تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان


با درود فراوان. امروز میخوام درباره یه سری مسائل حرف بزنم که تابحال بازگو نکردم! این هفته منصور تهران نمیاد و دیدم وقت مناسبیه که یه پست درباره ش بنویسم! چون حداقل تا چند روز بعدش منو نمیبینه! برا اون دسته از عزیزانی که نمیدونند باید بگم من و منصور چهارم دبستان همکلاسی بودیم! البته اون موقع من باهاش زیاد رفیق نبودم و دو سه سال بعدش که اومدن همسایه مون شدن رفیق شدیم! تقریبا هر روز با هم بودیم. من میرفتم پایین ، اون میومد بالا ، میرفتیم بیرون و...  . چند تا بازی رو با هم تموم کردیم! چقد فیلم دیدیم! من فیلم میخریدم خودم نگاه میکردم بعد زنگ میزدم منصور میومد بالا دوباره با هم نگاه میکردیم! فکر نمیکنم این قدر که با منصور خندیدم با کس دیگه ای خندیده باشم. الان به حدی با هم هماهنگیم و از روحیات هم خبر داریم و انقدر برامون قضیه پیش اومده که هر چیزی میبینیم ، یا هر صدایی میشنویم و هر اتفاقی که میفته به هم نگاه میکنیم و هردو به یه چیز میخندیم و هر کدوم میدونیم طرف مقابل به چی فکر میکنه! فکر کنم چند وقت دیگه نیازی نباشه برا همدیگه جوک تعریف کنیم و در سکوت میخندیم! ما با هم خیلی جاها رفتیم . در جلسات شبانه (تو پارک پشت خونه مون!) خیلی حرفا زدیم . حرفایی که تیر چراغ برق داره! خیلی چیزا دیدیم. خیلی زیاد با هم فوتبال بازی کردیم! درست مثل فرگوسن و آرسن ونگر! هر دو میدونیم طرف مقابل از چه روشی استفاده میکنه ولی بازم از همونجا ضربه میخوریم! تو کنفرانس های مطبوعاتی بعد بازی با هم دعوا میکنیم و هرچی از دهنمون در میاد نثار همدیگه میکنیم ولی هیچ دلخوری ای پیش نمیاد. سر هر چیز بیخود و باخودی با هم کل کل میکنیم ، بحث میکنیم ، دعوا میکنیم ، درباره زند گی خصوصی مردم تصمیم گیری میکنیم، قهرمانی تیم ها رو تعیین میکنیم ، همدیگه رو تحقیر میکنیم ، سعی میکنیم همیشه یه چیزی تو آستین داشته باشیم تا همدیگه رو آچمز کنیم و حال همدیگه رو بگیریم! وقتی حرف میزنیم همش رو توانایی خودمون و ناتوانی طرف مقابل انگشت میذاریم! اون موقعی که وبلاگامون از هم جدا بود چقد سر بازدید کننده کل کل داشتیم! من میدیدم که بازدید وبلاگ اون به طور غیر طبیعی بالاس! رفتم و با ظاهری مظلوم عضو وبلاگش شدم و عامل نفوذی خودم شدم و روش کارو ازش دزدیدم! البته بعدا جفتمون به این نتیجه رسیدیم که بهتره این استعدادمونو در زمینه دور زدن موانع پیش روی وبلاگ نویسی ، با هم و در یه جا خرج کنیم که بازدهی دو برابر بشه! و حاصل تجربیات چند ساله مونم شده این وبلاگ که الان جلوی چشم شماست!  
 
هر جا که ما دوتا با هم باشیم حتما یه سوژه خنده پیدا میکنیم و علاوه بر خودمون آدمای اطرافمونم شاد میشن! این به تجربه ثابت شده! میتونین از گلادیاتور یا فلاستر بپرسین!
 
از شانس بد من برادر ندارم ، منصور هم همینطور. اما هیچ موقع کمبودی رو از این ناحیه احساس نکردیم. نمیخوام بگم ما برای هم مثل برادر هستیم. نه ، اصلا اینجوری نیست. بلکه از برادر نزدیک تریم. فکر نمیکنم دوتا برادر بتوننن حرفایی رو که ما با هم میزنیم ، انقدر راحت بیان کنن. 
از وقتی این بشر رفته شهرستان درس بخونه و دیر به دیر میاد تهرون ، حوصله س که سر میره ها! بالاخره هر روز با هم فوتبال بازی میکردیم یا شبا میرفتیم پارک یکی دو ساعت حرف میزدیم. الان این بازیا و پارک رفتنا به ماهی یکی دو بار محدود شده. بعضی وقتا که میاد و میریم پارک ، دوستای مشترکمونو میبینیم. اینا تا منصورو میبینن باهاش روبوسی میکنن. ولی من فکر میکنم تا حالا با منصور روبوسی نکردم! تو تمام این سالها! میخوام از همینجا به منصور بگم این که من باهاش روبوسی نمیکنم و هر موقع از دستم بربیاد رشته و شهرشو مسخره میکنم و برا خرید لپ تاپ اصلا به روی خودم نیاوردم که بهش تبریک بگم و خیلی کارای دیگه که میکنم اصلا دلیل بر این نیست که ازش خوشم نمیاد! برعکس! من باهاش روبوسی نمیکنم چون آدم با کسی روبوسی میکنه که یه مدته ندیدتش! درسته منم دیر به دیر منصورو میبینم اما اصلا برام تفاوتی نمیکنه که دیروز دیدمش یا یه سال پیش. رفتارم باهاش همونه که تابستون بود و حرفایی که شبا تو پارک میزنیم ادامه ی حرفاییه که سری پیش زدیم! انگار همین دیشب پارک بودیم!     
 
من و منصور خیلی با هم رفیقیم! مثل هرولد و کومار! اما مسلما سر اینکه کدوممون کومار باشیم دعوامون میشه! البته اونجوری هم نیستیم که همیشه بحثمون گل و بلبل باشه ها. خیلی مواقع با هم جنگ لفظی داریم. ولی فک کنم خوبی دوستیمون همینه. هر موقع با هم مشکلی پیدا میکنیم خیلی رک و سریع میریم با هم درمیون میذاریم و مشکلو حل میکنیم. نمیذاریم دلخوری ای باقی بمونه که به کینه نبدیل بشه. تو این زمینه هم اصلا با هم تعارف نداریم! از خجالت هم بدجوری در میایم!
 
اما این همه تعریف که نمیشه! بذارید یکم از مضرات منصور بگم! یکیش اینه که خیلی لجبازه! والا! میشینیم فوتبال بازی میکنیم ، من تو دو ساعت با 6-7 تا تیم بازی میکنم ولی اون چسبیده به اون رئال! البته جفتمونم دلیل داریم! من میخوام بازیم انعطاف پذیر باشه و بتونم با هر تیمی بازی کنم . از آرسنال گرفته تا تیم ملی ژاپن! منصور هم دلیلش اینه که میخواد تمرین کنه! حالا برای چه تورنومنتی تمرین میکنه خدا میدونه! نه که کاپ های قهرمانی جهان همینجوری از در و دیوار خونه شون میریزه! اصلا منصور انقد کاپ گرفته که نمیدونه چیکار کنه باهاشون! یه سری تکی رفت با تیمای 11 نفره بازی کرد و آخرشم لیگ قهرمانان اروپا رو آورد خونه! بعد دید جامش خیلی بزرگه گذاشت تو (گلاب به روتون) دستشویی تا به جای آفتابه ازش استفاده کنه!
 
یکی دیگه از مضرات منصور اینه که به قول بچه ها گفتنی تنبله! یعنی برای بیرون رفتن اولین نفری که خیلی پایه س ساز مخالف بزنه منصوره! تکیه کلام هاش هم ایناس: ولش کن! حال نداریم! حال داریا! بی خیال شو! بیا بریم خونه! دوره! میدونی چقد راهه؟!
 
مشکل بعدیش اینه که خیلی حسابگره! البته حسابگر بودن خیلی هم بد نیست ولی وقتی شورشو در بیاری دیگه غیر قابل تحمل میشه! ما الان چند ساله با اتوبوس میریم این ور اون ور، بدون استثنا همیشه کرایه ها رو دنگی حساب کردیم! تاکسی هم همینجور! حتی وقتی بیرون چیزی بخریم باید نصف نصف باشه! یه سری به من تو پارک ملت 100 تومن شارژ فرستاد. ایرانسل اسکل شده بود ، اون 100 تومنه رو برای من 2 بار فرستاد! ولی از منصور فقط 100 تومن کم کرد! این بشر ما رو بیچاره کرد! میگفت باید اون 100 تومن اضافه رو برگردونی به من! البته کارش جنبه طنز داشت!
من و منصور انقد با هم فیلم نگاه کردیم که اکثر حرفامون دیالوگ فیلمن یا حرفامونو شبیه دیالوگ میگیم! کارامونم شبیه فیلماس! من پیشنهاد میکنم برا سریال های نوروزی بیان 24 ساعت از زندگی ما فیلمبرداری کنن!
 
ما با هم نقاط مشترک زیادی داریم. جفتمون استقلالی هستیم! از بارسلون و مسی بدمون میاد! یه سری نظریه های مشترک داریم. مثلا اینکه همه اعضای بدن برا خودشون مغز دارن و جاش هم به صورت تجربی بدست میاد! مثلا شما دوتا چشم دارید و دو تا مغز چشم! اما فقط کسی که حرفه ای تو کار چشم باشه میتونه بگه مغز چشم کجاست! بقیه اعضای بدن هم همینطور! حتی میشه رو این مغز ها سکه یا سرویس طلا گذاشت! شما ها چقدر ساده این! از دیگر چیز های مشترک که داریم میشه به بازیگرای مورد علاقه مون اشاره کرد! مثل رضا عطاران که حتی منصور یه بار باهاش عکس گرفته یا آل پاچینو یا آدام سندلر و خیلی از دوستای من در زمینه بازیگری! درباره آهنگ گوش کردنم میتونم بگم 70 درصد شبیه همدیگه ایم!
 
در عین این همه شباهت که با هم داریم و علایق و روحیات مشترکمون ، تفاوت های زیادی هم داریم. یه جورایی میشه گفت قطب + و - بمب اتم رو تشکیل میدیم! به من که خوش میگذره! میخواستم بدین وسیله به منصور بگم من هر کاری هم بکنم و هر حرفی بزنم ، رفیقمو مخصوصا تو رو به کسی نمیفروشم! پس اگه دیدی به یه غریبه سپردمت دلخور نشو ازم میام واسه بردنت ( اشتباه شد! پوزش میخوام!) یادش بخیر اون اوایل که گوشی گرفته بودم تو یه ماه اول انقد با منصور اس ام اس بازی کردیم که نگو! بعد کم کم به روش های ارتباطی دیگه پی بردیم و موثر ترینش  پنجره بود! به این صورت که یه تک زنگ میزدیم و طرف میومد دم پنجره! الان حدود یه سال و خورده ایه که زیاد به هم اس ام اس نمیدیم. زنگ هم که اصلا صحبتشو نکن! تو این سالها فقط من یه بار بهش زنگ زدم چند دیقه حرف زدیم اونم موقعی بود که ایرانسل 2000 تومن اعتبار داخلی بهم هدیه داده بود و من به همه دوستای ایرانسلیم زنگ زدم! منصور هم جزو اینا بود! البته منصور چند روز پیش یه اس ام اس با مضمون جواد خیابانی برام فرستاد که منم جوابشو دادم! میدونید چیه؟ انگار جفتمون باور نکردیم منصور دیگه تهران نیست و همدیگه رو نمیبینیم! برا حرف زدن هنوز منتظریم منصور بیاد تهران تا بیایم دم پنجره! من تو این فازم که منصور رفته بیرون و تا 2 ساعت دیگه میاد! اون تو این فازه که رفته بیرون و تا 2 ساعت دیگه میاد! پس منتظر میمونیم تا اون 2 ساعت تموم شه! بعد هم خیلی عادی میام دم پنجره و بعدشم میریم پارک و حرفای دیشب (دوهفته پیش) مونو ادامه میدیم!
 
ایشالا قسمت شما هم از این رفاقتا بشه که خیلی خوش میگذره! منصور جون ایشالا بیایم عروسیت شام بخوریم! فقط بگو گوجه نذارن! از من نکن خدافظی!



برچسب ها : چهارم دبستان , فیلم , جوک , جوک جدجد , جوک های سندمن , الکس فرگوسن , فرگوسن , فرگوسن و سندمن , سندمن و فرگوسن , آرسن ونگر و سندمن , سندمن و آرسن ونگر , آرسن ونگر , کنفرانس مطبوعاتی , وبلاگ , وبلاگ کافه جوان , وبلاگ پربازدید , افزایش بازدید تضمینی , کافه جوان , کافه جوان و سندمن , وبلاگ و سندمن , گلادیاتور , گلادیاتور و سندمن , سندمن و گلادیاتور , فلاستر , فلاستر و سندمن , سندمن و فلاستر , حسین فلاستر , منصور , منصور و سندمن , سندمن و منصور , سندمن , فوتبال , منچستر یونایتد , هرولد و کومار , هرولد و کومار و سندمن , سندمن و هرولد و کومار , آرسنال , آرسنال و سندمن , سندمن و آرسنال , رئال , رئال مادرید و سندمن , سندمن و رئال مادرید , لیگ قهرمانان اروپا , لیگ قهرمانان اروپا و سندمن , سندمن و لیگ قهرمانان اروپا , سندمن برنده لیگ قهرمانان اروپا شد , ایرانسل , ایرانسل و سندمن , سندمن و ایرانسل , رضا عطاران , رضا عطاران و سندمن , سندمن و رضا عطاران , آل پاچینو , آل پاچینو و سندمن , سندمن و آل پاچینو , آدام سندلر , آدام سندلر و سندمن , سندمن و آدام سندلر , آدام سندلر و کافه جوان , آدام سندلر در کافخ جوان , جواد خیابانی , جواد خیابانی و سندمن , سندمن و جواد خیابانی , اصغر فرهادی و سندمن , سندمن و اصغر فرهادی , sandman , the sandman ,
مطالب مرتبط : جوابکی برای friends with benefits!! ,
دسته بندی :
به به سلام! ببین کیا اومدن! دوستای قدیمی! جدید! بچه های پایین شهر! که غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شب!

اول باید یه تشکر ویژه بکنم از علی پروین که برای تشویق استقلال به استادیوم اومد و بعد باید تشکر کنم از جواد خیابانی که با گزارش بازی به سبک خودش باعث شد روده من از خنده پاره بشه!

جاتون خالی سه شنبه شب دسته جمعی رفته بودیم بیرون! رفتیم سینما و فیلم اخلاقتو خوب کن میزبان ما بود. نه این که بخوام سینمای ایرانو کوچیک و ضعیف جلوه بدم. بالاخره ما فیلمای بسیار خوبی مثل همین جدایی ناصر از دیمین (!) ، مارمولک ، طلا و مس ، کتاب قانون ، نیش زنبور و... رو داریم که بهش افتخار کنیم. ولی در کل خیلی کم پیش میاد که یه فیلم ایرانی بتونه سطح سلیقه من از فیلم دیدنو راضی کنه. اما باید بهتون بگم فیلم اخلاقتو خوب کن برای سینمای ایران فوق العاده بود. به من که خیلی چسبید. اصلا این روز ها اسم رضا عطاران برای من شده یه برند برای تایید یه فیلم! سینما نزدیک خونه گلادیاتور ایناس. رفت نگاه کنه ببینه فیلم چی هست که بریم ببینیم. تا اسم عطاران اومد من فورا گفتم بریم همین فیلم و انصافا همه راضی بودن. دوستان اطلاع دارن من اخیرا درگیر یه مسئله خیلی جدی شدم که به سرنوشت همه مون ربط داره. به آینده ربط داره و اصلا ازم نخواین بگم درگیر چی شدم چون خیلی خطرناکه. راستشو بخواین اونجوریا هم درگیر نشدما ، فقط دارم در موردش اطلاعات کسب میکنم. حالا این فیلم اخلاقتو خوب کن 3 تا نکته داشت که به ترتیب براتون توضیح میدم:

1- این فیلم داره به ما تلنگر میزنه که حواسمون به کار خودمون جمع باشه. شاید همین روزا نوبت ما هم فرا برسه و ما مثل آدمای این فیلم این شانسو نداشته باشیم که یه بار دیگه به دنیا برگردیم و کارای ناتمام مونو انجام بدیم یا دیگه برا ما رضا عطارانی نیست که بهمون بگه مشکل کارمون کجاس. باید حواسمونو جمع کنیم که هر کار کوچیکی که میکنیم در مقیاس بزرگ حساب و کتاب میشه. باید حالا که فرصت داریم اخلاقمونو خوب کنیم.

2- نکته دوم و به نظر من نقطه اوج فیلم ، اون صحنه بود که فرشته (عطاران) به انسان (حامد کمیلی) گفت ما هنوز تو خلقت شما آدما موندیم و به انسان سجده کرد. یه جورایی سکانسش مناسبت داشت! می گیرید چی میگم؟

3- اما! میرسیم به نکته سوم که من روش باهاتون بحث دارم! نکته اینجا بود که سایه (الهام حمیدی) سرطان داشت. دکترش اینو میدونست ولی بهش نمیگفت. میخواست امید به زندگیشو از دست نده. بهش میگفت زندگی هنوز ادامه داره. برو زندگی کن. و جالب اینجاس که اونم رفت زندگیشو کرد. تا اینجا مشکلی نیست. مشکل جایی شروع میشه که سایه میفهمه 3 ماه بیشتر زنده نیست و دیگه تحمل زندگی براش سخت میشه و تصمیم به خود کشی میگیره. آدمی که ندونه دور و اطرافش چه خطر هایی هست و فقط درگیر زندگی روزمره خودشه ، زندگی براش آسون تره و غیر از کارای روزمره خودش دغدغه دیگه ای نداره. ولی وقتی یکم چشم و گوشت باز شه و بفهمی داری کجا زندگی میکنی و تو دنیای اطرافت چی میگذره اون موقع س که دیگه خیلی بهت خوش نمیگذره! کم کم ماهیت بعضیا برات روشن میشه. میگن هرکی بیشتر خبر داشته باشه بیشتر دردسر داره منظور همینجاس! حالا جالب اینجاس که این مسائل تمومی نداره! رسوایی هایی هست که خودم تازه کشف کردم! فونتی که خودم استفاده کردم! کاپشن انریکه! گیتار تیلور سویفت! آهنگ لیدی گاگا! آهنگ امینم! نرم افزار گوگل پیکاسا! بازی call of duty -- black ops!

ببخشید که من خیلی سر بسته حرف میزنم! از این همه رسوایی فقط کد 2 تاشونو بهتون میدم. خودتون برید دنبالش! اونا که دنبال قضیه رو گرفته باشن می گیرن من چی میگم! اول برید تو ویکی پدیا (ترجیحا انگلیسیش) و انریکه (همون خواننده) رو پیدا کنید. اصلا کاری نداشته باشید که چی نوشته. به این کار داشته باشید که چه عکسی از انریکه گذاشته! حالا به مارک کاپشن انریکه توجه کنید! تنبل ها نگران نباشن! میتونید روی این لینک کلیک کنید و مستقیم برید همون صفحه که آدرس دادم!               
دومی مربوط میشه به گیتار تیلور سویفت که تو اجرای زنده مراسم Grammy همراهش بود! برید اون اجرا رو یا عکساشو گیر بیارید و با دقت به اون گیتار نگاه کنید!

تا همینجاشم زیادی حرف زدم! در آخر بهتون توصیه میکنم حتما فیلم اخلاقتو خوب کن رو ببینید و اخلاقتونو خوب کنین و از من هم نکنید خدافظی!   




برچسب ها : بچه های پایین شهر , علی پروین , علی پروین و سندمن , سندمن و علی پروین , سینما , فیلم اخلاقتو خوب کن , نقد فیلم اخلاقتو خوب کن , دانلود فیلم اخلاقتو خوب کن , سندمن در فیلم اخلاقتو خوب کن , جدایی ناصر از دیمین , جدایی نادر از سیمین , جدایی اصغر از فرهاد , اصغر فرهادی , مارمولک , طلا و مس , کتاب قانون , نیش زنبور , رضا عطاران , رضا عطاران و سندمن , سندمن و رضا عطاران , حامد کمیلی , حامد کمیلی و سندمن , سندمن و حامد کمیلی , حامد کمیلی ازدواج کرد , عکس های لو رفته از حامد کمیلی , عکس های لو رفته از عروسی حامد کمیلی , الهام حمیدی , الهام حمیدی و سندمن , سندمن و الهام حمیدی , عکس های لو رفته از الهام حمیدی , عکس های لو رفته از عروسی الهام حمیدی , انریکه , انریکه و سندمن , سندمن و انریکه , تیلور سویفت , تیلور سویفت و سندمن , سندمن و تیلور سویفت , لیدی گاگا و سندمن , سندمن و لیدی گاگا , لیدی گاگا , امینم , امینم و سندمن , سندمن و امینم , گوگل پیکاسا , call of duty -- black op , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما ,

 

سلام به یکان یکان شما دوستان! افرادی که به من نزدیکن خوب میدونن که من یه بیماری دارم. اونم بیماری سوتی گرفتنه! تو مسایلی که دور و برم میگذره خیلی زوم میکنم و دقیق میشم. همین باعث میشه روی سوتی ها حساس شدم. ریشه این بیماری برمیگرده به سال اول راهنمایی. از اون سال بود که معلم ادبیاتمون به خاطر این که من توی دیکته همیشه بیست میگرفتم برگه ها رو میداد من تصحیح کنم. از همونجا بود که من روی غلط املایی خیلی حساس شدم. الانم رو همه غلطا حساسم! اکثرا نیمه پر لیوانو میبینم اما یه سری مسائل هست که نمیشه ازشون چشم پوشی کرد! الان داشتم نود نگاه میکردم. با امیر قلعه نویی تماس گرفتن. اومد رو خط و یه جمله گفت که من میذارم خودتون روش قضاوت کنید. (تماشاچیای ما تو رشت چاقو خوردن، ماشیناشون شیکست)!! این سقف سواد بهترین مربی تاریخ لیگ برتر ایرانه! ماشیناشون شیکست! آدم میمونه چی بگه. دیروز برای یه کاری رفته بودم خیابون آزادی. سر چهار راه خوش. میخواستیم بریم خوش شمالی. من گفتم بریم سمت بالا ولی دوستم گفت بذار بپرسیم. رفت از یه آقایی پرسید خوش شمالی کجا میشه؟ یارو جهت شمالو نشون داد گفت اونجا که جنوبه این پایین میشه شمال! من به دوستم گفتم دیدی نباید میپرسیدی؟ همون که من گفتم درست بود! میخواستم به یارو بگم یه قطب نما برا مغزت بخر! بعدش رفتیم ایستگاه بی آر تی. اونجا نوشته وجه نقد قبول نمیکنیم. دوتا دستگاه کارت خونم گذاشته که مردم کارت بزنن برن تو. با این که سه نفر وایساده بودن مواظب بودن ، 50 درصد مردم همینجوری کله رو انداختن رفتن تو! ما اومدیم با فرهنگ بازی دربیاریم رفتیم کارت خریدیم. 2000 تومن پول گرفت بعد تو اون قبضی که روی کارت بود نوشته بود موجودی 1500 تومن! وقتی کارتو زدیم دیدیم 1300 تومن موجودی داره! خب اگه اسم این کلاه برداری نیست چیه؟ دارن عوارض میگیرن واسه خدماتی که ارائه میدن؟ من دیدم اینجوریه ترجیح دادم سری بعدی ما هم کله مونو بندازیم پایین بریم تو. رفتیم تو پایانه آزادی از بوفه ش یه چیزی بگیریم بخوریم. دوتا بطری کوچیک آب معدنی با دوتا نوشابه کوچیک یه بار مصرف گرفتیم یارو میگه میشه 2000 تومن! فک من چسبید به زمین! جنساشو پرت کردم کف بوفه ش و زدیم بیرون. آخه مملکت اسلامی اینجوریه؟ تو روز روشن از مردم دزدی میکنن و جالبه هیچ کسم اعتراض نمیکنه. از تهرون بیایم بیرون و بریم اصفهون! حتما خبر دارید چه فاجعه های زیبایی تو اصفهان اتفاق افتاده! رحمان احمدی که پارسال توی آسیا با پرسپولیس دو اخطاره شده بود خیلی شیک رفت برا سپاهان بازی کرد! قطری ها هم شکایت کردن! یه روز مینویسن نتیجه سه هیچ به نفع السد اعلام شده، فرداش مجید بصیرت مصاحبه میکنه میگه اصلا از ما شکایتی نشده! رحمان احمدی که میگه من اصلا اخطارامو یادم رفته بود! یه جا دیگه مینویسن پرسپولیسیا با نماینده AFC صحبت کرده و محرومیت رحمان احمدی رو یه جلسه تو لیگ خودمون حساب کردن! اصلا لیگ خودمون به آسیا چه ربطی داره؟ اگه اینجوری بود آرسن ونگر هم محرومیت شو تو لیگ انگلیس حساب میکرد و جلوی اودینزه روی نیمکت مینشست! اصلا آدم دهنش باز میمونه از کار مسئولین این مملکت!
فاجعه دیگری گه در اصفهان روی داده مربوط به شهرداری اصفهانه. شاید اکثر دوستان بدونن اما من واسه اون گروهی که نمیدونن میگم. شهرداری اصفهان قرار بوده یه خونه کلنگی رو تخریب کنه. ولی اون دوستانی که میرن برا تخریب آدرس خونه رو اشتباه میرن! نه یکی نه دوتا چند تا خونه اونور تر! زن و بچه یارو تو خونه نشستن یهو میبینن خونه داره رو سرشون خراب میشه! زن بیچاره حامله بوده! شانس آورد که سریع منتقلش کردن بیمارستان وگرنه خودش و بچه ش تلف شده بودن! آخه اون یارو نباید یه زنگ بزنه؟ یه در بزنه؟ ببینه یه موقع کسی تو خونه نباشه؟ به صاحب خونه زنگ زدن گفتن خونه ت خراب شده و خانوادت الان تو بیمارستانن. شما باشید سکته نمیکنید؟ بعد حالا شهردار اصفهان خیلی شیک اومده مصاحبه کرده گفته اشتباهه دیگه پیش میاد. انسان جایز الخطاس! ما هم از اون خانواده ای که باعث شدیم افکارشون به هم بریزه عذر خواهی میکنیم! جناب شهردار! فکر نمیکنی خیلی بیشتر از فکر به هم ریختن به اینا ضربه زدی؟ اگه زن یارو فوت میشد چه جوابی داشتی بدی؟ ماجرای متروی اصفهانم که داره باعث خرابی سی و سه پل میشه رو میذارم کنار. به مسئله خشک شدن دریاچه ارومیه هم اصلا اشاره ای نمیکنم چون خطرناکه حسن! نه که نیروی انتظامی خیلی با مردم تبریز و ارومیه خوب برخورد کرد! با ما که دیگه هیچی!
 برگردیم به تلویزیون. حتما میدونید من با سریال ستایش دشمنی خاصی دارم! این هفته موفق شدم ازش سوتی بگیرم و در پوست خودم نمیگنجم! من نگاه نمیکردما! داشتم فوتبال بازی میکردم اینو یهو شنیدم! اصلا جایی که بوی سوتی میاد گوش من تیز میشه! زنه داشت دیالوگ میگفت اینجوری کرد: هر سلامی یه علیکی داره و هر رفتی یه اومدی داره!!!!! اونی که این متنو نوشته باید از خشتک آویزونش کرد! هر سلامی یه علیکی داره؟ نخیر آقا! هر سلامی یه خدافظی داره! من واقعا به کارگردان ستایش تبریک میگم که از نبود برنامه فاخر در تلویزیون ملی ما داره نهایت سو استفاده رو میکنه و یه کار سخیف و بی ارزش که از بس آب بستن توش مثل کهنه بچه شده داره تحویل جامعه ما میده. من یه سوالی از مدیر صدا و سیما جناب آقای ضرغامی داشتم. چرا باید سریال هایی که برای مخاطب عام پخش میشه همه شون مضمون و غالب غمگین داشته باشه؟ مردم با مشکلات مالی و اقتصادی زندگیشون به قدر کافی غم و غصه ندارن؟؟ که شما میخواید بهشون اضافه کنید؟ چرا سریالاتون ( به جز ساختمان پزشکان و نابرده رنج) اصلا رنگ شاد و پایان خوش و طنز کلامی و کمدی موقعیت ندارن؟ چرا وقتی رضا عطاران توی ماه رمضون با سریالای طنزش که به کمدی عطارانی معروفه دل مردمو شاد میکرد جلوشو گرفتین؟ تا کی میخواید دست به دامن امثال علی صادقی و احمد پور مخبر و حلیمه سعیدی بشین؟ با تمام احترامی که برای این سه بازیگر خوب کشورمون قائلم ولی انقد اینا رو در نقش های ثابت و تکراری دیدم که وقتی اسمشون میاد تلویزیونو خاموش میکنم. خدا رو شکر تو فیلم ورود آقایان ممنوع باز هم حقانیت رضا عطاران ثابت شد! گفتم حقانیت یاد امیر قلعه نویی اقتادم که تو همین برنامه نود که الان تموم شد به هوشنگ نصیر زاده گفت اگه این صحنه آفساید نبود من از همین تریبون استفاده میکنم و از مربیگری خدافظی میکنم! وقتی نصیر زاده به یه نحوی گفت آفساید نبوده قلعه نویی مثل اسفند رو آتیش اصرار داشت که نه آفساید بوده! به عادل میگفت خط بکشین ببینین یارو نیم متر تو آفسایده! آخرش هم معلوم نشد از مربیگری خدافظی کرد یا نه! البته با این پول های هنگفتی که در فوتبال ما جا به جا میشه عمرا اگه امیر بذاره بره! کاش مسئولان یکمی به اعتراض های امثال مجتبی جباری با دید عقل و منطق نگاه کنن و انقد ظاهر بین نباشن.
به امید اون روز......
از من نکن خدافظی!




برچسب ها : بیماری , سوتی , اول راهنمایی , معلم ادبیات , دیکته , غلط املایی , نود , امیر قلعه نویی , ماشیناشون شیکست , خیابون آزادی. سر چهار راه خوش , خوش شمالی , قطب نما , بی آر تی , کلاه برداری , بوفه , آب معدنی , نوشابه , مملکت اسلامی , رحمان احمدی , پرسپولیس , سپاهان , مجید بصیرت , لیگ , آرسن ونگر , لیگ انگلیس , فوتبال , اودینزه , مسئولین , شهرداری اصفهان , خونه کلنگی , حامله , زن حامله , سکته , شهردار اصفهان , متروی اصفهان , سی و سه پل , خشک شدن دریاچه ارومیه , نیروی انتظامی , مردم تبریز و ارومیه , تبریز , ارومیه , دریاچه ارومیه , تلویزیون , سریال ستایش , دیالوگ , کارگردان ستایش , مدیر صدا و سیما , صدا و سیما , ضرغامی , ساختمان پزشکان , نابرده رنج , رضا عطاران , ماه رمضان , کمدی عطارانی , علی صادقی , احمد پور مخبر , حلیمه سعیدی , ورود آقایان ممنوع , هوشنگ نصیر زاده , آفساید , تریبون , عادل , مجتبی جباری , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت