تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

امروز عید غدیر است
اما چرا عید؟
چرا این روز را جشن میگیریم؟
چرا فقط ما شیعیان این روز را جشن میگیریم؟
امروز همانقدر که روز جشن است روز ناراحتی هم هست.
روز پشیمانی
روز بدبخت شدن
چرا که امروز روز جدایی حق از باطل است...
پیامبر گفت پس از من امتم 73 فرقه میشود که فقط یکی از این فرقه ها بهشت را می بیند
و کیست که نداند این فرقه ، فرقه ی علی و فرزندانش و شیعیانشان است؟
اما علی کیست؟
چرا علی حق و باطل را از هم جدا کرد؟
چرا علی قسیم النار و الجنه (تقسیم کننده بهشت و جهنم) است؟
علی خطیست در میانه ی تاریخ
میانه ی آفرینش
دو گروه مخلوق بیشتر نداریم : شیعه علی و دشمن علی
نیست کسی که نسبت به علی بی تفاوت باشد
می گویند حسین تا ابد خطی میان حق و باطل کشید
اما چه کسانی حسین را کشتند؟
کسانی که از پدرش علی کینه در دل داشتند
آری! جرم حسین ، پسر علی بودن بود!
علی کیست؟
علی کیست؟
علی کیست؟
این را باید مدام از خود بپرسیم که علی که بود؟
مگر چه کرده بود؟
چه روشی برای زندگی اش در نظر گرفته بود که ما شیعیان باید این روش را مشایعت کنیم؟
شناخت علی چالش اصلی مردم جهان به خصوص ما شیعیان است
از شناخت علی به شناخت خدا میرسیم
روزت مبارک ای علی...
ای که قبل از آفرینش هم سرت دعوا بود...



برچسب ها : علی کیست؟ , شناخت علی , عید غدیر , پست ویژه عید غدیر ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام به همگی.

ما الان سالهاست درگیر فساد مالی تو کشورمون هستیم و از هر سمتی میایم جمعش کنیم یه ور دیگه از دستمون در میره. روزگاری بود هم همین مملکت کمتر کسی به مخیله ش میرسید رشوه بده و رشوه بگیره. ننگ میدونستیم برای خودمون. از بابا ها و بابا بزرگ هاتون اگه بپرسید بهتون میگن. نمیگم نبود ، اما خیلی کم بود و فضای عمومی جامعه از این چیزا نفرت داشت. چرا؟ چون به یه چیزی معتقد بود به نام دین که جلوی کثافت کاریهاشو چه به لحاظ اخلاقی و چه به لحاظ مالی میگرفت. این زمانی که میگم میشه طول دوران دفاع مقدس و چند سال بعد از اتمامش. وقتی که کشور افتاد رو دور سازندگی و میخواست خرابی های جنگ رو جبران کنه (که هنوز هم نتونسته) بانک ها به کمک کار آفرینان و ساختمان سازان و ... رفتن و شروع کردن به دادن وام های هنگفت با بهره پایین و در همین حال آریایی های غیور و البته خود زرنگ پندار ، لقب همیشه حاضر در صحنه رو هم از آن خودشون کردن و شروع کردن به وام گرفتن!

میومدن وام میگرفتن برای ساخت کارخونه مثلا فکر کنید 100 میلیون تومن. بعد میرفتن تو بیابون برهوت دو هکتار زمین میخریدن و دورش دیوار میکشدن و دوتا سوله هم میزدن میشد 10 میلیون تومن! بعدم یه مشکلی از تو جیبشون در میاوردن و میذاشتن سر راه ساخت کارخونه و کارو میخوابوندن و با اون پول میرفتن خارج سرمایه گذاری میکردن یا بساز بفروش میشدن و یک شبه "مایه دار"میشدن! بعضیهاشون کارخونه رو هم میساختن و بعد میرفتن دستگاه های 50 سال پیش آلمانی و روسیه ای رو میگرفتن میذاشتن اونجا و یه خط تولید فکسنی راه مینداختن و باز هم با بقیه پول ، به سمت مدت "مایه داری" پیش میرفتن.

به همین صورت درصد کوچیکی از جمعیت ، ثروتش به شکل قارچ گونه ای زیاد شد اما فقط وام نبود! حفره ها در بروکراسی پیدا شد یا بعضا ساخته شد و همچنین کانال های صادرات و واردات کشور به شکل انحصاری در اومد و صنف های مختلف شروع کردن به قدرت گرفتن. کار به اینجا کشید که مثلا واردات یه جنس خاص انحصاری دست یه نفر بود. اگه یه نفر عادی خارج از چهارچوب این آدم میخواست اون جنس رو وارد کنه یا باید حق و حساب این عزیز رو پرداخت میکرد یا کشتیش تو دریا غرق میشد (اخبار موثق دارم که میگم. برای یه آشنای دور این اتفاق افتاده)

به همین صورت افراد و یا شرکت های خاصی شروع کردن به قدرت گرفتن و به همین نسبت ، مردم هم شروع کردن به فقیر شدن و تورم رفت بالا. مردم زندگی یه عده ای رو می دیدن و حسرت میخوردن و پیش خودشون میگفتن چرا فلانی داشته باشه من نداشته باشم؟ اینجا دو جور استراتژی مطرح شد که هر دو در نهایت به یک نقطه منتهی میشدن. اولین استراتژی ، استراتژی دوستانه بود که میگفت "یه سفره س دور هم داریم میخوریم دیگه" و استراتژی دوم که خوی انتقامی داشت میگفت "اگه نخوری میخورنت پس تو هم زرنگ باش و ازشون بکن" نتیجه ی هردو این شد که رشوه دادن و رشوه گرفتن اومد تو بطن جامعه و تا جایی پیش رفت که به یه امر عادی و در بعضی موارد واجب تبدیل شد. امام علی(ع) میگه وقتی از یک در فقر بیاد ، ایمان از در دیگه خارج میشه.

وقتی بی عدالتی تو جامعه رواج پیدا کرد و عده ای با خوردن حق بقیه به نون و نوا رسیدن و خونه و ماشین های آنچنانی گیرشون اومد ، قشر پایین تر جامعه می بینه از نظر مالی نسبت به اونا کمبود داره و همین میشه که دینو میذاره کنار و میره توی "بیزینس"! کار به جایی میرسه که پزشک مملکت برای انجام یه عمل و نجات جون یه هم نوعش ، تا سه چهار برابر هزینه خود عمل رو "زیر میزی"نگیره هیچ کاری برات نمیکنه. توی اداره ها تای لای پرونده ت شیرینی نذاری امضا نمیخوره که! باید از این اتاق شوت شی اون اتاق! شرایط انقد برات سخت میشه که اصلا نمیتونی پول حروم رو وارد زندگیت نکنی. بعد جمله هایی مثل این وارد ادبیاتمون شد : "ای آقا پول حروم کجا بود؟ ببر بخور نوش جونت! ار شیر مادر حلالتره! این پول حق توئه! و خیلی جمله های دیگه که مطمئنم تو ذهن خودتونم هست.

بعد چی میشه حالا؟ نسلی به وجود میان که بهشون میگن آقا زاده! پولشون از پارو بالا میره. ماشینی سوار میشن که من و امثال من فقط تو مجله ماشین می دیدیم. تفریحاتی میکنن که تو فیلم های دی کاپریو و بعضا امریکن پای دیدیم! انگار راز بقا رو فقط اونا بلدن و ما وصله های ناجوری هستیم که کم کم باید جبر نابودی رو بپذیریم و تسلیم شیم. واقعا هم داره به همین سو پیش میره. یه آدمی مثل من که الان داره درس میخونه و با کار نیمه وقت یا اصلا تمام وقتش داره ماهی 600-700 تومن در میاره چه حقی برای زندگی داره؟ این جوون میخواد خونه بخره؟ بخدا که به گور پدرش خندیده بخواد همچین غلط گنده تر از دهنش بکنه. چند سال باید کار کنه تا بتونه تو یکی از محله های معمولی تهران یه خونه ی نقلی بخره اونم متری 5 میلیون تومن؟ تازه مگه قیمت خونه ثابت میمونه؟ این جوون ازدواج میکنه؟ نه مرسی! یا اگر هم بکنه سنش میره بالا. ازدواج نکنه چی میشه؟ میل جنسی داره یا نه؟ چیکارش میکنه؟ دختری که بدون شوهر میمونه میل جنسیشو چیکار میکنه؟ بازم امام علی(ع) : سن ازدواج که بره بالا ، فساد و فحشا تو جامعه زیاد میشه.

حالا بازم آدم به هر زوری شده اینا رو تحمل میکنه همینطور که بچه های سالم نسل من و قبل من دارن تحمل میکنن و زیر بار هزار قرض و با چند شیفت کاری و سگ دو زدن و مسافر کشی دارن زندگی میکنن. چیزی که نمیشه تحمل کرد پررو بازیه. اینه که اون اقلیت مایه دار بیان بزنن تو سر توی اکثریت بدبخت بیچاره و بهت فخر بفروشن. تو فیسبوک پیج درست کردن به اسم بچه پولدار های تهران / Rich Kids of Tehran. میری می بینی یه بچه بالا شهری توی مازراتیش عکس گرفته آپلود کرده و به ریش من و تو میخنده. می بینی دختر و پسر دارن توی پارتی میرقصن و اصلا کسی به اندازه پشگل هم واسه تو و مشکلاتت ارزش قائل نیست. می بینی پسر و دختر رفتن با ناجور ترین لباس ها تو بغل هم و توی استخر حیاط پشتیشون که اندازه کل خونه ی ماست و از "pool party" شون عکس گرفتن و گذاشتن اونجا و چقدر "happy" دارن به دوربین نگاه میکنن... 

و دردناک اینجاست که میدونی اون پول مال توئه! مال بابای بدبخت توئه که داره صبح تا شب جون میکنه و تا تو احساس کمبود نداشته باشی! مال فامیلاته که میری خونه شون با بد بختی یه مرغ میذارن جلوت که حفظ آبرو شه! مال توئه که یه ماشین از خودت نداری! چرا؟ چون بابای اون سمند رو داره بهت میده 40 میلیون! پراید رو میده 18 میلیون! همون پرایدی که با 3 میلیون تومن میخواست بفروشه به افغانستان و افغانستان به خاطر ایمنی پایین نخریدش! همون سمندی که 3 تا 5 میلیون به سوریه و جمهوری آذربایجان صادر میشه! بابا ما مشکلی نداریم که! من به شخصه مخلص تمام مردم افغانستان ، پاکستان ، عراق ، سوریه ، آذربایجان و مخصوصا فلسطین هستم و خوشحالم داریم جنس رو به قیمت حقیقی بهشون میدیم اما نامردا چرا از خودمون دزدی میکنید؟ اون بنز که زیر پای توی مفت خوره مال اون کشاورزیه که میوه رو سر مزرعه ازش میخری کیلویی 200 تومن و میاری تو بازار تجریش میفروشی کیلویی 4700 تومن!

تاریخ تکرار میشه. قرار نیست دقیقا به همین شکل باشه و همون افراد بیان. شما باید دیدتون رو عمیق کنید و مشخصه های مشترک رو بشناسید. اون موقع س که می بینید تا حالا بارها شمر و یزید و فرعون و از اون طرف امثال سلمان فارسی و بحریای راحب اومدن و رفتن و بازم میان. الانم شاهد ظهور مجدد قارون هستیم. (بحث از اینجا به بعد کاملا قرآنیه) قارونی که ثروتش رو خود خدا بهش داد ولی قارون خمس و زکاتشو پرداخت نکرد. قارون عشق تو چشم بودن داشت. میومد گنج هاشو بار شتر میکرد و کلید گنجهاشو میداد براش حمل کنن و از تو شهر رد میکرد و جیگر مردمشو آتیش میزد. آخرش هم به حضرت موسی تهمت زنا با زن فاحشه میزنه تا آبروشو ببره! این آیه در مورد قارون اومده : ان الله لا یحب الفرحین

این آیه یعنی چی؟ یعنی خدا آدمای شاد رو دوست نداره؟ نه دیگه! ترجمه های بد و بدون تفسیر از قرآن موجب سو برداشت میشه و هرکسی به راست شکم خودش هر تاویلی دوست داره میاره و آیاتی که خدا فرستاده به میل خودش تعبیر میکنه. این به این معنی نیست که خدا ادمای شاد رو دوست نداره یا اینکه خدا و اسلام با شاد بودن مشکل دارن! این آیه یعنی خدا آدمای الکی خوش رو دوست نداره. آدم الکی که خوش که مصداقش قارون و قارونی ها باشن یعنی چی؟ یعنی افرادی که به مشکلات مردم فکر نمیکنن و براشون مهم نیست و فقط الکی شادن. خوردن حق بقیه یا حداقل سوزوندن دل بقیه براشون اهمیتی نداره.

حالا میدونید فرق اینا با قارون چیه؟ قارون شرف داشت به اینا! قارون یه بنی اسرائیلی بود و ثروتش رو از طریق کندن از مصری ها بدست آورد. اونم اینطوری بود که میدونست قراره سر مصریا عذاب بیاد و رفت هرچی گندم تو مصر وجود داشت رو خرید. عذاب (ملخ) که اومد ، گندم های مصری ها رو از بین برد و مال بنی اسرائیلی ها سالم موند. قارون هم رفت برنامه رو با فرعون بست و گفت به ازای هر کاسه گندم ، یه کاسه طلا میخوام و این شد که پولدار شد. از غریبه دزدی کرده اصلا نوش جونش. این حروم لقمه ها دارن از خودمون دزدی میکنن آخه...

خدا به دادتون برسه روزی که باید جواب ریال به ریال حق مسلمون هایی رو خوردید جواب بدید. اون موقع جالب میشه! واقعا جالب میشه! زمانی که Pool party جای خودشو میده به Lava party واقعا دیدنیه!

شما ها رو نمیدونم ولی من اگه بمیرمم پول حروم وارد زندگیم نمیکنم. نه رشوه میدم نه رشوه میگیرم. نه سبیل کسی رو چرب میکنم نه لای پروندم شیرینی میذارم. پیامبر (ص) : رشوه دهنده و رشوه گیرنده هردو در آتش هستند. حالا یا نعوذ با الله پیامبر دروغگوئه یا در آتش هستند. پیامبر که قطعا دروغگو نیست پس قطعا در آتش هستن! اگه نتونم خونه بگیرم اگه نتونم ماشین بگیرم اگه معیار های مالی لازم رو برای ازدواج نداشته باشم ، فدای سرم. حاضرم تا آخر عمرم تنها بمونم و لحظه ای توی این ازدواج های ذلت بار نباشم. البته که مشکل مالی بهونه برای ازدواج نکردن نیست. امام صادق (ع) : هرکه به علت مشکل مالی ازدواج نکند ، به خداوند بد گمان است.

اما کسی هم نگفته حتما مجبوری با هر شرایطی ازدواج کنی. ازدواج کنم که تا خرخره برم زیر قرض و قسط و وام و دو سه شیفت کار کردن و آخرشم شرمنده زن و بچه بشم و غرغر بشنوم؟ نه مرسی!

تهوع عبارتیست عاجز از بیان آنچه بعد از دیدن این عکس ها ، از گلوی آدم بالا و پایین میرود...!




برچسب ها : بچه های پولدار تهران , پیج بچه های پولدار تهران , واکنش ها به پیج بچه های پولدار تهران , بچه های پولدار تهران از کجا پول آوردن؟ , عکس های لو رفته از پیج بچه های پولدار تهران , عکس های پارتی بچه های پولدار تهران , کافه جوان ,
دسته بندی : پروژه بیداری , کافه اجتماعی ,
سلام خدمت همه دوستان

اخیرا موجی در شبکه های اجتماعی به خصوص فیسبوک راه افتاده که دارن برای امام خمینی جوک میسازن و ایشون رو مسخره میکنن. من میدونستم همچین روزی قراره بیاد. شما دقت کنید که از کی بود جریان جوک ساختن برای آقای رفسنجانی شروع شد؟ یا برای احمدی نژاد؟ بعد شروع شد مسخره کردن شخصیت های دیگه مثل آیت ا... جنتی و دکتر شریعتی.
موج دکتر شریعتی خیلی قوی بود. اگه دقت کنید هرچی شخصیت ها بزرگتر باشن دشمن روشون قوی تر کار میکنه. مردم ایران هم یه سریشون از روی عمد و خیلی هاشون از روی جهل به این جریان دامن میزنن.

البته این جوک ساختن برای دکتر شریعتی سبب خیر شد چون من و امثال من بلند شدیم رفتیم کتاباشو خوندیم ببینیم این دکتر شریعتی کی بوده که دارن براش جوک میسازن. کتاب هاشو خریدم و خوندم و وقتی با اندیشه هاش آشنا شدم اصلا یه آدم دیگه شدم. بعد شروع کردن برای لقمان حکیم و اون جمله ی ادب از که آموختیش جوک ساختن و اخیرا هم جوکاشون خیلی افتضاح شده بود. از اون طرف هم اون مردک اومد یه جوالدوز به مسلمون ها زد تا به سوزن راضی بشن. بله همون حروم زاده ای رو میگم که برای امام هادی آهنگ خوند. پشت بندش شروع کردن به مسخره کردن پیامبر ها. از یوسف و زلیخا بگیر تا صبر ایوب و عصای موسی و غیره.

من همون موقع گفتم ببینید این جریان کی به امام خمینی میرسه و بعدش به معصومین. حدسم هم درست بود و اول امام خمینی رو زدن و اخیرا هم چند جا شروع کردن به جوک ساختن برای امام باقر (ع).

خوب ببینید اینا دارن از عدم شناخت من و توی ایرانی سو استفاده میکنن و همچنین علاقه ی ما به طنز. طنز بهترین راهه برای شکستن قبه یک شخصیت بزرگ. حالا چه خوب باشه چه بد. مثلا شخصیت اسپارتاکوس برای یونانی ها مقدسه. شما اول کاری بیاید بهش فحش بدید زنده نمیذارنتون. راهش اینه که بیاید قاطی مردمش بشید و کم کم درباره اسپارتاکوس جوک بسازید. بعد از مدتی که مردم رو از نظر احساسی خنثی کردین ، دیگه فحش هم بدین کسی کاری باهاتون نداره و چه بسی عده ای باهاتون همراهی هم بکنن. 

قضیه امام خمینی هم همینه. جوونای نسل الان هیچ اطلاعی از طرز فکر و روش زندگی ایشون ندارن و فکر میکنن امثال من که امام خمینی رو دوست داریم تو مغزمون چرت و پرت پر شده! کاش انقدر بفهمن که اگه همون امام نبود هنوز باید زیر سلطه آمریکا بودیم. هنوز آمریکا و انگلیس تو کشورمون حق کاپیتولاسیون (مصونیت قضایی) داشتن و میومدن تو این کشور آدم میکشتن و به زن ها و دخترامون تجاوز میکردن و ما هم هیچ غلطی نمیتونستیم بکنیم. اونایی که میان از زمان شاه تعریف میکنن در حالی که خودشون هنوز جوجه ان و باباهاشون به زور اون زمانو یادشونه ، میدونن اون موقع سرباز های آمریکایی که در ایران حضور داشتن اضافه حقوق میگرفتن به عنوان حق توحش؟ یعنی ایرانی ها وحشی ان و چون اون سربازا دارن بین یه مشت وحشی خدمت میکنن و جونشون در خطره باید پول بیشتری دریافت کنن! میدونن که یکی از فرماندهان انگلیسی که تو تهران بود به خاطر اینکه سگش گم شده بود و داشت دنبالش میگشت تو تهران آدم کشت؟ جون من و تو به اندازه سگشون براشون ارزش نداره.

ماهواره ها نقش مهمی تو خراب کردن ذهن جوونا دارن. اول اومدن جاهایی مثل بی بی سی فارسی و صدای آمریکا رو درست کردن که مستقیم فحش میداد ولی دیدن مردم به حرفشون گوش نمیکنن. بعدش شبکه هایی مثل من و تو رو درست کردن که اول اومدن بین مردم اعتماد سازی کردن بعدش در قالب طنز و غیره هر خزعبلاتی مد نظرشون بود رو تو ذهن این مردم فرو کردن.

شماهایی که ایرانی هستید و پیامبر در موردتون گفته اگر علم در ثریا باشد مردمانی از سرزمین فارس به آن دست خواهند یافت ، برید یکم تحقیق کنید از جاهای منصف. از جاهایی که بدون قصد و غرض اطلاعات میدن. الکی بازی نخورید تو این جریان ها. اونی که جوک درست میکنه به خدا عاشق چشم و ابروی شما نیست و دلش نمیخواد لبخند رو لب شما ببینه. اون اگه دستش برسه چنان همه مونو تیکه تیکه میکنه که داعش جلوش لنگ میندازه.

اونایی که از جنگ با عراق شاکی ان و میگن خمینی جوون های مملکت رو به فنا داد میدونن همین که الان زنده ان و تو امنیت به سر می برن و به خواهر و مادرشون تجاوز نشده و الان هرکدوم یه خواهر و برادر عراقی ندارن مدیون امام خمینی ان؟

ممکنه من به خاطر این پستم فحش بخورم ، طرد بشم ، توهین بشنوم و انواع انگ ها بهم بچسبه. خیالی نیست. افتخار میکنم به خاطر اعتقادی که بهش ایمان قلبی دارم فحش بخورم ، کتک بخورم و حتی کشته بشم. پیامبر (ص) میگه : حب الوطن من الایمان. یعنی عشق به وطن نشانه ایمان است. اگه مسلمون هم نیستید حداقل ایرانی باشید. امام خمینی شخصیت بزرگ وطن مونه که ایران رو تو جهان به نام خمینی میشناسن. برید بشناسیدش و بدونین چه کارهایی برای کشورمون کرده. حرف های کورکورانه و تقلید طوطی وار از ماهواره ها پشیزی نمی ارزه. منو هم کسی چرت و پرت تو مخم نکرده. خودم تحقیق کردم و به این چیزا رسیدم و به خاطر همین هم تحت هیچ شرایطی نظرم عوض نمیشه. 

موفق باشید

--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : صفات بارز امام , جوک ساختن برای امام خمینی , جوک های صفات بارز امام , جوک و اس ام اس امام خمینی , صفات بارز امام جدید , کافه جوان ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام

و اما Universe ..!
این Universe که میگن چیه؟
چیکار میکنه؟

نزدیک ترین ترجمه فارسی کلمه Universe میشه همون کائنات. اما خود کائنات کلمه مبهمیه و مشخص نمیکنه چه چیزایی جزوشن. آیا پدیده های دست ساز جزو کائنات حساب میشن یا نه؟ Universe در معنی توضیحی میشه آنچه دنیای اطراف ما را میسازد یا خود دنیا. خوب دنیا چیه؟ کسی میتونه به این سوال جواب بده؟

آیا دنیا همین کره زمین ماست؟ کره های دیگه هم توش هستن؟ منظومه شمسیه؟ یا کهکشان راه شیریه که توش هزاران منظومه وجود داره و خودش یکی از میلیارد ها کهکشان موجود توی فضاس؟ آیا فقط همین فضا وجود داره یا فضا های دیگه هم هست؟ اصلا خود فضا زیر مجموعه چیه؟ آسمان اول؟ همون آسمان اول که کوچکترین مرتبه آسمان هاست؟ طبق ادیان الهی ما 7 طبقه آسمان داریم ولی آیا همه این آسمان ها فیزیکی و قابل دیدن هستن؟ مثلا وقتی از طبقه اول بری طبقه دوم با چی مواجه میشی؟ از دوم به سوم چی؟ تو طبقه ششم که یکی مونده تا عرش الهی چه خبره؟ عرش الهی خودش چیه که همه اینا میشن زیر مجموعه ی اون؟

احساس ریز و کوچیک بودن نکردید تو این Universe؟  دغدغه هاتون به نظرتون کوچیک نیومد؟ حالا سوال اینه که نقش ما تو این دنیا چیه؟ ما که در برابر این همه بزرگی هیچی و دقیقا هیچی نیستیم و در نگاه کلی اصلا به حساب نمیایم چه تاثیری تو Universe داریم؟ اگه به فرض بیایم نسبت ها رو ملموس کنیم اینطور میشه که یه کره زمین داریم ، یه قاره آسیا ، یه خاور میانه ، یه ایران ، یه استان توی ایران ، یه شهر توی اون استان ، یه منطقه تو اون شهر ، یه محله تو اون منطقه ، یه خیابون تو اون محله ، یه کوچه تو اون خیابون ، یه ساختمون تو اون کوچه ، یه واحد از اون ساختمون ، یه اتاق از اون واحد ، یه دیوار از اون اتاق و یه آجر از اون دیوار. این آجر میشه انسان. اما خود انسان از چی تشکیل شده؟ دقیقا مثل آجر از خاک اما چه فرقی با آجر داره؟

ادامه دارد...

--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : Universe , what is he universe? , سندمن , سایت رسمی سندمن افتتاح شد , sandman.ir ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام به دوستان کافه

اول دلیل بیارم برای کم پست گذاشتنم! از یه طرف روزه فشار میاره از یه طرف کارآموزیام که باید بخاطرشون تا همدان برم، خیلی اذیت میکنه و تموم انرژیم رو میگیره. در هر صورت معذرت میخوام.

والا داشتم باشگاه خبرنگاران جوان رو میدیدم. یه پست نظرم رو جلب کرد. پست این بود:


به گزارش خبرنگار ورزشی باشگاه خبرنگاران،‌ ستاره‌های فوتبال یکی پس از دیگری در حال محکوم کردن جنایات رژیم اشغالگر قدس هستند.

دیروز نیز جرومه بوآتنگ، لیلیان تورام،‌ ادن هازارد، ریو فردیناند، جیان لوییجی بوفون و کریستیانو رونالدو جنایات رژیم صهیونیست را محکوم کردند.

همچنین کریستیانو رونالدو در پی دعوت رئیس جمهور رژیم صهیونیستی این دعوت را رد کرد و گفت: اگر من فقط یک بار بگویم رژیم اشغالگر قدس را دوست دارم، فیفا من را به عنوان بهترین بازیکن سال معرفی می‌تکند اما مردم می‌دانند که چند سال است که حق من را به راحتی از بین می‌برند من طرفداری از کودک گرسته و مظلوم فلسطینی را به دعوت رئیس جمهور رژیم اشغالگر قدس ترجیح می‌دهم.
****************
خب بذارین یه فلش بک بزنیم به یکی از پست های قبلی سندمن اینم لینکش(چهره واقعی بارسلونا!!)
****************
حالا میخوام یکم هم از پشت پرده فیفا بگم.(از پشت صحنه اشاره میکنن زیاد حرف مفت نزن که باد صهیونیستی میبرتت!) پس من فقط در این مورد میگم که تو گوگل یه نیمچه سرج کنین.
اگر یکم دقت کنین متوجه خواهید شد که بزرگان جهان خود به خود بزرگ نشدن. یکم دیگه که دقت کنین بزرگان جهان همه به کانون های قدرت در جهان وصل هستن.این کانون های قدرت در دست صهیونیست هاست(با اشاره به کتاب ﭘﺮوﺗﮑﻞ ﻫﺎی داﻧﺸﻮران صهیون  The Protocols of the Learned Elders of Zion) حالا شما اگه میخواین بزرگ باشید یا باید مثل ایران قانون ها و معادلاتشون رو بشکنین یا بزرگ نباشین. اینجا هم باید یه فلش بک دیگه به پست سندمن در این مورد بندازیم.اینم لینکش(هرم قدرت)

در آخر هم میتونم بگم شب های قدر رو از دست ندیدن. البته اینم باید بگم که تا میتونین گرد شمع علی(ع) جمع بشید.

دوستون دارم
خدانگهدار
.........................................................
پی نوشت:
1-شرمنده نتونستم مفصل توضیح بدم.انرژیم رو کامل از دست دادم و مخم کار نمیکنه!!!پس وقتی ریکاوری شدم مفصل میگم براتون این داستان رو.



برچسب ها : حمله اسرائیل به نوار غزه , پیشنهاد رئیس جمهور اسرائیل بنیامین نتانیاهو به کریستین رونالدو , The Protocols of the Learned Elders of Zion , آخرین اخبار از نوار غزه , صهیونیست ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام به همه عزیزان

بعد از چند وقت دوباره میخوام بنویسم و البته درست حسابی هم بنویسم.

بحث امروزمون فقط یه جمله س که میگم و تفسیرش میکنم :

دم بازی های کامپیوتری گرم که بهمون یاد دادن اگه تو مسیرمون دشمن میبینیم یعنی داریم راهو درست میریم.


تو زندگی هم دقیقا همینطوره. چه از دیدگاه دینی و چه غیر دینی. اول غیر دینیشو توضیح میدم. مسلما با مفهوم چالش آشنا هستید. چالش یعنی عملی که در نگاه اول خیلی سخت یا غیر ممکن به نظر برسه و در صورتی که با موفقیت به پایان برسه حداقل چیزی که به دنبال خودش میاره رضایت شخصی فردیه. به همون نسبت که چالش سخت تر میشه ، اون چیزایی که با خودش میاره بزرگتر و با ارزش تر میشن. حالا اینا میتونه شامل موفقیت مالی ، شغلی ، اجتماعی یا خانوادگی باشه. حالا افراد در مقابل چالش ها به سه دسته تقسیم میشن :

دسته اول کلا از چالش ها میترسن. البته این خود چالش نیست که اونا رو میترسونه. بلکه ترس از شکست مانع شرکتشون در مسابقه میشه. گروه اول به هیچ وجه اهل ریسک نیستن و چلوی ورود هیجان به زندگیشونو می گیرن تا مبادا حریم امنی که برای خودشون ساختن از بین بره. اینا فقط اسمشون آدمه.

دسته دوم میشن آدمای محافظه کار. هم برد دارن هم باخت اما انقدر کوچیکه که قابل ذکر نیست.  دست و دلشون میلرزه اما کارو انجام میدن. اگه همه نفری 100 هزار تومن روی اسبشون شرط ببندن ، اینا 5000 تومن می بندن یا نهایت 10 هزار تومن. اگه بخوان دزدی کنن نمیرن بانک بزنن. فوقش یه دکه روزنامه فروشی رو گنگ میکنن. حتی اگه بانک بزنن سراغ بانک مرکزی نمیرن ، میرن این موسسه انصار و امثالهم. پادشاه بشن و بخوان یه کشور رو فتح کنن سراغ آمریکا و روسیه نمیرن! میرن حمله میکنن به امثال سودان ، جزایر فارو ، اندونزی ، مغولستان و...

و اما دسته سوم میشن آدمای جاه طلب. جاه طلب که باشی یا خیلی میری بالا یا خیلی سقوط میکنی. اینش بستگی به نوع چالشی داره که واردش میشی. کره زمین دیگه واست اونقدر هم بزرگ و ترسناک نیست چون خودتو توش محدود نکردی. خودتو بزرگتر از این می بینی که با چند تا چیز کوچیک زمین گیر بشی. ایده های بزرگ داری ، کار های بزرگ میکنی ، تو فوتبال میشی فرگوسن ، شرط های سنگین می بندی ، بزرگترین انجمن خیریه رو میسازی ، بزرگترین دزدی قرن رو انجام میدی و همه کارایی که انجام میدی پر از هیجان و چالش های سختن اما در عوض به بزرگترین چیزها میرسی که گروه اول و دوم تو خواب شب هم نمی بینن.

وقتی پای دین میاد وسط هم جریان همینه. فقط متغیر ها عوض میشن. دسته اول فقط اسمشون مسلمونه و در باطن معلوم نیست چی تشریف دارن. نه میشه بهشون بگی مسلمون نه میشه بگی کافر چون نه علنی خدا پرستی میکنن نه علنی با خدا میجنگن. دسته دوم یا یه خورده مسلمونن یا یه خورده کافر. مثل اکثر افرادی که اطرافمون می بینیم.

اما اصل بحث میشه گروه سوم. گروهی که یا دارن تمام تلاش شونو میکنن ظهور منجی وعده داده شده رو برسونن یا دارن تمام تلاش شونو میکنن که ظهوری صورت نگیره. غیر از این گروه بقیه سیاهی لشگر به حساب میان. دشمن ما آمریکا یا انگلیس یا اسرائیل نیست. نگاهمون به دشمن نباید محدود باشه. دشمن ما جریان مقابله با ظهوره. چه سیاسی ، چه فرهنگی و چه دینی. دشمن امروز تو خاک خودمونه. تو خیابونامونه ، تو کتاب فروشی هامونه ، تو تلویزیون مونه ، تو همین فضای مجازیه. دیدنش فقط به خودمون بستگی داره. به این که میخوایم چه واکنشی نشون بدیم؟ سر مونو بکنیم زیر برف و وانمود کنیم همه چیز مثبته و آرومه؟ خودمونو خنثی نشون بدیم؟ یا بپذیریم که دشمن هست ولی چون زورمون بهش نمیرسه بکشیم کنار و بذاریم هر کاری خواست باهامون بکنه؟

دشمن ما جاه طلبه اونم از نوع ضد دینی. اگه ما سر مونو بکنیم زیر برف یا بی حرکت وایسیم عین مار نیست که از کنارمون رد شه. دقیقا مثل گرگ عمل میکنه. تا حالا دیدید گرگ به یه گله گوسفند حمله کنه؟ برای سیر شدن گرگ یک گوسفند کافیه اما گرگ وقتی حمله کنه میزنه همه رو تیکه پاره میکنه و آخرشم میشینه اون یه گوسفندو میخوره و میره. درست مثل همین صدام که میخواست 3 روزه بیاد تهران. یا آمریکا که به ژاپن و ویتنام و عراق و افغانستان حلمه کرد و تا تونست خون ریخت آخرشم پاشد رفت. فکر میکنید به ایران رحم میکنن اگه پاشون برسه؟

البته جنگ امروز ما جنگ نرمه یعنی توش آدم کشی نیست. جنگ فرهنگیه. هر کدوم از نیرو های خودی بعد از شست و شوی مغزی کشته نمیشن بلکه به نیرو های خودش اضافه میشن. راهش هم ساده س : ایجاد احساس نیاز. نیازمند و وابسته که باشی به هر سمتی افسارتو بکشن مجبوری بری و قدرت اراده از خودت نداری. دیگه آزاد نیستی و این از درون تو رو به قتل میرسونه.

اما آخر حرفم با بچه های خودیه. دشمن اصلی ما از روز اول کسی نبوده جز وسیله آزمایش الهی یعنی شیطان. کارش هم وسوسه کردن آدمای خوبه وگرنه آدمای بد که خودشون میرن دنبالش. اگه تو مسیر درست وارد شدین می بینین که وسوسه هاش از در و دیوار میریزه. تو موقعیت هایی قرار میگیرید که گناه نکردن خیلی سخته. نزدیک ترین دوستاتون رنگ عوض میکنن و میشن بزرگترین مخالفان تون. هیچ فرصتی رو برای مسخره کردن تون از دست نمیدن. اصلا هم براشون مهم نیست توهین به اعتقادات شخصی یه نفر چه معنی ای داره. 

اینجا باید چیکار کرد؟ باید جا زد؟ باید سکوت کرد؟ باید عقیده رو پنهان کرد؟ نه

شاید کاری که من میکنم به دردتون بخوره : من اتفاقا رابطه مو با اینا نزدیک تر کردم و تا تونستم باهاشون رفتم بیرون و از عقایدم صحبت کردم تا مسخره م کنن. هرجا مسخره کردن و توهین به شخصیت شروع میشه یعنی اونجا تو مسیر درستم و خنده های اونا رو مهر تاییدی میدونم بر عقاید خودم و هر بار محکم تر میشم. حدا رو هم شکر میکنم که همچین نشونه های واضحی رو برام فرستاده تا تو مسیرم بهم کمک کنن. هر بار هم برای کاری وسوسه میشم یا زمینه گناه برام پیش میاد حواسم جمع میشه که کارم درسته و نباید خطا کنم. وقتایی باید نگران باشیم که همه چیز بر وفق مراده و نه وسوسه میشیم و نه مشکلی هست و نه مسخره کردنی و نه مخالفتی. اونجاست که انقدر وضعمون خرابه که خدا ما رو به حال خودمون گذاشته.

پس یادتون باشه هرجا دشمن دیدید یعنی تو مسیر درستید.

از من نکن خدافظی...!



برچسب ها : سندمن , کافه جوان , جنگ نرم , بازی های کامپیوتری , جمله های نظامی آمریکا به عراق و افغانستان , cafejavan.ir ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام به همه عزیزان

من چند روزی تهران نبودم و به دوتا سفر کاری رفتم. اولیش به کاشان بود که دو روز اونجا بودم و دومی اصفهان بود که از ظهر پنج شنبه تا شب شنبه که همین الان باشه طول کشید. 

اولا میخوام تشکر کنم از مردم این دوتا شهر که خیلی مهمون نواز بودن مخصوصا مردم اصفهان. من نمیدونم کی برای این بنده های خدا حرف در آورده بود که وقتی ازشون آدرس بپرسی گیجت میکنن و میفرستنت نا کجا آباد! والا ما هرچی آدرس پرسیدیم انقدر خوب جواب دادن که ما شرمنده ی اخلاقشون شدیم. 

کاشان علیرغم اینکه شهریست تاریخی اما به من نچسبید. هرچند انقدر توی باغ فین خوش گذروندیم که جبران شد! اتفاق مهمی که توی کاشان افتاد این بود که من به خودم غلبه کردم و برای اولین بار توی زندگیم به یه حیوون دست زدم! یه اسب سفید و خیلی زیبا بود که حیف بود بهش دست نزنی! همه جای کاشان رو گشتیم و جای ندیده باقی نذاشتیم و برگشتیم تهران و پنج شنبه به محض اینکه از دانشگاه برگشتم راه افتادیم به سمت اصفهان. لازم به ذکره که این دو سفر کاملا مجردی انجام شد و به همین دلیل هم بود که چسبید!

تو اصفهان هم جای ندیده باقی نذاشتیم و خیلی خوش گذروندیم. فقط نکته ای که ضد حال بود ، دیدن یه زاینده رود عقیم بود و بدجوری توی چشم میزد. نکته ی جالبی که میتونم بهش اشاره کنم هایپر استار اصفهان بود که اگه بگم 8 برابر نمونه ی تهرانیش بود آبادانی حساب کردم! ولی خیلی بزرگ بود و جای پیشرفت زیادی داشت. اما اتفاق جالب صبح شنبه افتاد که به کلیسای وانک توی محله ی جلفای اصفهان رفتیم.

من انتظار داشتم یه کلیسای خیلی عادی رو ببینم که یه صلیب اون جلو باشه و یه سری نیمکت چیده باشن و مردم هم بشینن سرود های مذهبی بخونن. اما تنها چیزی که ندیدم همین بود! کلیسا فوق العاده زیبا بود و روی دیوار هاش تمام داستان های کتاب مقدس رو به شکل زیبایی نقاشی کرده بودن (تصاویر موجود است) جونم براتون بگه که ما اونجا تنها نبودیم و دانش آموزان یه مدرسه دخترونه اومده بودن برای بازدید از کلیسا. البته فقط دوتا کلاس بودن که با معلم دینی شون اومده بودن. اینا داشتن از یه آقای محترمی که اونجا نشسته بود در مورد نقاشی ها سوال میکردن. منم یکم وایسادم گوش کردم توضیحاتشو و کم کم خودم هم شروع کردم ازش سوال کردم. بعد باهاش مخالفت کردم و داستان ها رو به شکل درستش که توی قرآن نقل شده بود رو میگفتم و با قول تورات و انجیل مقایسه میکردم. یه لحظه به خودم اومدم دیدم این بچه ها دارن با علاقه و تعجب به حرفای من گوش میدن. ازشون پرسیدم معلم دینی تون مگه اینا رو بهتون نگفته؟ گفتن نه! گفتم خو ازش شکایت کنید! گفتن همینجا وایساده! منم قبل از اینکه وضع خراب شه بحثو جمع کردم و ادامه داستان ها رو گفتم. 

بعد یکی از این دوستان در مورد عکس به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی ازم سوال کرد و داشتم توضیح میدادم که حضرت عیسی اصلا به صلیب کشیده نشد و این یهودی ها ، خود یهودا اسکاریوتی خائن رو به صلیب کشیدن و توضیح همین قسمت تو انجیل رو هم گفتم یه دفعه یه پیرمرده که اونجا بود دید اعتقاداتش داره به باد میره! قاطی کرد و گفت نـــــه! اینجوری نیست! بعد شروع کرد تعریف کردن فیلمنامه ی فیلم مصائب مسیح! حالا من هی میخوام به این بابا حالی کنم داره اشتباه میکنه مگه به خرجش میرفت؟ گفتم شما انجیل به زبان آرامی رو خوندی؟ انجیل بارنابئا رو خوندی؟ یهو برگشت گفت اگه میخوای حرف بزنی از اینجا برو بیرون محیط کلیسا رو خراب نکن!

منم رفتم بیرون و رفتیم توی موزه ی کلیسا. دوتا چیز توی موزه شون بود که منو خیلی اذیت کرد. یکیش یه تار مو بود که یه جمله به زبون ارمنی و از قول حضرت سلیمان روش نوشته شده بود و فقط با میکروسکوپ قابل دیدن بود. یکیش هم کوچک ترین کتاب مقدس دنیا بود که فقط با ذره بین قابل دیدن بود. همه میرفتن این دوتا رو نگاه میکردن و تعجب میکردن و آفرین میگفتن به هنر مسیحی ها. من احساس نیاز کردم که بازم سخنرانی کنم! ازشون پرسیدم خبر دارن چند سال پیش یه هنرمند ایرانی کل قرآن رو روی یه دونه ی برنج حک کرده؟ جوابشون قابل پیش بینی بود و هیچ کدوم هیچی از این داستان نمیدونستن. همش هم از بی عرضه بودن ما مسلمون هاست که خودمون بهترین چیز ها رو داریم بعد توانایی معرفی کردنشونو نداریم. صدا و سیما هم که کلا خواب تشریف داره و هر چی توش سود و منفعت برای خودش باشه رو نشون میده. 

یکم دیگه هم صحبت کردم در مورد مسائل مختلف و بعدشم آدرس کافه رو به همه شون دادم و اگه این پست رو میخونن به همه شون سلام میکنم و بابت اینکه وقتشون رو در اختیار من ( و نه راهنما های موزه و کلیسا ) قرار دادن تشکر میکنم. این که دانسته هام بالاخره داره به درد میخوره و میتونم به مردم در مورد مسائل مختلف آگاهی بدم واقعا خوشحالم میکنه و بهم انرژی میده. 

بعدشم رفتم با راهنما های موزه یکم بحث کردم و بهشون توصیه کردم برن تو گوگل سرچ کنن آیه های قرآن در مورد حضرت عیسی تا واقعا بفهمن پیغمبرشون کیه. باشد که به راه راست هدایت شوند. از یکیشون پرسیدم شما کتاب های یهودیا رو باید قبول داشته باشید؟ گفت آره. گفتم ولی اونا کتاب های شما رو قبول ندارن. گفت آره. گفتم چرا؟ بنده خدا تشتک هاش پرید! هیچ جوابی نداشت بهم بده! گفتم نصف انجیلتون رو اون پولس یهودی نوشته! معلومه که خودشون میدونه چیا وارد انجیل کردن! نباید هم قبول داشته باشن! گفت میرم تحقیق میکنم. منم دو سه تا کتاب بهش معرفی کردم و زدم بیرون! 

خلاصه که بعد از این همه مدت فعالیت سایبری ، برای اولین بار به صورت میدانی احساس مفید بودن کردم و خدا رو شکر میکنم

از من نکن خدافظی!



برچسب ها : سندمن , سندمن در کلیسای وانک اصفهان , سفرنامه سندمن , بحث در مورد تحریف های مسیحیت , آیا مسیح به صلیب کشیده شد؟ , پاسخ به شبهات مسیحیت از طریق انجیل , همانا دین در نزد خدا اسلام است ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,

سلام عزیزان

اینم اولین پست اختصاصی من درمورد مهدویت. فقط ازتون خواهش میکنم یکم بهش فکر کنین.بی مقدمه بریم سر اصل مطلب:

 

(بسم الله الرحمن الرحیم)

أَیْنَ قاصِمُ شَوْکَهِ الْمُعْتَدینَ

 

ترجمه : كجا است درهم شكننده شوكت و قدرت ستمكاران و متعدیان

أَیْنَ قاصِمُ شَوْکَهِ الْمُعْتَدینَ یعنی چه؟!

 

شرح : بدانكه به موجب اخبار وارده ، حجج الهیه مظهر اسماء و صفات حق مى باشند، در دعاى افتتاح شب هاى ماه مبارك رمضان براى ذات مقدس خداوندى صفاتى ذكر شده از جمله : و الحمدلله قاصم الجبارین مبیر الظالمین ، مدرك الهاربین ، نكال الظالمین و ستایش خداوندى را كه در هم شكننده سركشان است و هلاكت كننده ستمكاران ، دریابنده گریزندگان ، به كیفر رساننده ظالمان .

 

حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) از جمله مظهر این صفات جلالیه الهى است كه چون قیام كند شوكت و قدرت ظاهرى روساى سلطه گر جهان را كه با دارا بودن هر گونه سلاح هاى جنگى از توپ و تانك و موشك و هواپیما و اتم ، با داشتن افراد نظامى جنگ آزموده و سایر مهمات جنگى دیگر كه در اختیار دارند و مى كوشند كه ملل دیگر را به زیر یوغ بندگى و سلطه خود درآوردند، از میان مى برد و نابود مى كند، در حالى كه جهان را به خاك و خون كشیده اند و عده زیادى را از میان برده اند.

 

 

مجلد 13 بحار صفحه 150 روایتى از بزنطى (1) از امام هشتم علیه السلام نقل كرده كه فرمود: پیش از وقوع این امر قیام قائم كشتارى است بیوح ، پرسیدم بیوح چیست ؟ فرمود كشتار دائم و پیوسته اى است كه فتور و فاصله پذیر نیست .(2)

 

و ایضا در مجلد 13 بحار صفحه 163(3) روایتى از امام محمد باقر علیه السلام نقل مى كند كه فرمود: قیام قائم محقق نمى گردد مگر پس از وقوع خوف شدید، و انواع گرفتارى و بلا و آشوب كه دامنگیر مردم مى شود.

و پیش از آن وقوع بیمارى طاعون (مرض مسرى )، و دشمنى و ستیزگى اعراب با یكدیگر، و اختلاف شدید میان مردم ، و تفرقه و جدایى در دینشان ، و اختلاف در اوضاع و احوالشان بطورى كه از شدت رنج و اذیت و آزار اشرار صبح و شب آرزوى مرگ مى كنند، و از ظلم و جور نسبت به یكدیگر بعضى بعض دیگر را مى خورند و نابود و از هستى ساقط مى كنند، و خروج قائم هنگامى صورت مى گیرد كه مردم فرج و گشایشى نمى بینند و ماءیوس و ناامیدند.

  .............................................................................................................................................................

پی نوشت:

1- مجلد 52 ص 182 نقل از قرب الاسناد. و بزنطى منسوب به بیزانط نام محلى است . و لقب احمد بن محمد ابونصر متوفاى 221 از اصحاب اجماع و از یاران و شاگردان امام هشتم و نهم علیهما السلام

2- نمونه این روایات در ص 242 مجلد 52 از غیبت نعمانى آمده است و از آن استفاده مى شود كه مراد از ((بتوح )) كشتار سخت آتشین و شاید روایت فوق هم اشاره به این نكته باشد. و اصل معنى آن ظهور و آشكار است .

3- 52 جدید ص 230 نقل از غیبت نعمانى و راوى آن ابوبصیر است و این روایت مجددا ص 348 همان مجلد از غیبت نعمانى با كمى اختلاف نقل شده اما راوى آن ابو حمزه ثمالى است .

مرحوم سید محیى الدین العلوى طالقانى

 

اللهم عجل لولیک الفرج

به امید روزی که از آدم بودن به آدمیت برسیم

خدانگهدارتون




برچسب ها : ظهور حضرت مهدی(عج) , دوران غیبت حضرت مهدی(عج) , أَیْنَ قاصِمُ شَوْکَهِ الْمُعْتَدینَ , کافه جوان و پستهای مهدویت , منتظر فرج ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام به همه دوستان و همراهان

هر سال که به دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک میشیم همه چیز یه جور دیگه میشه
مدرسه هامون یه شکل دیگه میشن. تو خیابون ها و مساجد سرود های انقلابی پخش میشه. سریال های تلویزیون مناسبتی میشن. حتی آرم شبکه ها تغییر میکنه. صدا و سیما سعی میکنه تو اخبارش به یه نحوری تاریخ انقلابی رو با زبانی ساده به یاد مردم فراموشکارمون بیاره
از اون طرف رسانه های خارجی با همه ی قدرتشون وارد میشن که انقلاب رو تخریب کنن و نظام جمهوری اسلامی رو تضعیف کنن که صد البته توی این 35 سال موفق نشدن

همه ساله مردمی رو می بینیم که میگن راهپیمایی چیه بابا ول کنید. درباره جنگ میگن خمینی جوونامونو به کشتن داد. درباره تحریم میگن مگه آمریکا چیه؟ چیکار به اسرائیل دارید شما؟ بذارید زندگیمونو بکنیم. درباره انرژی اتمی میگن حق مسلم کیلو چنده؟ الان به من از انرژی اتمی چی رسیده که به خاطرش تحریم شم؟ اصلا اتمی نمیخوایم.

جالب اینکه که هر سال تعداد این آدم ها بیشتر میشه و ما بیشتز حضورشون رو احساس میکنیم. اما سوال اینه که آیا واقعا مردم ایران نسبت به انقلاب سرد شدن؟

ما سالهاست در دوره ی آخرالزمان قرار داریم و مشخصا در سال های نزدیک به ظهور. اگه حدیث های مربوط به ظهور رو خونده باشید که بعضی هاشون واقعا ترسناکن متوجه میشید من دارم چی میگم. یکی از مشخصات سالهای نزدیک به ظهور اینه که مردم غربال میشن تا خالص بشن. چراکه امام زمان ناخالصی به دردش نمیخوره. این غربال شدن هم از همه جهت هست و مردم با هر چیزی که فکرش رو بکنید آزمایش میشن تا خلوص خودشونو نشون بدن. هرچه این آزمایش ها و به قولی فتنه های آخرالزمان پیچیده تر و سخت تر میشه ، افراد کمتری ازش جون سالم به در می برن و در نهایت افرادی که باقی میمونن ظهور رو رقم خواهند زد.

این که شما مشاهده میکنید افرادی هستن که تقریبا پشت پا به همه چیز زدن و بی خیال انقلاب و نظام و اصلا بی خیال اسلام شدن ، کاملا طبیعیه. این ها افرادی بودن که قیمت شون مشخص بوده و شیطان با پرداخت کردنش ، اونا رو به سمت خودش برده. حالا یه نفر رو با پول بیشتر خریده ، یه نفر رو با لذت های دنیوی ، دختری رو با از بین بردن حجاب و حیاش به قیمت جلب توجه بیشتر ، پسری رو با دختری بی حجاب و بی حیا ، زن و شوهری رو با خیانت ، جوانی رو با الکل و مواد مخدر و...

فکر میکنم قبلا توضیح داده بودم که شما یا تو حزب خدا تشریف داری یا تو حزب شیطان و حالت سومی هم وجود نداره. هر کدوم از این دوستان که به هر نحو و شدتی وارد اون قسمت شدن ، دارن بهش خدمت میکنن و براش نیرو جمع میکنن.  یعنی یه دختر هم قدرت اینو داره تا جمع دوستاشو با حجاب کنه هم بی حجاب ، یا مثلا شما میتونی با یه آدم سیگاری معاشرت داشته باشی ، یا اون شما رو سیگاری میکنه یا شما اونو ترک میدید البته اگه شیطان قدرت امر به معروف و نهی از منکر رو ازتون نگرفته باشه که متاسفانه تو جامعه ی امروز ما این حالت پیش اومده و انگشت شمار امر به معروف و نهی از منکر می بینیم. 

حالا تو بحث انقلاب ما همونطور که آدمای ضد انقلاب بیشتری رو هر روز می بینیم ، به همون نسبت هر ساله افراد بیشتری رو در راهپیمایی ها می بینیم. یا تو انتخابات (حالا فارغ از هرگونه انگیزه ی شرکت) مثلا برای خود من عجیبه اگه مردم این همه ناراضین و هرکی تو تاکسی و اتوبوس و صف های مختلف می بینی ضد انقلابه و به در و دیوار گیر میده ، پس اینا که میان تو خیابون کین؟ از کجا میان؟ یه روزه از تو خیابون سبز میشن؟ بعدش دوباره از بین میرن؟ اگه هر سال هیئت های عزاداری امام حسین (ع) تو شهر های بزرگ ، کارشون به ابتذال و در نهایت استحاله میکشه و تبدیل شده به چشم و هم چشمی و جاهلیت محض ، پس چجوریه که از این ور پیاده روی اربعین هر سال شلوغ تر از پارسال میشه؟ اونایی که میرن پیاده روی اربعین از کجا سر و کله شون پیدا میشه؟

دیگه حساب بالاشهر تهران دست همه هست. خانواده های پولدار و خونه و ماشین های آنچنانی و تفریحات و عیش و نوش و پارتی و .... اما همون جا تو تجریش تو امام زاده صالح که من سعادت دارم خیلی میرم اونجا ، افرادی که میان توش واقعا توجیهن مخصوصا از نظر مهدوی و اعتقادات بسیار زیبایی هم دارن.
محله زرگنده حوالی قلهک یکی از همون جاهای بسیار با کلاس تهرانه که تو کوچه پس کوچه هاش شما پراید و پژو نمی بینید! رفته بودم اونجا دیدم سرویس یه دبستان ابتدایی که بچه ها رو جابجا میکنه ، مینی بوس فرودگاهه! تو همون جایی که بچه پولداراشون پارتی شبانه میگیرن و عرق و مواد از سر و کولشون بالا میره ، ما رفتیم مراسم سالگرد آغاز امامت امام زمان رو جشن گرفتیم البته دل همه مون گرفته بود که 1175 سال شد و ما هنوز بهش نرسیدیم...

تو همین تهرانی که مردم شب نیمه شعبان عروسی میگیرن توش مشروب سرو میکنن ، دختر و پسر میرزن تو خیابون به خاطر جشن تولد امامشون با هم میرقصن و هزار مسخره بازی دیگه ، تو یه مسجد مراسم احیا گرفته شد برای اینکه تو این شب توبه کنیم و از خدا بخوایم اون امامی رو که شب تولدشه و غایبه...

مردم دو دسته شدن ، حق و باطل. مرز بینشون هم هر روز داره پررنگ تر و واضح تر میشه. مومن ها مومن تر شدن و کافر ها کافر تر. این نشانه ی نزدیک بودن ظهوره پس بیاید آدم شیم. اگه اونا سرد شدن ما گرم شیم.

مخاطب جمله آخر من امام خمینی و شهدای انقلاب و دفاع مقدس هستن : من با شما عهد می بندم تا آخرین قطره خون پای آرمان های شما بایستم و راهی که آغاز کردید رو به سهم خودم به سرانجام برسانم. در راهپیمایی شرکت میکنم با نگاه به هدفی بزرگ و امیدم به ظهوریست که از اول تاریخ جهانیان به دنبالش بودند. این خون شما بود که این پرچم را در دست ما حفظ کرد ما به قیمت خون آن را از دست نمیدهیم

از من نکن خدافظی...



برچسب ها : مردم ایران نسبت به انقلاب خود سرد نشده اند , ایرانی ها پای انقلاب و امام خمینی ایستاده اند , انقلاب اسلامی ایران , تحلیل انقلاب اسلامی ایران , امام خمینی , امام زمان , ظهور امام زمان ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,

سلام عزیزان

امروز یه چیزی دیدم که داشتم میمردم از خشم و نفرت. یک نفر که ادعای لات بودن داشت اومد نشست کنارمو شروع کرد از افتخاراتش گفتن. به نظرتون افتخاراتش چی بود؟ نذاشته بود جلوی چشمش به یه دختر تعدی بشه؟ نه، رفته بود یقه اونی که صف اول نماز جمعس و شباش تاریک و کثیفه رو گرفته بود؟ نه، پس افتخارش چی بود؟ به اینکه...به...چطور بگم؟ به این افتخار میکرد که چندتا دختر رو...دختریشون رو ازشون گرفته.

 

اینکه چه اتفاقی بینمون افتاد بماند. فقط خدا میدونه چه بلایی سرش آوردم ولی من چه غلطی میتونم بکنم؟؟ چندتا ازین افرادو میتونم بزنم؟ جلوی چندتاشون رو میتونم بگیرم؟ من آدم تند مزاج و عصبی هستم برای همین خیلی دعوام میشه و همیشه وقتی کسی چاقو میکشه دیگه توی اون دعوا نمیمونم و واقعا فرار میکنم. چون مردانگی و به موندن در اونجا نمیدونم. چون هرچقدرم قوی باشم یا مث روح الله داداشی کشته میشم یا مث امیر قرایی میکشم. پس خودمو هم جهت با یه مشت افرادی که دیگه آب از سرشون گذشته نمیکنم.ولی اینبار فرق داشت، باید جلوی کسی که تجاوز به عنف رو عادی میدونه و حرفه و کارش اینه وایساد.

 

منم وایسادم. شکر خدا اونقدری هستم که جلوی چهارتا مث اینا وایسم. اون موقع فقط به خودم لعنت میفرستادم. میگفتم امید داری کجا میری؟ ببین رفیقات کیان، ببین داری به کجاها کشیده میشی، چند روز دیگه به خودت میای میبینی توئم شدی یکی مثل اونا. سرتونو درد نیارم. من تصمیممو گرفتم. میخوام تا جون تو بدنمه جلوی منکرات وایسم. چه با قلم، چه با بحث، یا حتی مثل امروز صبح با دعوا. من مثل بعضی از افراد ایران نیستم.من هنوز یه جوغیرت تو وجودم مونده. هنوز ناموسمو نفروختم. مثل بعضیا به ناموس کسی چشم ندارم. مثل بعضیا نیستم که دارن از غربیا تقلید میکنن.من مثل بعضیا زن رو یه ابزار نمیدونم برای... .مث بعضیا سر گذر واینسادم تا به دخترا تیکه بندازم.

 

هنوز ناموسمو تشویق نکردم که با قیافه آنچنانی بره تو خیابون تا... . هنوز دین و دنیام از هم فاصله نگرفتن. هنوز همونم. همون که آدم بود. همون که خون میده برا دینش برا گفته پیغمبرش. کم کم دارم به این میرسم که وظیفمه شماهارو روشن کنم. آهای آقا پسری که وقتی توجه میکنم میبینم کمر تو از کمر دوس دخترت باریک تره، تویی که گوشوارت از مال جی افت خوشگلتره، تویی که ابروت از مال اون نازکتره، تویی که نیاز جنسیت رو با خودت رفع میکنی، خوب گوش کن که میخوام یه چیزایی برات بگم.میدونی مردونگی به چیه؟ نه اشتباه نکن به اون که تو پاته نیست. به اون ریش و پشمت که حالا داری به باد میدیش نیست. نه، به قمپز در کردنات نیست. به پشت بازو و بازویی که با دارو و قرص و آمپول کلفت کردی نیست. به شناسنامتم نیست.

 

به اینه که دست یه ضعیفتر رو بگیری. به اینه که وقتی یه زنو تنها دیدی گرگ نشی و به جاش شیر بشی برا محافظت ازش. به اینه که وقتی مشکلاتی رو دیدی کمر خم نکنی و جور بقیه رو بکشی. به اینه که تیکه نندازی به دخترای طفل معصوم. به اینه که تو این اوضاع که همه دارن به ما حمله میکنن، دست از هوسرانی و اعتیادتون بردارین و بیاین وسط گود. به جوونای انقلاب نگاه کنین، برین از خانواده شهدا پرس و جو کنین ببینین اونا دنبال چه راهی بودن. اگه دنبال ناموس مردم و گراس و شیشه و نایس و کراک و خانوم بازی بودن شماهم بسم الله، برین دنبال این کارا ولی اگه دنبال رسیدگی به هم نوعاشون بودن، دنبال آزادی و آزادگی بودن، دنباله روی بزرگان بودن. قرآن سرمشقشون بود، امام رهبرشون بود، شماهم ازونا یاد بگیرین. بفهمین دارین به کجا میرین. ما همونایی هستیم که برامون از غیرت و شجاعت همت گفتن، از باکری و عاصمی و کاوه گفتن. ما هموناییم که داریم رو خون این افراد با آسایش زندگی میکنیم. توروخدا به خودتون بیاین.

 

با شما خانوما هم هستم. بستون نیست این همه وقت شدین مترسک دست این کشور اون کشور؟ بستون نیست الگتون شده عروسک باربی که الهام گرفته از یه زن فاحشه آلمانیه؟ بس نیست هر چند وقت یبار این کشورا که شدن چوپانمون، یه سری لباس ناجورتر از قبل رو مد میکنن و شماهم مث برده هاشون میرین میخرین؟ چطور تو کشوری که توی وصیتنامه صدها هزار شهیدش براتون تکلیف شده که با حجابتون خون شهیدان رو پایمال نکنین، بی حجاب و بدحجاب میگردین و تو دهنی محکمی به اون شهدا و امام عالیقدرمون میزنین؟ شما دارین میشین یه کالا. اینو بفهمین که دارید میشین عروسک خیمه شب بازی و آلت دست اونا. میخوان با استفاده از شما پای جونامون رو از هیئت و روضه و محافل اهل بیت ببرن و بکشوننشون به وادی گناه و از خط ولایت فقیه دورمون کنن.

 

اینارو گفتم که بفهمین دارین به کجا میرین. میدونم که الآن میگین دارم تند میرم ولی قبول کنین 30سال خون دل خوردیم تا به اینجا برسیم و نباید با نفهمی و کم فهمی و کج فهمی زحماتمون رو هدر بدیم. 30سال کسی این حرفارو نزده و باید اینارو میگفتم پس باید تند میگفتم. قصد نداشتم اینارو امروز بگم ولی اتفاق صبح یه کاتالیزگر بود برام تا شروع کنم به گفتن حرفام. اینو بدونین که من هم جلف بازی کردم. ولی نه شلوارمو از صدجا جر دادم نه گوشواره گوشم کردم نه ابرو برداشتم و نه به دخترا تیکه انداختم. مردونه جلف بازی کردم.

 

در آخر هم ازتون میخوام یکم روی این گفته هام فکر کنین و ببینین ارزش عمل کردن داره یا نه. راستی نظراتتون رو هم بگین. چون قصد دارم ازین جور پستا زیاد بذارم پس باید از نظرات شما درمورد پستام استفاده کنم.

 

امیدوارم از آدمیت به آدم بودن برسیم.

 

خدا یار و نگهدارتون




برچسب ها : تجاوز به دختران , روح الله داداشی امیر قرایی , گراس و شیشه و نایس و کراک , باکری و عاصمی و کاوه , عروسک باربی , خط ولایت فقیه , دختر بازی ,
دسته بندی : کافه اجتماعی , خارج از کافه , پروژه بیداری ,
آخرین مطالب
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
» حرف ها ( دوشنبه 23 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] (تعداد کل صفحات:4)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت