تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

سلام. من دیگه این 3 تا موضوعو با هم قاطی کردم و در قالب 2 موضوع منتشر کردم که کسی هم شک نکنه! این قسمت آخر ویژه نامه س. قرار بود یه قسمت هم درباره اتفاقاتی که برا خودم و دوستام افتاده بذارم ولی دیدم خیلی شخصی میشه و بی خیالش شدم! 

الف) تلویزیون و سینما

1- درو کردن تمامی جایزه های سینمایی به دست اصغر فرهادی با فیلم جدایی نادر از سیمین و کسب اولین اسکار تاریخ سینمای ایران

2- فروش بالای فیلم ورود آقایان ممنوع نشان داد مردم ایران طنز فاخر رو میشناسن و دیگه دوره لوده گری های اخراجی ها تموم شده

3- عذر خواهی رضا رویگری به خاطر بازی در فیلم اخراجی های 3. رویگری از مردم ایران خواست او را به کیان ایرانی ببخشند

4- سریال ساختمان پزشکان به نظر من بهترین سریال امسال بود که واقعا ترکوند. داستان عالی ، بازیگر عالی ، نویسنده عالی ، موضوع عالی. در کل خیلی چسبید!

5- کی اینجا هست که به من بگه کارای شخصیشو خودش انجام میده؟ ماندگار ترین صحنه برنامه رنگین کمان در طول چند سال فعالیتش با این جمله کلید خورد و با ---شول فرنود کوچولو به اوج رسید! در کل حرکت بزرگی بود!

6- تعطیل شدن خانه سینما هم از حوادث تلخ سال بود. امیدواریم هرچه زودتر بازگشایی شود

7- طنز آیتمی خنده بازار با استقبال زیادی روبرو شد. افراد معروف زیادی در این مجموعه مورد شوخی پشت وانتی قرار گرفتن. برخی با روی باز پذیرا بودن و برخی با کتف باز! فریدون جیرانی ، مجید قناد و از همه مهم تر عادل فردوسی پور به شدت از این موضوع استقبال کردن ولی مرد همیشه بی جنبه فوتبال ما یعنی علی دایی تحمل نکرد و با جو سازی هایش باعث شد یکی از با استعداد ترین افراد این مجموعه یعنی سامان گوران از تیم خنده بازار جدا شود. یکی از دلیل هایی که از علی دایی بدم میاد همین بی جنبه بودنشه. علی دایی بعد از اینکه اداشو در آوردن به برنامه خنده بازار گفت فلان بازار!

8- قهوه ای که دیگر تلخ نیست! آخر ما نفهمیدیم چی شد و چرا دیگه پخش نمیشه! ما فقط میدونیم مهران مدیری کارش درسته و همیشه هم حمایتش میکنیم

ب) اجتماعی و سیاسی

9- تحریم پشت تحریم! فقط مونده آمریکا بگه ما حق نداریم از زیر شلوار پیژامه بپوشیم! این آمریکا و اسراییل مشخصه از کجا دارن می سوزن. حالشونو میگیریم

10- تصرف سفارت انگلیس توسط نیرو های خود جوش همیشه حاضر در صحنه! همین اخیرا هم شنیدم سفارت انگلیس یه سایت درست کرده بود که اونم به سلامتی فیلتر شد!

11- تهدید ایران برای بستن تنگه هرمز باعث شد قیمت بنزین تو آمریکا الان به لیتری 2 دلار برسه! اون آقایونی که میگفتن در صورت تحریم نفت ایران کک شونم نمیگزه الان کجان؟

12- تحریم ها باعث شد قیمت سکه و دلار به طرز وحشتناکی بالا بره و قیمت سکه به نرخ بی سابقه ی 800000 تومن برسه و دلار در بازار تا 2500 تومن هم برسه. بعضی مغازه ها حتی پا رو فراتر گذاشته و قیمت اجناس رو به دلار و به قیمت روز میگرفتند! سر گردنه که میگن اینجاس!

13- اگه کوروش تا الان زنده بود و ماهی 100 میلیون تومن پس انداز میکرد تازه می شد 3000 میلیارد تومن! اگه 3000 میلیارد تومن رو به اسکناس های 10000 تومنی تبدیل کنید می تونید 4 بار پارک لاله رو باهاش فرش کنید! شمردن این پول 693 روز طول میکشه! بعد این آقایون خیلی شیک و مجلسی هاپولیش کردن! 

14- دریاچه ارومیه تا مرز خشکی پیش رفت و به جای اینکه فکری برای این مشکل بشه ، جمعی از هم وطنان آذری زبان که برای اعتراض به این وضع به خیابان ها ریخته بودند کتک خوردند!

15- هواپیمای جاسوسی امریکا رو زدیم رو هوا ترکوندیم و سالم آوردیمش و زمین و کلی چیز ازش یاد گرفتیم و بعدش اسباب بازیش کردیم و دادیم دست بچه های دبستانی که بگیم اگه بچه های ژاپنی ماشین حساب و کامپیوتر می سازن ، هواپیمای جاسوسی آمریکا اسباب بازی بچه های ماست. ما خیلی شاخیم!

16-  گفتم ژاپن و یاد سونامی و زلزله شدیدش افتادم که باعث شد نیروگاه اتمی فوکوشیما خراب شه و تشعشعات اتمی تو ژاپن پخش شه و یه فاجعه مثل چرنوبیل رخ بده. ولی از اونجایی که ژاپنی ها بویی از تکنولوژی نبردن و درس ماکت سازی امام خمینی با کاغذ رو هم پاس نکردن (!) تصمیم گرفتن گل آفتاب گردون بکارن و تشعشعات رادیو اکتیو خطرناک رو جذب کنن و جون مردمشونو نجات بدن. واقعا که چه مردم بی شعوری هستن!

17- اسامه بن لادن بالاخره کشته شد! سربازان آمریکایی ریختن تو خونه ش توی پاکستان و ترتیب کارشو دادن. جسدش رو هم انداختن تو اقیانوس هند تا هیچ کس هم شک نکنه. البته اشتباه کردن چون کار ما از شک گذشته و ما میدونیم که حادثه 11 سپتامبر از خیلی قبل تر برنامه ریزی شده بود و بن لادن هم وسیله خود اینا بوده و حالا که مثل صدام مهره سوخته شده زدن کشتنش

18- بهار عربی! باراک اوباما با شعار تغییر اومد رئیس جمهور شد و همه فکر کردن میخواد سیاست های آمریکا رو عوض کنه و خیلی هم خوشحال شدن! اما امسال تازه معلوم شد منظور اوباما از تغییر چی بوده! قیام های خود جوش(!) و مردمی باعث شد اکثر سران کشور های عربی کله پا بشن و این منطقه کم کم برای آمریکا و اسراییل هموار سازی بشه.  بن علی - حسنی مبارک - قذافی - الان هم نوبت بشار اسد و سوریه س! باید ببینیم آخرش چی میشه. آدمایی که کنار رفتن همه شون دیکتاتور بودن و آدم کش. اما این که این تحولات به نفع ماس یا به ضررمون بعدا مشخص میشه

19- وقتی موقع فرود چرخ جلوی هواپیماتون باز نشه چیکار میکنید؟ 1- خودتون با زبون خوش سکته میکنید 2- انگشت تونو میکنید تو دهنتون و میگید من مامانمو میخوام 3- فرار میکنید 4 میرید به مسافرا میگید برای آخرین بار همدیگه رو نگاه کنن و دستای همدیگه رو بگیرن چون دیگه لحظه های آخره! اما کاپیتان شهبازی هیچ کدوم از این کارا رو نکرد. خیلی قشنگ هواپیما رو رو سینه ش نشوند و به هیچ کس آسیبی نرسید. فیلم این فرود رو الان تو کلاس های آموزش خلبانی در کشور های خارجی دارن نشون میدن. آیا از کاپیتان شهبازی اونجور که شایسته بود تقدیر کردیم؟

20- باور کنید اصلا دلم نمیخواد از تجاوز گروهی خمینی شهر و حادثه آدم کشی سعادت آباد صحبت کنم. پس اصرار نکنید! در عوض میخوام از آمنه بهرامی صحبت کنم که به صورتش اسید پاشیدن ولی اونقدر بزرگ منش بود که اون پسر کثیف رو بخشید تا قصاص نشه و بدین ترتیب به قهرمان دختران ایرانی تبدیل شد

از من نکن خدافظی!
   



برچسب ها : اصغر فرهادی , اصغر فرهادی و سندمن , سندمن و اصغر فرهادی , جدایی نادر از سیمین , اسکار , ورود آقایان ممنوع , عذر خواهی رضا رویگری به خاطر بازی در فیلم اخراجی های 3 , رضا رویگری , رضا رویگری و سندمن , سندمن و رضا رویگری , ساختمان پزشکان , رنگین کمان , تعطیل شدن خانه سینما , خانه سینما , خنده بازار , فریدون جیرانی , فریدون جیرانی و سندمن , سندمن و فریدون جیرانی , مجید قناد , مجید قناد و سندمن , سندمن و مجید قناد , عادل فردوسی پور , عادل فردوسی پور و سندمن , سندمن و عادل فردوسی پور , علی دایی , سامان گوران , سامان گوران و سندمن , سندمن و سامان گوران , مهران مدیری , مهران مدیری و سندمن , سندمن و مهران مدیری , علت توقیف قهوه تلخ , قهوه تلخ دوباره منتشر شد , تموم شد , تحریم , تصرف سفارت انگلیس , بستن تنگه هرمز , کوروش , کوروش کبیر , پارک لاله , دریاچه ارومیه , هواپیمای جاسوسی امریکا , نیروگاه اتمی فوکوشیما , چرنوبیل , ماکت سازی امام خمینی با کاغذ , اسامه بن لادن , صدام , باراک اوباما , بن علی , حسنی مبارک , قذافی , بشار اسد , سوریه , کاپیتان شهبازی , تجاوز گروهی خمینی شهر , حادثه آدم کشی سعادت آباد , آمنه بهرامی , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , sandman , the sandman , cafe javan , cafejavan ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما , کافه اجتماعی ,
سلام!
من در راستای نشون دادن اینکه ایرانی ها همیشه در صحنه هستند و خورد خورد هم وارد نمیشن و یهو میان تو صحنه ، رفتم و در انتخابات مجلس شرکت کردم و به کاندیدا های مورد علاقه م رای دادم! اصلا هم کاری نداشتم که اونجا چی نوشته! من خودم به آدمایی که دوس داشتم رای دادم!

بعد دیدم صفحه رای ام خیلی باحال شده! تصمیم گرفتم یه عکس ازش بگیرم و بذارم تو وبلاگ تا شما هم در شادی من سهیم شین!
بدوین برین ادامه مطلب!



برچسب ها : سندمن , آدام سندلر , آدام سندلر و سندمن , سندمن و آدام سندلر , آل پاچینو , آل پاچینو و سندمن , سندمن و آل پاچینو , مل گیبسون , مل گیبسون و سندمن , سندمن و مل گیبسون , جیم کری , جیم کری و سندمن , سندمن و جیم کری , برد پیت , برد پیت و سندمن , سندمن و برد پیت , لئوناردو دی کاپریو , لئوناردو دی کاپریو و سندمن , سندمن و لئوناردو دی کاپریو , تام هنکس , تام هنکس و سندمن , سندمن و تام هنکس , نیکولاس کیج , نیکولاس کیج و سندمن , سندمن و نیکولاس کیج , اصغر فرهادی , اصغر فرهادی و سندمن , سندمن و اصغر فرهادی , پیمان معادی , پیمان معادی و سندمن , سندمن و پیمان معادی , لیلا حاتمی , لیلا حاتمی و سندمن , سندمن و لیلا حاتمی , وین دیزل , وین دیزل و سندمن , سندمن و وین دیزل , آوریل لاوین , آوریل لاوین و سندمن , سندمن و آوریل لاوین , سندمن و پیت بول , پیت بول , پیت بول و سندمن , انریکه , انریکه و سندمن , سندمن و انریکه , لیدی گاگا , لیدی گاگا و سندمن , سندمن و لیدی گاگا , ریحانا , ریحانا و سندمن , سندمن و ریحانا , مارک آنتونی , مارک آنتونی و سندمن , سندمن و مارک آنتونی , جنیفر لوپز , جنیفر لوپز و سندمن , سندمن و جنیفر لوپز , امینم , امینم و سندمن , سندمن و امینم , بیانسه , بیانسه و سندمن , سندمن و بیانسه , شادمهر عقیلی , شادمهر عقیلی و سندمن , سندمن و شادمهر عقیلی , فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمن , سندمن و فرهاد مجیدی , سر آلکس فرگوسن , سر آلکس فرگوسن و سندمن , سندمن و سر آلکس فرگوسن , اریک کانتونا , اریک کانتونا و سندمن , سندمن و اریک کانتونا , دیوید بکهام , دیوید بکهام و سندمن , سندمن و دیوید بکهام , محسن یگانه , محسن یگانه و سندمن , سندمن و محسن یگانه , محسن چاوشی , محسن چاوشی و سندمن , سندمن و محسن چاوشی , کافه جوان , sandman , the sandman , cafe javan , cafejavan' , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان ,
دسته بندی : کافه اجتماعی , کافه عکس , کافه طنز ,

با درود فراوان. امروز میخوام درباره یه سری مسائل حرف بزنم که تابحال بازگو نکردم! این هفته منصور تهران نمیاد و دیدم وقت مناسبیه که یه پست درباره ش بنویسم! چون حداقل تا چند روز بعدش منو نمیبینه! برا اون دسته از عزیزانی که نمیدونند باید بگم من و منصور چهارم دبستان همکلاسی بودیم! البته اون موقع من باهاش زیاد رفیق نبودم و دو سه سال بعدش که اومدن همسایه مون شدن رفیق شدیم! تقریبا هر روز با هم بودیم. من میرفتم پایین ، اون میومد بالا ، میرفتیم بیرون و...  . چند تا بازی رو با هم تموم کردیم! چقد فیلم دیدیم! من فیلم میخریدم خودم نگاه میکردم بعد زنگ میزدم منصور میومد بالا دوباره با هم نگاه میکردیم! فکر نمیکنم این قدر که با منصور خندیدم با کس دیگه ای خندیده باشم. الان به حدی با هم هماهنگیم و از روحیات هم خبر داریم و انقدر برامون قضیه پیش اومده که هر چیزی میبینیم ، یا هر صدایی میشنویم و هر اتفاقی که میفته به هم نگاه میکنیم و هردو به یه چیز میخندیم و هر کدوم میدونیم طرف مقابل به چی فکر میکنه! فکر کنم چند وقت دیگه نیازی نباشه برا همدیگه جوک تعریف کنیم و در سکوت میخندیم! ما با هم خیلی جاها رفتیم . در جلسات شبانه (تو پارک پشت خونه مون!) خیلی حرفا زدیم . حرفایی که تیر چراغ برق داره! خیلی چیزا دیدیم. خیلی زیاد با هم فوتبال بازی کردیم! درست مثل فرگوسن و آرسن ونگر! هر دو میدونیم طرف مقابل از چه روشی استفاده میکنه ولی بازم از همونجا ضربه میخوریم! تو کنفرانس های مطبوعاتی بعد بازی با هم دعوا میکنیم و هرچی از دهنمون در میاد نثار همدیگه میکنیم ولی هیچ دلخوری ای پیش نمیاد. سر هر چیز بیخود و باخودی با هم کل کل میکنیم ، بحث میکنیم ، دعوا میکنیم ، درباره زند گی خصوصی مردم تصمیم گیری میکنیم، قهرمانی تیم ها رو تعیین میکنیم ، همدیگه رو تحقیر میکنیم ، سعی میکنیم همیشه یه چیزی تو آستین داشته باشیم تا همدیگه رو آچمز کنیم و حال همدیگه رو بگیریم! وقتی حرف میزنیم همش رو توانایی خودمون و ناتوانی طرف مقابل انگشت میذاریم! اون موقعی که وبلاگامون از هم جدا بود چقد سر بازدید کننده کل کل داشتیم! من میدیدم که بازدید وبلاگ اون به طور غیر طبیعی بالاس! رفتم و با ظاهری مظلوم عضو وبلاگش شدم و عامل نفوذی خودم شدم و روش کارو ازش دزدیدم! البته بعدا جفتمون به این نتیجه رسیدیم که بهتره این استعدادمونو در زمینه دور زدن موانع پیش روی وبلاگ نویسی ، با هم و در یه جا خرج کنیم که بازدهی دو برابر بشه! و حاصل تجربیات چند ساله مونم شده این وبلاگ که الان جلوی چشم شماست!  
 
هر جا که ما دوتا با هم باشیم حتما یه سوژه خنده پیدا میکنیم و علاوه بر خودمون آدمای اطرافمونم شاد میشن! این به تجربه ثابت شده! میتونین از گلادیاتور یا فلاستر بپرسین!
 
از شانس بد من برادر ندارم ، منصور هم همینطور. اما هیچ موقع کمبودی رو از این ناحیه احساس نکردیم. نمیخوام بگم ما برای هم مثل برادر هستیم. نه ، اصلا اینجوری نیست. بلکه از برادر نزدیک تریم. فکر نمیکنم دوتا برادر بتوننن حرفایی رو که ما با هم میزنیم ، انقدر راحت بیان کنن. 
از وقتی این بشر رفته شهرستان درس بخونه و دیر به دیر میاد تهرون ، حوصله س که سر میره ها! بالاخره هر روز با هم فوتبال بازی میکردیم یا شبا میرفتیم پارک یکی دو ساعت حرف میزدیم. الان این بازیا و پارک رفتنا به ماهی یکی دو بار محدود شده. بعضی وقتا که میاد و میریم پارک ، دوستای مشترکمونو میبینیم. اینا تا منصورو میبینن باهاش روبوسی میکنن. ولی من فکر میکنم تا حالا با منصور روبوسی نکردم! تو تمام این سالها! میخوام از همینجا به منصور بگم این که من باهاش روبوسی نمیکنم و هر موقع از دستم بربیاد رشته و شهرشو مسخره میکنم و برا خرید لپ تاپ اصلا به روی خودم نیاوردم که بهش تبریک بگم و خیلی کارای دیگه که میکنم اصلا دلیل بر این نیست که ازش خوشم نمیاد! برعکس! من باهاش روبوسی نمیکنم چون آدم با کسی روبوسی میکنه که یه مدته ندیدتش! درسته منم دیر به دیر منصورو میبینم اما اصلا برام تفاوتی نمیکنه که دیروز دیدمش یا یه سال پیش. رفتارم باهاش همونه که تابستون بود و حرفایی که شبا تو پارک میزنیم ادامه ی حرفاییه که سری پیش زدیم! انگار همین دیشب پارک بودیم!     
 
من و منصور خیلی با هم رفیقیم! مثل هرولد و کومار! اما مسلما سر اینکه کدوممون کومار باشیم دعوامون میشه! البته اونجوری هم نیستیم که همیشه بحثمون گل و بلبل باشه ها. خیلی مواقع با هم جنگ لفظی داریم. ولی فک کنم خوبی دوستیمون همینه. هر موقع با هم مشکلی پیدا میکنیم خیلی رک و سریع میریم با هم درمیون میذاریم و مشکلو حل میکنیم. نمیذاریم دلخوری ای باقی بمونه که به کینه نبدیل بشه. تو این زمینه هم اصلا با هم تعارف نداریم! از خجالت هم بدجوری در میایم!
 
اما این همه تعریف که نمیشه! بذارید یکم از مضرات منصور بگم! یکیش اینه که خیلی لجبازه! والا! میشینیم فوتبال بازی میکنیم ، من تو دو ساعت با 6-7 تا تیم بازی میکنم ولی اون چسبیده به اون رئال! البته جفتمونم دلیل داریم! من میخوام بازیم انعطاف پذیر باشه و بتونم با هر تیمی بازی کنم . از آرسنال گرفته تا تیم ملی ژاپن! منصور هم دلیلش اینه که میخواد تمرین کنه! حالا برای چه تورنومنتی تمرین میکنه خدا میدونه! نه که کاپ های قهرمانی جهان همینجوری از در و دیوار خونه شون میریزه! اصلا منصور انقد کاپ گرفته که نمیدونه چیکار کنه باهاشون! یه سری تکی رفت با تیمای 11 نفره بازی کرد و آخرشم لیگ قهرمانان اروپا رو آورد خونه! بعد دید جامش خیلی بزرگه گذاشت تو (گلاب به روتون) دستشویی تا به جای آفتابه ازش استفاده کنه!
 
یکی دیگه از مضرات منصور اینه که به قول بچه ها گفتنی تنبله! یعنی برای بیرون رفتن اولین نفری که خیلی پایه س ساز مخالف بزنه منصوره! تکیه کلام هاش هم ایناس: ولش کن! حال نداریم! حال داریا! بی خیال شو! بیا بریم خونه! دوره! میدونی چقد راهه؟!
 
مشکل بعدیش اینه که خیلی حسابگره! البته حسابگر بودن خیلی هم بد نیست ولی وقتی شورشو در بیاری دیگه غیر قابل تحمل میشه! ما الان چند ساله با اتوبوس میریم این ور اون ور، بدون استثنا همیشه کرایه ها رو دنگی حساب کردیم! تاکسی هم همینجور! حتی وقتی بیرون چیزی بخریم باید نصف نصف باشه! یه سری به من تو پارک ملت 100 تومن شارژ فرستاد. ایرانسل اسکل شده بود ، اون 100 تومنه رو برای من 2 بار فرستاد! ولی از منصور فقط 100 تومن کم کرد! این بشر ما رو بیچاره کرد! میگفت باید اون 100 تومن اضافه رو برگردونی به من! البته کارش جنبه طنز داشت!
من و منصور انقد با هم فیلم نگاه کردیم که اکثر حرفامون دیالوگ فیلمن یا حرفامونو شبیه دیالوگ میگیم! کارامونم شبیه فیلماس! من پیشنهاد میکنم برا سریال های نوروزی بیان 24 ساعت از زندگی ما فیلمبرداری کنن!
 
ما با هم نقاط مشترک زیادی داریم. جفتمون استقلالی هستیم! از بارسلون و مسی بدمون میاد! یه سری نظریه های مشترک داریم. مثلا اینکه همه اعضای بدن برا خودشون مغز دارن و جاش هم به صورت تجربی بدست میاد! مثلا شما دوتا چشم دارید و دو تا مغز چشم! اما فقط کسی که حرفه ای تو کار چشم باشه میتونه بگه مغز چشم کجاست! بقیه اعضای بدن هم همینطور! حتی میشه رو این مغز ها سکه یا سرویس طلا گذاشت! شما ها چقدر ساده این! از دیگر چیز های مشترک که داریم میشه به بازیگرای مورد علاقه مون اشاره کرد! مثل رضا عطاران که حتی منصور یه بار باهاش عکس گرفته یا آل پاچینو یا آدام سندلر و خیلی از دوستای من در زمینه بازیگری! درباره آهنگ گوش کردنم میتونم بگم 70 درصد شبیه همدیگه ایم!
 
در عین این همه شباهت که با هم داریم و علایق و روحیات مشترکمون ، تفاوت های زیادی هم داریم. یه جورایی میشه گفت قطب + و - بمب اتم رو تشکیل میدیم! به من که خوش میگذره! میخواستم بدین وسیله به منصور بگم من هر کاری هم بکنم و هر حرفی بزنم ، رفیقمو مخصوصا تو رو به کسی نمیفروشم! پس اگه دیدی به یه غریبه سپردمت دلخور نشو ازم میام واسه بردنت ( اشتباه شد! پوزش میخوام!) یادش بخیر اون اوایل که گوشی گرفته بودم تو یه ماه اول انقد با منصور اس ام اس بازی کردیم که نگو! بعد کم کم به روش های ارتباطی دیگه پی بردیم و موثر ترینش  پنجره بود! به این صورت که یه تک زنگ میزدیم و طرف میومد دم پنجره! الان حدود یه سال و خورده ایه که زیاد به هم اس ام اس نمیدیم. زنگ هم که اصلا صحبتشو نکن! تو این سالها فقط من یه بار بهش زنگ زدم چند دیقه حرف زدیم اونم موقعی بود که ایرانسل 2000 تومن اعتبار داخلی بهم هدیه داده بود و من به همه دوستای ایرانسلیم زنگ زدم! منصور هم جزو اینا بود! البته منصور چند روز پیش یه اس ام اس با مضمون جواد خیابانی برام فرستاد که منم جوابشو دادم! میدونید چیه؟ انگار جفتمون باور نکردیم منصور دیگه تهران نیست و همدیگه رو نمیبینیم! برا حرف زدن هنوز منتظریم منصور بیاد تهران تا بیایم دم پنجره! من تو این فازم که منصور رفته بیرون و تا 2 ساعت دیگه میاد! اون تو این فازه که رفته بیرون و تا 2 ساعت دیگه میاد! پس منتظر میمونیم تا اون 2 ساعت تموم شه! بعد هم خیلی عادی میام دم پنجره و بعدشم میریم پارک و حرفای دیشب (دوهفته پیش) مونو ادامه میدیم!
 
ایشالا قسمت شما هم از این رفاقتا بشه که خیلی خوش میگذره! منصور جون ایشالا بیایم عروسیت شام بخوریم! فقط بگو گوجه نذارن! از من نکن خدافظی!



برچسب ها : چهارم دبستان , فیلم , جوک , جوک جدجد , جوک های سندمن , الکس فرگوسن , فرگوسن , فرگوسن و سندمن , سندمن و فرگوسن , آرسن ونگر و سندمن , سندمن و آرسن ونگر , آرسن ونگر , کنفرانس مطبوعاتی , وبلاگ , وبلاگ کافه جوان , وبلاگ پربازدید , افزایش بازدید تضمینی , کافه جوان , کافه جوان و سندمن , وبلاگ و سندمن , گلادیاتور , گلادیاتور و سندمن , سندمن و گلادیاتور , فلاستر , فلاستر و سندمن , سندمن و فلاستر , حسین فلاستر , منصور , منصور و سندمن , سندمن و منصور , سندمن , فوتبال , منچستر یونایتد , هرولد و کومار , هرولد و کومار و سندمن , سندمن و هرولد و کومار , آرسنال , آرسنال و سندمن , سندمن و آرسنال , رئال , رئال مادرید و سندمن , سندمن و رئال مادرید , لیگ قهرمانان اروپا , لیگ قهرمانان اروپا و سندمن , سندمن و لیگ قهرمانان اروپا , سندمن برنده لیگ قهرمانان اروپا شد , ایرانسل , ایرانسل و سندمن , سندمن و ایرانسل , رضا عطاران , رضا عطاران و سندمن , سندمن و رضا عطاران , آل پاچینو , آل پاچینو و سندمن , سندمن و آل پاچینو , آدام سندلر , آدام سندلر و سندمن , سندمن و آدام سندلر , آدام سندلر و کافه جوان , آدام سندلر در کافخ جوان , جواد خیابانی , جواد خیابانی و سندمن , سندمن و جواد خیابانی , اصغر فرهادی و سندمن , سندمن و اصغر فرهادی , sandman , the sandman ,
مطالب مرتبط : جوابکی برای friends with benefits!! ,
دسته بندی :


And The Oscar Goes To........ A Separation!

بی شک شیرین ترین و حساس ترین و مهم ترین جمله در تاریخ 82 ساله سینمای ایران ، جمله بالا بوده و خواهد بود. سلام! میدونم همه تون خوشحالید. واقعا اصغر آقا ترکوند. به غیر از BAFTA که استعمار پیر کرم خودشو ریخت ، همه جایزه ها رو برد. واقعا هم حق خوری بود اگه برنده نمیشد. این فیلم با فاصله ، بهترین فیلم ایرانی ای بود که من و اکثر ماها دیدیم. 

شما ها میدونید که من خیلی فوتبالیم. اما تیم ملی فوتبالمون سالهاست غرور ملی ما رو یه جورایی کور کرده! هرچی جواد خیابانی سعی میکنه جو سازی کنه واقعا نمیشه! اما اصغر فرهادی با جوایزی که برد به تنهایی غرور ملی ما رو از این رو به اون رو کرد تا برشته بشه! وقتی جایزه Golden Globe رو برنده شد من خیلی خوشحال شدم و در پوست خودم نمیگنجیدم. اما اسکار یه چیز دیگه س! وقتی مجری اعلام کرد که برنده شدیم انصافا اشک تو چشمام جمع شد و یه جورایی پوستمو پاره کردم! حیف که ساعت 5 صبح بود و نمیشد داد و بیداد کرد! واقعا اون موقع آرزو کردم کاش خونه مجردی داشتم! یا حداقل خونه مون ویلایی بود! 

فیلم جدایی نادر از سیمین صحنه های بسیار زیبایی داشت مخصوصا صحنه خود زنی شهاب حسینی! عجب بازی ای کرد! اما اگه به من بگن صحنه ماندگار این فیلمو انتخاب کن من اون صحنه ای رو انتخاب میکنم که نادر داشت همینجوری سرپایی با ترمه درس کار میکرد و معادل فارسی کلماتو ازش می پرسید. نادر ازش پرسید گارانتی؟؟ ترمه گفت تضمین ، ضمانت. نادر گفت این که عربیه! ترمه گفت خانوممون گفته! نادر جمله تاریخیو گفت : (( دیگه این حرفو به من نگیا! چیزی که غلطه غلطه! هرکی میخواد بگه ، هرجا هم میخواد نوشته باشه بذار معلمتون نمره کم کنه. تو بنویس پشتوانه)) 

بعد از انتخاب صحنه ماندگار فیلم حالا نوبت اینه که از مراسم بگم.  حرفای اصغر فرهادی رو که منصور جون زحمت کشید گذاشت. من میخوام به شیوه برگزاری مراسم بپردازم. واقعا برگزار کنندگان مراسم از یک بیماری خاص به نام اشتباه در انتخاب مجری رنج می بردند. مجری این مراسم بدون شک باید جواد خیابانی می بود. واقعا در حق جواد خیابانی ظلم میشه تو کشور ما. یعنی در حق همه مون ظلم میشه. گزارش بهترین بازی های فوتبالو بهش میدن و اونم نامردی نمیکنه همچین گندی میزنه تو گزارش که ادم کارش به سرویس بهداشتی می کشه! مشکل اینجاس که ما حرفه ای نیستیم و به جواد خیابانی کار های تخصصی نمیدیم. ما همه جوره داریم بهش ظلم میکنیم و استعدادشو حروم میکنیم. مگه جواد چند سال دیگه زنده س؟ آخه نامردا اینه رسمش؟ پلیس ما میاد زن های مریض (!!!) رو از سطح شهر جمع میکنه و بعد بهشون میگه زن خیابانی! نامردا! اینه رسمش؟ آبرو برای جواد نذاشتین شما ها! فک کنین اگه جواد مجری اسکار بود مراسم چه شور و حالی میگرفت!  بعد از اعلام اسم فیلم جواد میکروفون رو میگرفت دستش و از حضار میخواست بلند شن و اونو در خوندن شعر ((وطنم ، پاره ی تنم)) همراهی کنن! بعد مجسمه اسکار رو از دست فرهادی میگرفت و میذاشت رو کولش و یه دور افتخار باهاش میزد! در حال دویدن کار های خودشو گزارش میکرد و میگفت : ( حالا جواد! مجسمه به پشت داره میدوه! بدو جواد! با داور درگیر نشو جواد! جواد داره همه رو جا میذاره! یه نفر! دو نفر! ....... صد نفر! بعله! حالا جواد می رسه به دیگر نامزد های کسب این جایزه و بهشون تبریک میگه! انصافا فیلم اونا هم خوب بود و این شکست چیزی از ارزش های بچه های اونا کم نمیکنه!  وای آنجلینا جولی رو ببینین که چه لباس قرمزی پوشیده! شوهر بی غیرتش کجاست؟ اونو در تصویر نمیبینم! از اتاق فرمان اشاره میکنن که شوهرش داره با آنتونیو باندراس گپ میزنه! واقعا که این خارجی های چیزی از غیرت نمیفهمن! اونا باید بیان غیرت رو از کریم باقری خودمون یاد بگیرن! ماشالا کریم! کریم بزن یکی از اون شوت هاتو! توی دروازه! توی دروازه! کریم باقری حساب کارو به کتاب تبدیل میکنه!) در این لحظه جواد هیجانی میشه و به سبک مایکل جوردن مجسمه اسکار رو پرت میکنه به آسمون! مجسمه تا به زمین برسه 1000 تا چرخ میخوره و میخوره تو سر اونایی که چوب لای چرخ اصغر فرهادی گذاشتن و به خاطر دریافت جایزه از مدونا کلی چرت و پرت گفتن و از موفقیت های پی در پی این فیلم خوشحال نشدن. حتی برگشتن به خارجی ها گفتن ما نمیخوایم شما به ما جایزه بدین!

در پایان باید بگم من در همینجا از اختیارات خودم استفاده میکنم و روز 8 اسفند رو به عنوان روز اصغر فرهادی نام گذاری میکنم. از این به بعد هر سال ما این روز رو جشن میگیرم و برای اصغر فرهادی آرزو میکنیم که تو تمام مراحل زندگیش موفق و سربلند باشه چراکه دوباره مزه افتخار ایرانی بودن رو به دهان های ما برگردوند (خودمونیم عجب جمله ای گفتم!)

اصغر آقا دمت گرم! از همینجا به همراه همه بچه های کافه جوان می بوسمت و دستتو به گرمی می فشارم! از من نکن خدافظی!



برچسب ها : اصغر فرهادی , سندمن , سندمن و اصغر فرهادی , اصغر فرهادی و سندمن , اصغر فرهادی و کافه جوان , لیلا حاتمی و سندمن , سندمن و لیلا حاتمی , اسکار , دانلود مراسم اسکار , جدایی نادر از سیمین , جدایی اصغر از فرهاد , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سندمن و کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما ,

 

سلام دوستان! بالاخره این امتحانای ما تموم شدن! البته یه زبان مونده که اونم عددی نیست! یه بیست از زبان بگیرم که معدلم بیاد بالا!
حالا باید تو این مدت که نبودم از چند نفر تشکر کنم!

با تشکر از خانواده هامون که با تمام مشکلاتی که دارن بازم به ما برای درس خوندن و یا هر کار دیگه ای کمک میکنن.

با تشکر از اساتید دانشگاه که جوری از ما امتحان گرفتن که انگار مال پدرشونو خورده بودیم.

با تشکر از اون بچه هایی که ریاضیو حذف کردن.

با تشکر از اون بچه هایی که ریاضی بیست میشن (آلمان - دیوار - دوستش). و البته یکی از دوستان که قراره بیاد نویسنده مون شه که ریاضیشو بیست شده. از همینجا بهش میگم آفرین!

با تشکر از اون 2500 نفری که تو دانشگاه ما ریاضی پیش دارن. یه سریشون ترم 5 هستن و هنوزم امید به قبولی ندارن.

با تشکر از اون کسی که فقط دوتا سوال از امتحان ریاضی پیش رو حل نکرد (این دفعه فقط دوستش!).

با تشکر از اون دوستانی که باعث شدن FlusTeR به حرف بیاد.

با تشکر از اون کسی که دانشگاه تهران در سطحش نیست و این دانشگاه رو اصلا به کتفش هم حساب نمیکنه و میذاره میره انزلی.

با تشکر از سر آلکس فرگوسن که اجازه داد یه نیم فصل دیگه هم از بازی پل اسکولز لذت ببریم.

با تشکر از سرعت اینترنت.

با تشکر از خودم که تونستم بالاخره یه k750 رو خراب کنم.

با تشکر از اصغر فرهادی که با بردن جایزه golden globe باعث شد غرور ملی در من جریحه دار بشه و افتخار کنم که ایرانیم و اشک تو چشمام جمع بشه.

با تشکر از جواد نکونام که تو بازی مقابل بارسلونا کاپیتان اوساسونا بود و بازم غرور ملی رو بهمون هدیه داد.

با تشکر از مجله تماشاگر که تنها تونل ارتباطی من با فوتبال ایرانه.

با تشکر از یاس که بازم با اهنگ جدیدش ترکوند.

با تشکر از جیم کری که یه چیزایی از بازیگری نشون داد که تا حالا از هیچ بازیگری ندیده بودم.

با تشکر از هیتلر که یهودیا رو قتل عام کرد.

با تشکر از قیمت سکه و دلار که برعکس نمره های ما ، سیر سعودی خوبی داشته.

با تشکر از اونایی که اومدن و خوندن و نظر دادن و نظر میدن.

با تشکر از من نکن خدافظی!!!

----------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت : من یه غلط املایی عمدی داشتم و فکر میکنم فهمیده باشید! سه خط بالاتر نوشتم سیر سعودی ! منظور من هم سیر صعودی بوده و هم عربستان سعودی. یعنی نفت عربستان که هست باعث شده تحریم ما تو دنیا خیلی تاثیر نذاره و نفت های عربستان باعث شده قیمت سکه و ارز بره بالا. پس باید توجه شده باشین که این غلط املایی خیلی هم غلط نبوده و در واقع درست املایی بوده!




برچسب ها : امتحان , اساتید دانشگاه , ریاضی , آلمان , دیوار , ریاضی پیش , ترم 5 , FlusTeR , دانشگاه تهران , انزلی , سر آلکس فرگوسن , سر آلکس فرگوسن و سندمن , پل اسکولز , پل اسکولز و سندمن , FlusTeR و سندمن , سرعت اینترنت , اصغر فرهادی , اصغر فرهادی و سندمن , golden globe , جواد نکونام , بارسلونا , اوساسونا , کاپیتان اوساسونا , مجله تماشاگر , یاس , یاس و سندمن , جیم کری , جیم کری و سندمن , هیتلر , هیتلر و سندمنچ , قیمت سکه و دلار , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی :
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت