدید , بروزترین مطالب طنز , کافه جوان , سایت کافه جوان , تمپتر , نوشته های تمپتر , کافه طنز , کافه جالب انگیز , سندمن , the tempter , the sandman , cafejavan.ir ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز ,
سلام به دوستان خوبم! 


قبل از هرچیز به قول تمپی عید رو پساپس تبریک میگم و میخوام کم کار بودن من در این یه سال رو ببخشید! به هر حال اوایلش یکم طول میکشه. آدم باید اول خودشو از نظر اطلاعاتی پر کنه بعد بیاد برا مردم مطلب بنویسه که حق و ناحق نشه خلاصه!
سال 91 به شخصه برای من سال مزخرفی بود... حالا بماند چرا. امیدوارم سال 92 سال خوبی باشه چه برای من ، چه برای دوستام ، چه برای کافه و چه برای شما مردم عزیز.


سال 91 رو میشه سال رسوایی ها نامید! مخصوصا برای شبکه های ماهواره ای! از رسوایی اخلاقی کارکنان بی بی سی ( فارسی و انگلیسی ) بگیر بیا تا پخش سریال های غیر اخلاقی و ضد ایرانی از شبکه GEM و بسته شدن و باز شدن این شبکه و البته گل سرسبد همه این ها رسوایی های شبکه ی من و تو!

توهین به شیعه و امام علی (ع) و علنی کردن دشمنیشون با نظام سوریه و بشار اسد رو که وخدم قبلا بهش اشاره کرده بودم! بقیه ش میشه ازدواج دو کارمند همجنسگرای شبکه (امید و تیام) ، لو رفتن یهودی بودن یکی از مجریا ( پانته آ ) آوردن یه خواننده محجبه در آکادمی گوگوش و برنده کردن اون که چند روز پیش فاش شد عضو سازمان مجاهدین خلق بوده ( ارمیا ) و غیره و غیره که به مرور زمان همه شو بررسی میکنیم!

من میخوام یه دورنما بهتون بدم از کارهایی که امسال قراره بکنم تو کافه!
سال گذشته این بحث نماد شناسی ها و ... رو داشتیم که با استقبال نسبتا خوبی مواجه شد. حالا امسال میخوام به بخش هیجان انگیز کار وارد شیم!
اونم چیزی نیست جز افشاگری و ریختن پته ی ملت روی آب!
البته این بین یکم هم بحث تاریخی ممکنه پیش بیاد که مسلما جذاب خواهد بود
حالا این افشاگری های ها در چه زمینه هاییه؟ میگم بهتون! فیلم ها - کارتون ها - سریال ها - شبکه های ماهواره ای - افراد و حزب های سیاسی - فوتبالیست ها و ......
بین این ها خودم نقد فیلم و شبکه های ماهواره ای رو خیلی دوس دارم! 

پیشاپیش فرا رسیدن ایما فاطمیه رو بهتون تسلیت میگم و امیدوارم مثل یه مسلمون واقعی تو این ایام رفتار کنیم و سالمون رو فاطمی آغاز کنیم...

جهت پیروی از بقیه دوستان (!) منم دو بیت شعر آخر پستم میذارم که کسی هم شک نکنه!


سوگند به ایزد و به قرآن مجید / سوگند به حیدر و به زهرای شهید 

نامَردم اگر سیه به این تن نکنم / گور پدر عید نو و سال جدید


همه تونو به خدا میسپارم. از من نکنید خدافظی...!



برچسب ها : سندمن , سندمن سالواتوره , کافه جوان , نوروز با سندمن , سندمن مبارز , سخنرانی های سندمن , پروژه ی بیداری , رسوایی شبکه های ماهواره ای , عکس های لو رفته از عروسی امید و تیام , من و تو , جم تی وی , بی بی سی , رسوایی اخلاقی شدید در بی بی سی , لو رفتن پشت پرده ی شبکه های ماهواره ای توسط سندمن , سندمن و کافه جوان , سندمن و تمپتر , Sandman , cafejavan , cafe javan , cafejavan.ir ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

سلوووووم...خوبین؟ اینجانب پساپس عیدو تبریک میگم....ایشالله که هرروزتون عید باشه....

 

♥ سوز به دل همتـــــــــــون...67تومن عیدی گرفتم چشتـــــــــــون در آد!!!...کی گفته عیدی مال بچه هاست؟!! کسی نیست به اینا بگه بابا خرج زیـــــــــاده...یکم درک کنید...ماهم خیر سرمون آدمیم!!...البته 50تومنشو ددی جونم داد که مامان خانم همون لحظه گفت تمی جـــــــــــــــونم؟؟؟ الهی مامان فدات شــــــــــه؟؟!!... همین که به خودم اومدم دیدم 50تومنم دست مامانمه!! اصلا نفهمیدم چی شد....

 

♥ قابل توجه بعضیا که توی GEM TV  تبلیغ حراج فروشگاه green house رو دیدن بعدشم جوگیر شدن واسه خرید رفتن اونور آب(دبی) بعدشم با قیمت های 60درهم(60هزارتومن) و 50 درهم(50هزارتومن) مواجه شدن....یه پیغام واسشون دارم:بوی سوخته میاد!!!!چیزی سوخته؟؟؟؟!!فکر کنم دماغتون ســــــــوخته!!!پریسا جون لااقل توی فرودگاه چهارتا کاکائو و شکلات بگیر دستت نگن دست خالی برگشتن...!!!خخخخخخخخخ....خودتون مسخره اید!!!!

 

♥ امسال سفره هفت سینمون کامل نبود!!مامی از سر بی حوصلگی رفته یه سفره هفت سین اماده از توی انباری ورداشته آورده که سمنوش خشک شده بود،سرکه هم نداشت!! گفتم پس سبزه چی؟؟؟...سفره هفت سینو ورداشت کنار درخت مصنوعی توی خونه گذاشت،گفت اینم سبزه!!گفتم پس ماهی چی؟؟ آکواریومو ورداشت کنار سفره گذاشت،گفت اینم ماهی!!گفتم سرکه چی؟؟...گفت تمی با جارو میفتم دنبالتا!! گفتم خب مادر من لااقل بیا دبه ی سرکه رم بذاریم کنارش رزق و روزی بهش برنخوره نیاد خونمون!!!شایدم نصفه اومد!!!....به سلامتی همه ی مادرای ایرووووووونی.......

 

♥ دارم آهنگ عید گوش میدم،یارو اولش یه دم عمــــــــــــــیق میکشه میگه: بوی عیدی،بوی تو!!!بوی کاغذ رنگی...بوی تند تپش قلب من از دیدن تو...!!!وسطاشم میگه بوی عکسو بوی قابو بوی فنجونو بوی قهوه...!!!!یارو فقط داره بو میکشه!! به جون همین 11تا بچه و 8تا نوه و 14نتیجه هام سگ همچین مشامی نداره ها!! دست هرچی سگه از پشت بسته لامصب!!!آوووووووریـــــــــــــن....

 

♥ گفتیم اینبار واسه عید ایرانسلو شارژ کنیم که کلی خدمات به عنوان عیدی میده...نمیدونم اینبار این ایرانسله جوگیر شده بود یا زده بود به سرش!!! هر پیامی که میفرستادم به جای 10تومن،50تومن کم میکرد نامرد....تهشم پیامو ارسال نمیکرد!!....داری با دم شیر بازی میکنی ایرانسل خان!!حالا دیگه به جای عیدی دادن، عیدی میگیری؟؟؟!!...همین امشب همراه اولو شارژ میکنم تا چشت درآد!!! ایرانسل بـــــــــــــــــــــــــــــــــــوق....!!

 

به قول شاعر که میفرماید:

 

ای کاش که هر لحظه بهاری باشی
هر روز پر از امیدواری باشی
هر ۳۶۵ روز امسال
سرگرم شمردن هزاری باشی!

دلتون خندون و لباتون شاد!!!(آرایه لف و نشر استفاده کردمــــــــــــا!!!) بدروووووووووووووود....




برچسب ها : عید , ویژه نامه عید , ویژه نامه عیدتمپتر , مطالب طنزعید , عیدی , پول , gem tv , green house , دبی , درهم , پریسا , شکلات , کاکائو , فرودگاه , سفره هفت سین , سفره هفت سین92 , سفره هفت سین جدید , سرکه , سمنو , سبزه , ماهی , سکه , آکواریوم , درخت مصنوعی , مادر , آهنگ عید , آهنگ عید نوروز , قهوه , فنجون , عکس , سگ , مشام سگ , ایرانسل , همراه اول , طنز ایرانسل , طنز همراه اول , خدمات ایرانسل , مطالب طنز , طنز جدید , طنز92 , نوشته های تمپتر , tempter , cafejavan.ir , دست نوشته های تمپتر , عید 92 , سال 92 , کافه جوان ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت