تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان




گاهی فکر می کنم آیا ما هم می توانیم پس از سال ها اینگونه کنار هم روی نیمکتی بنشینیم و هنوز هم برای یکدیگر تکراری نباشیم؟ اگر هم تکراری بودیم، از آن تکراری های لذت بخش باشیم؟


***
از صحبت های تخیلی من با همسر تخیلی آیندهام
خخخ
اردبیل
روبروی بقعه شیخ صفی الدین




برچسب ها : صحبت های تخیلی , بقعه شیخ صفی الدین , اردبیل , روبروی بقعه شیخ صفی الدین , صحبت های تخیلی من با همسر تخیلی آیندهام , کنار هم روی نیمکتی ,
دسته بندی : کافه تنهایی , کافه طنز , کافه عکس ,
 
بودن و خوندن از دریا
کاریست بس تکرای
ولی مانده به اینکه چه کسی بماند و چه بخواند
دریا شیرین ترین تلخی خاطراتم را به زبان میاورد. خاطراتی بس دلهره آور آرامش بخش
گویند چندین نفر را با خود برده است
ای کاش مرا هم به سفره آب و نمکش دعوت کند
***
دریای #خزر
#تابستان 94
پ.ن: در ضمن من از سفر برگشتم... بپاشید بیاید



برچسب ها : شمال , دریای خزر , شعر درباره دریا , عکاسی , شنا دریا , عکس های لورفته از دریای خزر ,
دسته بندی : کافه عکس , کافه جالب انگیز , کافه تنهایی ,
نوشته ارسالی از مهمان کافه:: مادام
**
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
خداگفت:پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم:اگر وقت داشته باشید!
خدالبخند زد و گفت:وقت من ابدی است،چه سئوالی در ذهن داری که میخواهی از من بپرسی؟
گفتم:چه چیزبیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
خداپاسخ داد:*اینکه آنها از بودن در دوران کودکی ملول میشوند؛عجله دارند که زود بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را میخورند
*اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول میکنند وبعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند!
*اینکه با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموش شان میشود!آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.
*اینکه چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند!

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دوساکت ماندیم.

بعد پرسیدم ...به عنوان خالق انسانها میخواهید آنها چه درس هایی را از زندگی یاد بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد...
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
اما میتوان محبوب دیگران شد.
یادبگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
یاد بگیرند ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد؛بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سال ها وقت لازم است تا آن زخم التیام یابد.
با بخشیدن بخشش یاد بگیرند 
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند اما بلد نیستند احساسشان ر ابراز کنند.
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع یکسان نگاه کنند و آنرا متفاوت ببینند
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند

و یادبگیرند که من اینجا هســــــــــــــــــــــــتم 
همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیشه

نوشته ی ریتا استریکلند
***
پ.ن1: با تشکر از مادام بابت متن زیبایی ارسالیشون
پ.ن2: بنده 10 روز رفتم مسافرت
پ.ن3: کافه رو اول به خدا و در آخر به شما میسپارم
پ.ن4: تو این ده روز احتمالا سر بزن و پست بذارم اگه نت گیرم بیاد
پ.ن5: هیچی...فقط خواستم تعداد پ.ن هام زیاد بشه...
پ.ن6: میگن پشت بازو میاره
پ.ن7: 94/5/15



برچسب ها : اینجا هستم همیشه‎ , ریتا استریکلند , خدا با لبخند پاسخ داد , گفتگو با خدا ,
دسته بندی : کافه تنهایی , مهمان کافه , کافه اجتماعی , کافه داستان ,
متن ارسالی از مهمان کافه:: Man Dge
***
من حس میکنم اتفاقی افتاده است که از آن بی خبریم..
واقعه ای شبیه یک قتل غیر عمد..
باورمان نیست انگار که چیزی شده است..
نمیدانم حواست بود یا نه..امادیروز که باران آمد زمین تازه نشد..
یا باران باران نبود یا....
گمانم اتفاقی افتاده است!
وکبوتر ها انگار از لب پنجره ها میترسند!
زمستان میشود؛
برف نمی آید..
باران نمی آید..!
.. و آن مرد هم نمیدانست در "سیل مرداد ماه" خواهد مرد..(!)
چیزی سر جایش نیس..
انگار...اصلا نیست..
"یادم می آید سر کلاسی،هر چه معلم میگفت نمیشنیدیم،درسش را داد و رفت! دیگر نیامد..مدیرمان گفت خسته اش کرده بودیم.."
حسی در عمق وجودم..
با..
تردیدی خاص..
با لرزشی در صدا..
آرام و زمزمه وار میگوید:
.
خدا سال هاست که بساطش را جمع کرده و رفته است!
94/5/8



برچسب ها : بساطت کو خدا؟ , متن ارسالی از مهمان کافه , سیل مرداد ماه , برف نمی آید , باران نمی آید , واقعه ای شبیه یک قتل غیر عمد ,
دسته بندی : کافه تنهایی , مهمان کافه ,
همونطور که گفته بودم یک داستان دیگه برای مسابقه میهن بلاگ تنظیم کردم به صرف شرکت در گزینش داوری
امیدوارم خوب باشه و بتونم یه جایزه از تو این نویسندگی در بیارم.
هرچند دوستان هم مثل اینکه فهمیدن باید چیکار کنن و متن های قشنگ بین پست های ارسالی دیده میشه.
توکل بر خدا
اینم لینک داستان
برید بخوانید و اینجا نظر بدهید::



برچسب ها : به امید بهترین تغییرها , داستان های منصور کبیر , نویسندگی , داستان های اونجوری , داستان های بهشت و برزخ , داستان اونجوری , داستان خفن ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه جالب انگیز , کافه داستان , داستان های منصور کبیر ,
یه نوشته جدید از دوست خوبمون "Man Dge" که ترکونده...عالیه یعنی این نوشته شون:: باریک الله
سخن کوتاه می کنم...بخونید و لذت ببرید:
*****
من در اعماق خاطراتم لحظاتی دارم شبیه پرواز..
و در مقابلش روزهایی که هرگز نزیستمشان..
در عمق خاطراتم روستایی جان دارد که یادم می آید روزی راه خاکی اش را تا گرمابه ی مخروبه پیاده رفته ام..
و یادم می آید عروسی بود،در ده!
در اعماق خاطراتم تصویریست از من!که در برابر حجم خالی یک عشق ایستاده است و نگاه میکند .. و باورت میشود که شاید این حجم خالی،خالی نیست!
و رازی در این تصویر است!
من پرواز را دیدم،وشاید اندوه را،من روستا را،نسیمش را،
حنای دست عروس..
من عشق را دیدم..
و این دیدن ها همان ادراک سبزی است که شعور می آورد..واسلحه پشت گوش شعر میگذارد که زاده شود!
واین دیدن ها...
واین دیدن ها...
من فکر میکنم معجزه ای در من است..
معجزه ای به نام 
چشم هایم!!
.

_______
94/5/6
***
پ.ن منصور: دوستان کم کاری می کننا....شما هم بفرستید دیگه....یکم از *Man Dge* یاد بگیرید



برچسب ها : معجزه ای به نام چشم هایم , Man Dge , شعرهای زیبا , شعرهای کوتاه , دلنوشته های عالی , بهترین دلنوشته ها و دست نوشته ها , کافه جوان ,
دسته بندی : کافه عکس , مهمان کافه , کافه تنهایی ,
سلام علی آل کافه 
داستان ازین قراره که میهن بلاگ یه مسابقه گذاشته با مضمون #ماشین زمان--اگر به 10 سال قبل برگردید چکار می کنید؟#
که از داوراش سروش صحت و لیلی رشیدی هستند. جایزه های خوبی هم میده.
بنده هم شرکت کردم
گفتم شما هم شرکت کنید
ضرر نداره
بعدش اینم لینک داستان من::
برید بخونید و اگه خوشتون اومدو دوستم داشتید برام لایک بزنید.
دمتون گرم


البته قبلش اینو بهتون بگم...نوشته های دیگران رو بخونید..بعدش بیاید نظرتونو اینجا در مورد داستانم بگید.
و دیگر اینکه قراره یه داستان به صرف شرکت در  داوری بفرستم.
این داستانم بیشتر جنبه برنده شدن در رای مردمی داره
پس لایک فراموش نشه...دست شما هم درد نکنه




برچسب ها : داستان اونجوری , داستان خفن , داستان باحال , ماشین زمان , طنز در مورد سروش صحت , مسابقه میهن بلاگ , سایت اونجوری ,
دسته بندی : مسابقه های جایزه دار , کافه طنز , کافه جالب انگیز , کافه داستان , داستان های منصور کبیر ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت