تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

سلام به همگی.
امیدوارم سال تحصیلی خوبی رو پیش رو داشته باشید و دوست های جدیدی پیدا کنید.
یادمه وقتی دبیرستان بودیم و هر روز میرفتیم مدرسه و با بچه های کلاس یه جورایی اخت شده بودیم ، معلم ها میگفتن زیاد به این دوستی و آینده ش دلخوش نباشین. چون وقتی میرین دانشگاه دیگه همدیگه رو نمی بینین و مسیر زندگیتون عوض میشه. ما طبق معمول میگفتیم زر میزنه بابا ما عمرا جدا نمیشیم و از این حرفا. ولی حالا که خودم به این سن رسیدم می بینم که حرفشون بیراه نبوده.

همیشه تفاوت بوده بین دوست قدیمی و دوست جدید. اصلا میزان صمیمیت رو با قدمت دوستی میسنجیدن تا اینکه به من ثابت شد لزوما هم اینطور نیست. الان ما خومون یه گروهیم که از قدیم با همیم و هم مدرسه ای و همسایه و غیره بودیم و هر چند شب یه بار دور هم جمع میشدیم. به خصوص من و منصور. هرشب و هر روز در ارتباط بودیم و هر حرفی داشتیم با هم میزدیم و از اتفاقات زندگی هم خبر داشتیم. مثلا هم خیلی صمیمی و مچ بودیم اما الان دو ساله که جریان عوض شده. جمع مون حتی جمع دو نفره ی ما ، به جای درد و دل و خنده و دوستی و احترام ، پر شده از توهین و مسخره کردن و تخریب شخصیت و حرفای نیش دار. دو سه ماه پیش هم همگی به این نتیجه رسیده بودیم که جمع مون داره خراب میشه و اول فکر کردیم به خاطر یکی از اعضاست ولی وقتی اونو هم کنار گذاشتیم و چند سری بیرون رفتیم باز هم همون آش و همون کاسه بود.

الان خیلی وقته دیگه مثل سابق خوش نمیگذره و این دوستی ها و بیرون رفتن ها حالت رو در وایسی و رفع تکلیف پیدا کرده. طرز فکرا عوض شده و مسیر های زندگی هر کدوممون راه جدایی رو در پیش گرفته. اما بازم معتقدم طرز فکر یا مسیر زندگی متفاوت اونقدر روی دوستی تاثیر نداره. اون چیزی که بین ما رو خراب کرده کمبود و در مواقعی نبود احترام به شخصیت ها و طرز فکر هاست. گروه ما جایی شده که برای اعتقاد و سلیقه ت فحش میخوری و مسخره میشی! بارها شده خواستم همه چیو بذارم کنار و بی خیال شم اما حرمت نون و نمک و مدت رفاقت بهم اجازه نداده. چند بار شد که سعی کردم تغییر رو از خودم شروع کنم و با رفتار درست به بقیه یاد بدم که باید چیکار کنن اما رفتار ها به قدری بد بود که خون من به جوش میومد و خودمم به رفتار اشتباه قبلیم برمیگشتم. 

اصلا رابطه ما خیلی جالب شده! جمع دو نفره یعنی غیبت از بقیه! جمع 3 نفره یعنی متحد شدن دو نفر و تخریب شخصیت و توهین به نفر سوم! جمع 4 نفره یعنی جدا شدن دو به دو و هرکی با بغل دستی خودش غیبت اون دوتا رو بکنه یا حرکت های منفی دیگه بزنه! جمع 5 نفره معمولا میشه اتحاد 3 نفر و تخریب اون دو نفر و جالبه که اون سه نفر متحد تو جمع خودشون یه دو نفر رو تشکیل دادن که نفر سوم رو میکوبه! وای به روزی که یه بنده خدایی تصمیم بگیره باهامون بیاد بیرون! اگه عضو جدید باشه دهنش سرویسه و اگه دوست یا فامیل یکی از اعضا باشه ، دهن اون عضو بدبخت سرویسه چون آبروش جلوی کسی که با خودش آورده میره.

کلا دوستی از یادمون رفته. نمیدونم دنبال چی ایم؟ دنبال اثبات برتریمون به همدیگه؟ دنبال اینکه بگیم کدوممون شاخ تره؟ کی بیشتر میفهمه؟ آقا شما برتر! شما شاخ! شما فهمیده! فقط هم اعتقادات شما درسته و من دائم چرت و پرت میگم! باشه! بکشید بیرون از ما! دیگه خوش نمیگذره. حتی جمع های دو نفره مون. یا خودتون درستش کنید یا تعطیل شه برای اعصاب همه بهتره.

والا! جمعه با یکی از دوستام پاشدیم رفتیم بیرون و حدود 7 ساعت با هم بودیم. ناهار خوردیم بستنی خوردیم کلی پیاده روی کردیم و حرف زدیم و خندیدیم بدون اینکه لحظه ای یکیمون از حرف دیگری ناراحت شه یا بهش بر بخوره یا به اعتقادش توهین شه. اما با این جمع 2 ساعت میریم بیرون از اولش دعواس! سر همه چی! کجا بریم؟ کی ماشین بیاره؟ چی بخوریم؟ اصلا چیزی بخوریم؟ سینما چه فیلمی ببینیم؟ بعد جالبه هرکی هم یه نظر میده که مثلا نظرش جالب نیست یا مناسب اون موقعیت نیست ، به جای مخالفت کردن منتطقی ، فحش و دری وری میشنوه! یه بار نشده یه کار بخوایم بکنیم یه نفرمون بامبول در نیاره. به نظر خودتون جمعش کنیم بهتر نیست؟ 

من آدمی ام که شخصیتم برام مهمه ، عقایدم مهمن ، سلیقه م برام خیلی ارزش داره. حالا چه درسته چه غلط به خودم مربوطه و گه خوریش به کسی نیومده. حالا شما بگو سندی بی جنبه س یا هرچی دیگه. من همینم که هستم و نیازی هم نمی بینم که تغییر کنم. هرکی مشکلی داره و میخواد درباره من اظهار نظر کنه خوش اومده. اگه قراره افراد با هم دوست باشن باید همدیگه رو همونجوری که هستن بپذیرن وگرنه به درد نمیخوره. اگر توی همدیگه مشکلی می بینیم به جای مسخره بازی و سوژه کردنش بهتر نیست بشینیم عین دو تا آدم منطقی حرف بزنیم؟ به جای توهین و تخریب شخصیت؟ آدم دو ساعت با دوستاش میره بیرون خوش بگذرونه و از فضای کسل و یکنواخت داخل خونه بیاد بیرون اما رفیق خودش براش جنگ اعصابی درست میکنه که آرزو میکنه هرگز پاشو اون خراب شده نذاشته بود.

نمیگم رفاقث تعطیل ، نمیگم دیگه بیرون رفتن تعطیل ، بیرونم شاید بریم در آینده ولی من یکی دیگه بهم حال نمیده...

وقتی تو خودتی ، وقتی حالت خرابه ، وقتی دلت گرفته ، وقتی خودت نیستی ، وقتی حواست همش پرته ، یه دوست خوب سعی میکنه از اون فضا درت بیاره ، یه دوست بهتر خودش میاد تو اون فضا ببینه چته آخه؟ حتی اگه نتونه مشکلتو حل کنه پا به پای خودت دپرس میشه و دلش میگیره و یه دوست احمق ازت سوژه پیدا میکنه و تو جمع مسخره ت میکنه.

از من نکن خدافظی!


--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : سندمن , و دیگر هیچ ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,
سلام!

میخوام به بررسی شرایط این روزهای تیم محبوبم یعنی منچستر یونایتد بپردازم و ببینیم چی شده که تیم به این روز افتاده

همه چیز از خدافظی کردن فرگوسن شروع شد. آخه مرد مومن (یا حالا کافر!) مگه من نگفتم از من نکن خدافظی؟ الان چند ساله من ته پستام میگم از من نکن خدافظی؟ چرا یه درصد احتمال نمیدی شاید یکی از مخاطبام تو باشی؟ خوب مارو کاشتی رفتی ، تنها گذاشتی رفتی!

سرالکس تیم قهرمان رو تحویل مربی ای داد که خودش انتخاب کرده بود یعنی دیوید مویس. اما اون تیم قهرمان یه چیز کم داشت و اونم مربی قهرمانش بود که بلد بود از اون بازیکنا چطوری بازی بگیره! برای مثال آنتونیو والنسیا زیر دست فرگوسن عالی بازی میکرد و این دو سال اخیر فقط منو یاد غلامرضا رضایی میندازه زمانی که تو پرسپولیس بود! فقط توپو میگیره میدوه و تا تو اوت نفرسته ول کن نیست. نه یه سانتر میکنه نه یه حرکت مفید!

دیوید مویس بنده خدا اومد خونه تکونی کنه و بازیکنای مد نظر خودشو بیاره که مسئولای تیم باهاش همکاری نکردن. شاید به همون دلیل بود که تیم قهرمان رو تحویل گرفته بود. اومدن فقط فلینی رو براش گرفتن که با اینکه دوسش دارم اما تو ترکیب یونایتد نتونست خودشو نشون بده. مصدومیت های ناجوری هم که گریبان گیر تیم شده بود از جمله مصدومیت آقا رابین باعث شد فصل رو با رتبه ی 7 تموم کنیم و برای اولین بار از نمیدونم حدود 50 سال پیش تو لیگ قهرمانان نباشیم. مسئولین هم اومدن مویس بنده خدا رو اخراج کردن و لوئیس فن خال که مربی کار بلد و امتحان پس داده ای بود رو آوردن تا هم تیم رو ردیف کنه هم به مربی آینده یعنی رایان گیگز تجربه انتقال بده. 

فن خال هم اومد سر صبر به همه بازیکنا فرصت بازی داد و وقتی همه رو امتحان کرد 19 تا بازیکن رو انداخت بیرون و 7 تا بازیکن خرید که کسی هم شک نکنه! اگر مصدومیت ها دست از سر منچستر وردارن امسال به جرات میتونم بگم یکی از سه خط حمله برتر دنیا مال ماست! 7- دی ماریا + 8 - ماتا + 9 - فالکائو + 10 - رونی + 11 - عدنان و البته 20 - آقا رابین فن پرسی که به شخصه عاشقشم.


 خرید ها عالی بودن ولی مشکل اینجاس که هنوز به جای فردیناند و ویدیچ نتونستیم کسی رو بیاریم که خیالمون از ته زمین راحت باشه. 


الان بعضی وقتا که با ریو حرف میزنم تو فیسبوک بهش میگم مگه من نگفتم از من نکن خدافظی؟ اونم شرمنده میشه و سرشو میندازه پایین. انصافا بازیکنای ما خیلی حاکی و با مرام ان. شما با هر فوتبالیستی توی فیسبوک حرف بزنید تحویلتون نمیگیرن و به قولی ادای مردم تنگ رو در میارن اما من تو زمان برگازاری جام جهانی به طور مستقیم با رابین حرف زدم و خیلی خوشم اومد ازش. همون بازی بود که محروم بود و از سکو ها کارو رو دنبال میکرد! دیدم با گوشی اومده فیسبوک منم رفتم یه سلامی عرض کردم و یه ربعی حرف زدیم. خیلی پسر خوبیه آقا رابین :)

در پایان این قسمت حال کردم یه پوستر از آقا رابین براتون بذارم که حال کنید! از من نکن خدافظی!


--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : سندمن , سندمن و رابین فن پرسی , تحلیل های سندمن , سایت رسمی سندمن , sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
نمیدونم چجوری شده ها
شاید به خاطر اینه...
شاید هم به خاطر اونه...
ولی دارم سایت خودمو تند و تند آپدیت میکنم اما برای کافه که میخوام بنویسم قلمم خشک میشه
آخه چرا؟
مشکلت چیه با ما؟
چرا بدی؟
وای بد شده با من چون از حد و مرز رد شده کارم
یه چیزایی میگه که انگار جنگ شده واقعا
چرا بدی؟ چرا بدی؟ چرا بدی؟

(سندمن در حال تدارک جنگ)

--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : سندمن , سایت رسمی سندمن , sandman.ir , www.sandman.ir , sandman , کافه جوان , سندمن و عمو سهراب ,
دسته بندی : خارج از کافه ,
سلام

و اما Universe ..!
این Universe که میگن چیه؟
چیکار میکنه؟

نزدیک ترین ترجمه فارسی کلمه Universe میشه همون کائنات. اما خود کائنات کلمه مبهمیه و مشخص نمیکنه چه چیزایی جزوشن. آیا پدیده های دست ساز جزو کائنات حساب میشن یا نه؟ Universe در معنی توضیحی میشه آنچه دنیای اطراف ما را میسازد یا خود دنیا. خوب دنیا چیه؟ کسی میتونه به این سوال جواب بده؟

آیا دنیا همین کره زمین ماست؟ کره های دیگه هم توش هستن؟ منظومه شمسیه؟ یا کهکشان راه شیریه که توش هزاران منظومه وجود داره و خودش یکی از میلیارد ها کهکشان موجود توی فضاس؟ آیا فقط همین فضا وجود داره یا فضا های دیگه هم هست؟ اصلا خود فضا زیر مجموعه چیه؟ آسمان اول؟ همون آسمان اول که کوچکترین مرتبه آسمان هاست؟ طبق ادیان الهی ما 7 طبقه آسمان داریم ولی آیا همه این آسمان ها فیزیکی و قابل دیدن هستن؟ مثلا وقتی از طبقه اول بری طبقه دوم با چی مواجه میشی؟ از دوم به سوم چی؟ تو طبقه ششم که یکی مونده تا عرش الهی چه خبره؟ عرش الهی خودش چیه که همه اینا میشن زیر مجموعه ی اون؟

احساس ریز و کوچیک بودن نکردید تو این Universe؟  دغدغه هاتون به نظرتون کوچیک نیومد؟ حالا سوال اینه که نقش ما تو این دنیا چیه؟ ما که در برابر این همه بزرگی هیچی و دقیقا هیچی نیستیم و در نگاه کلی اصلا به حساب نمیایم چه تاثیری تو Universe داریم؟ اگه به فرض بیایم نسبت ها رو ملموس کنیم اینطور میشه که یه کره زمین داریم ، یه قاره آسیا ، یه خاور میانه ، یه ایران ، یه استان توی ایران ، یه شهر توی اون استان ، یه منطقه تو اون شهر ، یه محله تو اون منطقه ، یه خیابون تو اون محله ، یه کوچه تو اون خیابون ، یه ساختمون تو اون کوچه ، یه واحد از اون ساختمون ، یه اتاق از اون واحد ، یه دیوار از اون اتاق و یه آجر از اون دیوار. این آجر میشه انسان. اما خود انسان از چی تشکیل شده؟ دقیقا مثل آجر از خاک اما چه فرقی با آجر داره؟

ادامه دارد...

--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : Universe , what is he universe? , سندمن , سایت رسمی سندمن افتتاح شد , sandman.ir ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,

خواهشا افراد زیر 18 سال اینو نخونن. بعدا نگی نگفتیا



برچسب ها : اگه پیشم بودی (18+) , سندمن , مطالب 18+ , 18+ , ورود افراد زیر 18 سال ممنوع , کافه جوان , فانتزی های شیرین سندمن ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,
به نام خدا سلام بچه ها خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ خیلی خوشحالیم در خدمتتون هستیم

بالاخره ماه رمضان هم با همه روزه های گرفته و نگرفتش تموم شد و امیدوارم بهره کافی از این ماهو برده باشین

 هرکه دو روز از عمرش یکسان باشد از ما نیست. همه تون این حدیث رو شنیدید.  به شخصه من هیچی از این ماه نفهمیدم و واقعا ناراحتم. چون اکثر روزاش شبیه به هم بود. بدین شکل : صبح پا میشدم برم سرکار البته با تاخیر. سر کار حتی 20% روزای عادی هم بازدهی نداشتم چون هوا گرمه و آدم جونش در میاد. باور کنید اونجا که من کار میکنم اصلا ماه رمضون نشده بود! یک نفر رو جز خودم و بابام ندیدم که روزه بگیره. همه صبح بساط نون پنیر و چاییشون پهن بود و ظهر خیلی شیک غذای گرم سفارش میدادن و میخوردن. اینکه تاکیدم رو غذای گرمه به خاطر اینه که رستوران ها اجازه ندارن در ماه رمضان قبل از اذان مغرب غذای گرم سرو کنن. قبلا حتی اجازه نداشتن کار کنن ولی الان کار میکنن فقط با غذای سرد. یه نفر بود پارسال غذای گرم پخش میکرد بردن شلاقش زدن. امسال از همون شلاق هم خبری نبود.

زودتر از موعد هم کار رو تعطیل میکردم و میومدم خونه. انقدر مغزم و بدنم خسته بود که حتی حوصله نداشتم فیلم و سریال ببینم چه برسه به اینکه مطالعه کنم. تو کل این ماه 2 تا فیلم دیدم و تقریبا نصف فصل سریال! در حالی که در بازه زمانی مشابه با همین میزان وقت گذاشتن تقریبا یه سریال رو تموم میکردم.

افطار هم میشد که معده رو پر میکردم و سنگین میشدم و حال هیچ کاری رو نداشتم. نصفش رو که فوتبال نگاه میکردم و نصف دیگشم الکی تو نت میچرخیدم و فیلم و سریال میذاشتم تو لیست دانلود. حال و حوصله جواب دادن به کامنت های اینجا رو هم نداشتم.

خرج و مخارج ملت هم رفته بالا و دیگه کسی نه افطاری دعوت میکنه و نه از ترس افطاری دادن ، افطاری میاد! خرج و مخارج خودمونم رفته بالا و اصلا نتونستیم درست حسابی بریم بیرون. پارسال دو بار افطاری با بچه ها رفتیم بیرون که هر جفتش خاطره شد ولی امسال با اینکه حرفش شد اما نتونستیم بریم.

یعنی میخوام بگم از همه کارم افتادم دقیقا. امیدوارم شما اینطوری نشده باشید و حداقل یکم فعالیت مفید انجام داده باشید. البته منم بیکار نبودم و تفکر میکردم. کلی تفکر کردم! به خیلی چیزا فکر کردم و نتایجش متعاقبا اعلام میشه.

فعلا اومدم بگم دارم میرم چند روز مسافرت و وقتی برگردم یه پست میذارم با این عنوان : اگه پیشم بودی...

عیدتونم مبارک و از من نکن خدافظی!



برچسب ها : سندمن ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,
سلام عرض میکنم خدمت همه عزیزان. امیوارم که هرجا هستین باشین و ادامه بدین!

همه کسانی که حتی یه بار هم با من هم صحبت شده باشن میفهمن به طرز عجیبی عاشقم. عاشق شهرم. شهری که نماد یه دنیاس. میتونم بگم هیچ چیزی تو دنیا نیست که توی تهران وجود نداشته باشه. حالا توضیح میدم. 

همونطور که تو پست قبلیم گفتم چند روز رفتم شمال برای کار. یعنی چجوری بگم دهن من سرویس شد که شما باور کنید؟ چه از نظر بدنی و چه از نظر ذهنی تحلیل رفتم. وقتی ساعت 5 صبح روز شنبه رسیدم تهران نفس عمیق کشیدم و گفتم به به هوای خشک! از وقتی رفته بودم شمال تنگی نفس گرفته بودم و نمیتونستم برای 5 دقیقه به طور مداوم راه برم. هوا ناجور و به شدت مرطوب و گرم. اصلا مشخص نمیکه که! وقتی هوا صافه و آفتاب هست که گرمه. وقتی هوا ابریه و آفتاب نیست انگار رفتی تو بخار پز و وقتی شروع میکنه به باد اومدن انگار  هواکش  داخلی فر رو روشن کردی! شب که میشه یه لامپ روشن میکنی انواع و اقسام جک و جونور های کشف شده و کشف نشده بهت حمله میکنن. یه شبش خواب بودم یهو از خواب پریدم دیدم دستم داره میخاره. نور hTرو انداختم ببینم چیه دیدم یه کروکودیل 7 و نیم متری داره دستمو لیس میزنه! یه سوسک بالدار دیدم اندازه عقاب بود. داشت پرواز میکرد یهو یه قورباغه اندازه بشکه خوردش بعد یهو یه مار آناکوندا از لای چمن های 8 متری اطراف باتلاق اومد بیرون و خوردش و ما که زنگ زدیم به امداد ، آتش نشانی شهرشو با یه جرثقیل 30 تنی اومد ماره رو برد اضافه کنه به کلکسیون شهرداری!
 
نه تلویزیون بود نه رادیو و نه موبایل آنتن میداد. به عنوان کسی که از هر تراژدی ای طنز میسازه رسما کم آورده بودم و فقط دلم میخواست زودتر از اون خراب شده بیام بیرون و بیام به شهرم. شهری که عاشقشم...

متنوع ترین شهر دنیاس و آدم هیچ وقت ازش خسته نمیشه. میگن هواش کثیفه. خوب باشه! انقدر برتری داره که هوای کثیفش اصلا به چشم نمیاد. تازه هوای تمیز هم داره. محل خود ما هواش از شمال انصافا تمیز تره. هوای کثیف هم داره سمت شرقش که به هر حال کثیفه دیگه! مهم نیست. بعضی ها میگن گرونه! گرونی داره ارزونی هم داره. یه جاش هست مثل زعفرانیه که خونه متری 26 میلیون تومنه و یه جا داره مثل افسریه که خونه متری حدود یک و نیم میلیونه. میتونی بری پاساژ تیراژه لباس بخری یه کت شلوار 4 میلیون تومن و میتونی کت شلوار بخری 200 هزار تومن از امام زاده حسن! میتونی بری پیتزا بخوری 7000 تومن و میتونی بری پیتزا بخوری 44000 تومن! جاهای شیک و اروپایی داره مثل قیطریه و نیاوران و جاهای قدیمی و فقیر نشین داره مثل مشیریه و مسگر آباد. بزرگترین پارک خاور میانه رو داری (نهج البلاغه) و طولانی ترین خیابون خاور میانه (ولیعصر). همه جور آدم از همه جور نژاد و ملیت توش هست. آدمای خیلی مومن داره و آدمای خیلی کافر. دخترای خیلی سالم و پاکدامن داره (البته کم) و دخترای خیلی ناسالم. یه سری دختر خیر هم داره که کنار خیابون وای میسن و سوار ماشین بچه پولدارا میشن و لباساشونو اتو میکنن!

هرچی تفریح بخوای داره چه مجاز چه غیر مجاز! هم توش مکان های زیارتی داره و هم لاس وگاس های زیر زمینی! تمام خیابوناش محدودیت سرعت و پلیس و دوربین داره اما در همین حین میتونی تو خیابوناش با 170 تا لایی بکشی! حمل و نقل عمومیش هم حرف نداره. میتونی با 1000 تومن از منتها الیه غربش بری منتها الیه شمال و جنوب و شرقش! از نظر بافت طبیعی که کامل کامله. هم کوه داره هم جنگل داره هم بیابون داره هم دریاچه داره هم چند تا رودخونه داره هم شیب داره هم تپه داره هم جاهای کم ارتفاع داره. به لطف شهردار عزیز هم هر روز داره پیشرفت میکنه و یه چیز بهش اضافه میشه. هر امکاناتی بخوای توش هست و برای هر کاری یه جای مشخص داره.

ایستگاه متروی امام خمینی رو اگه رفته باشین اون میدون که به توپخونه معروفه یکی از خر تو خر ترین و کثیف ترین و آلوده ترین جاهای تهرانه اما من بودن تو اونجا رو به یه هفته اقامت تو بهترین جای جواهر ده رامسر ترجیه میدم. خود لاس وگاس و نیویورک و لندن و پاریس هم همچین پکیج کاملی از همه چی ندارن. در اولین فرصت میرم به محل مورد علاقم تو شهر یعنی عباس اباد (که ایشالا یه روز همونجا خونه میخرم)  و با شهرم یکم حرف میزنم. دلم براش تنگ شده بود :)

یه دوستی هم دارم که عین خودم عاشق شهره و چند سالی به علت دانشگاه ازش دور بوده. بر حسب اتفاق این دوستمون خواننده هم هست و چند سال پیش یه آهنگ خونده بود به اسم تهران ولی توش بدی های تهران رو گفته بود و گفته بود شلوغه و تهران دیگه جای سوزن انداختن نیست و غیره. اخیرا ازش پرسیدم داستان این آهنگ چیه؟ گفت من به شما ها که تو تهران بودید حسودیم شده بود و واسه اینکه خودمو راضی کنم به رفتن این چرت و پرا رو خوندم. به قولی دستش به تهران نمیرسیده گفته پیف پیف!

از همینجا به شهر عزیزم قول میدم دیگه برای کار ازش خارج نشم :)

در پایان به آهنگی اشاره میکنم از هیچکس که میگه اینجا تهرانه یعنی شهری که هرچی توش می بینی باعث حسادت باقی شهراس  



برچسب ها : تهران , سندمن و تهران , تهرانی های مقیم مرکز , تهران بزرگترین پایتخت جهان میشود , تفریحات زیرزمینی در تهران , تفریحات رو زمینی در تهران , سندمن ,
دسته بندی : کافه اجتماعی , کافه تنهایی ,



به نام خدا بچه ها سلام. خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ خیلی خوشحالیم درخدمتتون هستیم. اما امروز میخوایم درباره اون بچه هایی حرف بزنیم که تنبلن و همش تو خونه میخورن و میخوابن. نه به کسی کمک میکنن و نه کاری انجام میدن. این رفتار اصلا خوب نیست ... عه ببینید کی اومده! گابی! 

گابی : هه هه سلام آقای مجری خوبی؟ 

مجری : سلام بله شما خوبی؟

- هه

- اتفاقا خوب شد اومدی گابی. من داشتم با بچه ها صحبت میکردم. میتونی برامون بگی از صبح تا حالا چیکار میکردی؟

- آقای مجری من دیشب که نخوابیدم ، این خوابی دیدم که رفتم یه سیاره دیگه که به جای علف نون خشک از زمین میومد بیرون. منم گشنم بود این دل من کوچیک کوچیک شده بود دیگه شروع کردم به خوردن نون خشکا و هرچی بود من خوردم! الانم تازه بیدار شدم میخوام برم ببینم چی داریم من بخورم آقای مجری

- بله بچه ها. این یکی از اون بچه هایی بود که داشتم میگفتم. باشه گابی تو برو ما مهمون داریم. یکی از دوستای من یعنی آقای سندمن میخواد بیاد یکم براتون صحبت کنه. عه خوب تشریف آوردن. سلام علیکم. خوب هستی شما؟

سندمن: من هم سلام عرض میکنم خدمت شما و همه بینندگان عزیز. امیدوارم خوب و سلامت باشن.

- خوب جناب سندمن من داشتم با بچه ها در مورد تنبلی و بیکاری حرف میزدم. این که همش خوردن و خوابیدن نمیشه زندگی. شما توضیح خاصی دارین؟

سندمن : بله. ببینید آقای مجری من از زندگی خودم میگم تا بچه ها استفاده کنن. من همین دیروز امتحانام تموم شد و به آغوش جامعه باز گشتم. معمولا همسن و سال های من بعد از امتحانات به خودشون یه مقدار استراحت میدن که هم خستگی از تنشون در بره و هم کسی شک نکنه. اما من همین امروز عازمم شمال برای کار و احتمالا تا آخر هفته هم اونجا بمونم. در نتیجه زیبا ترین بازی های جام جهانی که همون مرحله نیمه نهایی باشه رو از دست میدم. مسلما هیجان بازی فینال به بازی های نیمه نهایی نمیرسه. اما چه کنم که باید برم. وقتی هم برگردم بازم باید به کار بپردازم و کسب درآمد کنم برای گذران زندگی. یه سری خرج دارم که حالا گفتن نداره. 

اما صحبت از جام جهانی فوتبال شد. بیاید یکم از فوتبال فاصله بگیریم و به جاهای دیگه دنیا سر بزنیم. ببینید ما در سال های اخیر هر تورنومنت بزرگ ورزشی که داشتیم در پشت پردش و زمانی که حواس مردم همه دنیا به اون Event بود ، اتفاق هایی تو جاهای دیگه میفتاد. مثلا جام جهانی 2006 آلمان که بود اسرائیل به لبنان حمله کرد ولی صدای هیچ کس در نیومد. همینطور در سال های 2008 که هم المپیک پکن بود و یورو 2008 و به همین ترتیب 2010 آفریقای جنوبی و سال 2012 که اومدن گفتن مسلمون ها میخوان تو لندن بمب گذاری کنن و مسابقات المپیک رو مختل کنن. حواس همه مردم رفت به لندن ولی در جاهای دیگه جهان به خصوص در کشور های سوریه ، فلسطین و برمه شروع کردن به کشتار جمعی مسلمونا. الان یه ساله که مردم جهان رو جنگ سوریه زوم کردن قبلش حواسشون جاهای دیگه بود. (نکته: برای دونستن دقیق اتفاقات اون سال ها که ذکر کردم به گوگل مراجعه کنید و سرچ کنید اتفاقات سال فلان)

حالا امسال هم که جام جهانی داره پر زرق و برق تر از همیشه تو برزیل انجام میشه و همه جهان یا حواسشون اونجاس یا به لیگ جهانی والیبال ، این داعشی ها دارن عراق رو به خاک و خون میکشن. من نظرم این بود که عکس جنایت هاشونو بذارم ولی پشیمون شدم و نخواستم فضای کافه رو کثیف کنم. عکس هایی رو دیدم که حتی آدمی به سنگدلی خودم رو به وحشت میندازه. پلیس های عراق رو گرفته بودن سلاخی کرده بودن همنطوری سر و بدن جدا ریخته بودن کنار جاده. اینا اصلا معلوم نیست چه جونورایی هستن. 

اگر اخبار گوش میکنید سه گروهید. یا اخبار ایرانو گوش میدید که میگه گروهک تروریستی داعش ، یا اخبار ماهواره به خصوص شبکه من و تو رو گوش میکنید که میگه مبارزان سنی داعش و یا اخبار سایت های داخلی رو دنبال میکنید که میگن وهابی های داعش. به نظر من همون گروهک تروریستی از همش درست تره. چراکه اینا وقتی تو سوریه و لبنان بودن نه به شیعه رحم کردن نه به سنی. الان تو عراف هم فقط دارن مسلمون می کشن. رو پیشونی یارو ننوشته شیعه یا سنی که. هرکی دم دستشون بیاد رو می کشن. دختر بچه سه ساله رو میکشن تا پیرمرد 90 ساله. پس سنی نیستن و گول این شبکه عوضی رو نخورید که فقط هدفش اختلاف اندازی بین شیعه و سنیه. اگه اخبار سایت ها رو بخوایم ملاک قرار بدیم بازم اوضاع قاطی میشه. اینا اگه وهابی هم باشن باید به پایتخت وهابیت یعنی عربستان سعودی متعهد باشن ولی دو ماه پیش بود من دیدم رهبر داعش علیه عربستان سعودی هم فتوای جهاد داده! اینا اصلا به هیچ چیزی اعتقاد ندارن و فقط میخوان روی خون های ریخته شده ، دولت اسلامی عراق و شام رو بنا کنن که هرگز هم موفق به این کار نخواهند شد چراکه ارتش عراق با کمک ایران داره ترتیبشونو میده. 

من یکم تاریخ خوندم و جنگ ها رو مطالعه کردم. تاریخ یهود رو هم خوندم و میدونم چه سرتق هایی تشریف دارن. ولی انصافا تو خلقت این داعشی ها موندم. یعنی از عوضی بازی و کثافت کاری و وحشی گری و سرتق بودن ، چکیده و برگزیده تمام آدمهای دنیا از اول تاریخ تا همین الانن. اگه فیلم 300 رو دیده باشین که مسخره بازی محضه ولی اومده به قول خودش وحشی گری رو نشون داده ، اینا از اونا هم وحشی ترن. یعنی من وقتی می بینم چه بلایی دارن سر بقیه کشور های اسلامی میارن بیشتر از همیشه خدا رو شکر میکنم که دارم تو ایران زندگی میکنم که از لحاظ امنیتی عالیه. ما سالانه کلی به مرز هامون تجاوز میشه و حمله های تروریستی ریز و درشت میکنن و شهید میدیم اما اصلا صداش در نمیاد و آب تو دل مردم تکون نمیخوره. پیش خودم میگفتم اینا پاشون برسه ایران از صدامی ها بدتر میکنن ولی بعدش جواب خودمو دادم و گفتم اینا اصلا پاشون به ایران نخواهد رسید. اون بی شعور هایی هم که نشستن دارن میگن ما واسه چی داریم به عراق و سوریه کمک میکنم اگه جرات دارن برن یه هفته تو مرز های خودمون با عراق زندگی کنن. اگه پوشک واجب نشدن بعدا بیان حرف بزنن.

امیدوارم چشم همه مون باز باشه و تحت تاثیر زرق و برق ، اتفاق های مهم تر رو نادیده نگیریم.

وقتی از سفر برگردم احتمالا دوتا نویسنده به کافه اضافه بشن که رونق بیشتری بگیریم. دلم میخواست به آقای مجری اجازه بدم خودش برنامه رو تموم کنه ولی همین که نصف وقت با ارزش همه مونو گرفت اول پست ، تصمیم گرفتم نذارم حرف بزنه و خودم همه تونو به خدا میسپارم!

از من نکن خدافظی...!



برچسب ها : سندمن در کلاه قرمزی , داعشی ها سنی نیستند , داعشی ها سنی ها رو هم می کشند , در پشت پرده جام جهانی برزیل چه می گذرد؟ , سندمن : ما با داعش مبارزه خواهیم کرد , سندمن , کافه جوان ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه اجتماعی ,
سلام خدمت همه دوستان

همینطور که می بینید جام جهانی شروع شده و هیجان همه جام دوستان جهان رو در بر گرفته. همه از پیر و جوون گرفته تا جوون و پیر میشینن پای فوتبال و لذت میبرن. ما توی جام جهانی چند جور آدم داریم:

1- افرادی که هر دوره جام جهانی تیم مورد علاقه شون میشه رنک اول فیفا !! سال 2010 اسپانیا رو تشویق میکردن ، سال 2006 تا دقیقه ای که زیدان اون کله رو حواله ماتراتزی نکرده بود طرفدار فرانسه بودن و یهو خونشون لاجوردی میشه ، سال 2002 برزیلی بودن و سال 98 فرانسوی و به همین ترتیب. اینا همونایین که امسال رفتن پیج اتلتیکو مادرید رو لایک کردن و پارسال پیج دورتموند رو و از بچگی هم عاشق لیورپول بودن و با سبک بازی تماشاگر پسندش خو گرفتن!!

2- افرادی که برا خودشون یه تیم دارن که هر سال طرفدار همونن و فارغ از برد و باختش دوسش دارن. تو این مورد میتونم به خودم اشاره کنم که از 10 سالگی طرفدار دو آتیشه تیم ملی انگلیس بودم و با اینکه هر جام شکست و تحقیر شدنشو دیدم ولی پاش وایسادم. 

3- افرادی که به خاطر ترس از باخت و استرس به خودشون و بقیه تلقین میکنن که تیمی در مسابقات ندارن و فقط میخوان از تماشا لذت ببرن. بعضیا هم هستن که واقعا اینطورین و تعلق خاطر به تیم خاصی ندارن.

4- گروهی که من علاوه بر گروه 2 جزوشونم و خیلی باهاشون حال میکنم. گروهی که هر بازی یه طرف رو انتخاب میکنن و طرفدارش میشن تا طرفدار تیم مقابل که بغل دستشون نشسته رو به ستوه بیارن. جنگ روانی راه میندازن از مورینیو بهتر و ته دلشون قاه قاه میخندن به حرص خوردن اون دوستمون!

5- این گروه گروه کارشناساش که خودش به دو زیر گروه تقسیم میشه : 1- کارشناسایی که قبل از بازی از تیمی که روی کاغذ قوی تره تعریف میکنن و بعد از بازی هم از تیمی که برده تعریف میکنن و میگن چیزی ار ارزش های اون تیم بازنده کم نمیشه و خیلی سعی میکنن مردم دار(!) باشن. اغلب کارشناسا همینن مثل محصص یا حاج رضایی و...   2- حمیدرضا صدر! یعنی از وقتی من این آدم رو شناختم عشقم به فوتبال 600 برابر شده! کسی که وقتی از فوتبال حرف میزنه انگار حافظ داره شعر عرفانی میگه . انگار شخص افلاطون دارن فلسفه درس میده. انگار زگریای رازی داره آبجو یعنی چیز! الکل درست میکنه. آدم لذت می بره. همیشه هم تو تقابل تیم های بزرگ و کوچیک دوست داره تیم کوچیک برنده بشه. من هنوز تو کف اینم که بازی اروگوئه و کاستاریکا که همه آقایون کارشناس و مدعی کارشناسی رای به برد پرگل اروگوئه دادن یهو صدر برگشت خیلی مطمئن گفت اروگوئه نمیتونه این بازی رو ببره. تازه همینطوری هم نگفت که! قبلا به عادل گفته بود اینو بعد موقع پیش بینی که شد عادل با یه حالت اکراه و خجالت جلوی بینندگان از صدر پرسید بگم که شما میگید اروگوئه بازی رو نمی بره؟! بعدم که همه دیدید کاستاریکا اروگوئه رو 3-1 برد!

خدا رو شکر جام جهانی خوبی رو داریم یگذرونیم و میانگین گلهای رد و بدل شده بالاس و بازی ها اونطوری بسته و تماشاگر ناپسند نیست. حتی یونان نفرت انگیز هم قشنگتر از جام های دیگه داره بازی میکنه. اما من چه کیفی کردم از بازی اسپانیا و هلند! من که خودم از فلسفه ی فوتبال بی رحم میام و طرفدار تیمی ام که در عین اینکه خودش اون چندان قوی نبود ولی وقتی آرسنال رو ضعیف گیر آورد 8 تا گل بهش زد و فصل بعدش هم بهترین گلزن همون آرسنال رو با قیمتی واقعا پایین به تیم خودش آورد و همون بازیکن با زدن 31 گل در طول فصل کمک کرد به قهرمانی تیم جدیدش و همون بازیکن یعنی رابین فن پرسی اسپانیای باد کرده از قهرمانی های اخیرش رو چنان پنچر کرد که هیچ آپاراتی ای قبولش نکنه! هر سال وقتی بازی های اسپانیا رو می دیدیم چیزی که مشاهده میکردیم فوتبال نبود. 10 تا بچه بودن و 10 تا اسب!

بدین صورت که 10 تا بچه توپ رو گرفتن دست خودشون و به اونای دیگه نمیدن و 10 تا اسب هم میدیدیم که دنبال توپ میدویدن تا خسته شن و راه رو باز کنن که اون بچه ها بیان گل بزنن. ما یه پاس بلند و درست حسابی از اسپانیا یا باشگاه مسخره شون یعنی بارسلونا ندیدیم. همش پاسهای 5 متری و رو به عقب میدن. حوصله آدم از فوتبالشون سر میره واقعا. فکر هم میکنن که همه چیز تو اون مالکیت توپ مسخرس. خدا رو شکر میکنم به خاطر وجود مورینیو و امثال مورینیو که این سبک رو تو اروپا تحقیر کردن به خصوص رئال مادرید که در دو بازی پیاپی  نماد این سبک یعنی گواردیولا رو تحقیر کرد و نشون داد مرگ زودرس این سبک فرا رسیده. 

اینا خیلی تلاش داشتن توتال فوتبال هلند رو که به سردستگی یوهان گرایوف در دهه 70 میلادی بازی میشد تقلید کنن ولی کلا معنی توتال فوتبال رو با خرس وسط اشتباه کرفتن. توتال فوتبال واقعی اگه بود خورد نمیشد. اما برسیم به عشق من یعنی تیم ملی انگلیس که 12 ساله همه دارن میگن این نسل طلایی شامل : فردیناند ، تری ، اشلی کول ، برادران نویل ، پل اسکولز ، لمپارد ، جرارد ، دیوید بکهام ، جو کول ، اندی کول ، تدی شرینگهام ، آلن شیرر ، باید یه جام جهانی رو قهرمان شن ولی هر سال همه این ستاره ها که تریلی اسمشونو نمیکشه میومدن و در قالب تیم ملی خراب کاری میکردن. اما هر سری که میباختن من تیم عوض نمیکردم. یعنی هیچ وقت مثل گروه اول که مثال زدم Glory Hunter یا همون حزب باد نبودم. هر بار با حذف انگلیس ملت شروع میکنن منو مسخره کردن و تسلیت میگن و زنگ میزنن میخندن ولی با این کارا فقط خود بی هویت شونو کوچیک میکنن. من که قرار نیست دست از هواداری و دوست داشتن انگلیس بردارم که! هر بار هم سر بازی های انگلیس شرط می بندم و برد و باخت هم برام مهم نیست. حس میکنم با این کار دارم نشون میدم که این تیم خیلی بیشتر از این حرفا برام مهمه تا حدی که حاضرم براش شرط ببندم.

فعلا که انگلیس بازی اول رو به ایتالیا باخته ولی مهم نیست. انقدر خوب بازی کردن جلوی ایتالیا که امیدوار شم به برد در بازی های آینده شون. تیم ملی ما هم که گفتن نداره و من در بهترین حالت امیدارم با سه باخت آبرومندانه یا دو باخت و یه مساوی جام رو ترک کنیم و فقط از کیروش شاکی ام. اون که میدونه ما میریم اونجا جر میخوریم در حق بازیکن های جوون کشورمون خیانت کرد. با دعوت نکردن از سردار آزمون ، پیام صادقیان و محسن مسلمان تاثیر بذی رو آینده شون گذاشت. ممکن بود در عین باخت تیم ملی ، این بازیکن های جوون و آینده دار ترانسفر شن به تیم های بزرگتر و ممکن بود ما دوره ی بعدی چندین اشکان دژاگه داشته باشیم و به صعود از گروه امیدوار باشیم نه باخت و مساوی آبرومند.

از من نکن خدافظی...!



برچسب ها : سندمن , جام جهانی فوتبال , سندمن در جام جهانی برزیل , تحلیل و بررسی جام جهانی برزیل , واکنش ها به تحقیر اسپانیا توسط هلند , سندمن و رابین فن پرسی , کافه جوان ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
سلام به همه عزیزان

این اواخر زمزمه های رفع فیلتر فیسبوک بلندتر از همیشه به گوش میرسه. چند روز پیش تو لینکدونی پی سی دانلود یه خبر رفته بود با عنوان : اولین کتاب آموزش فیسبوک چاپ شد و به فروش رسید. شما تو همون لینک هم فک کنم با قیمت 3900 میتونستی آنلاین خریداریش کنی.

من اصلا به این کاری ندارم که فیسبوک سایت بدیه یا خوبه ، خانه فساده یا تکنولوژی ، مفیده یا وقت تلف کردنه و غیره.

سوال من اینه که آگه رفع فیلتر شه  ،آدم میتونه آزادنه بره پیج هایی مثل جسی جیمز؟ برندان راجرز؟ نیکی میناژ؟ مرسدس بنز؟ الکسیس سانچز؟ گروپ بچه های تگزاس؟

یکی پاسخگو باشه!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت : زیاد درگیر اسامی نباشید! مشت بود نمونه خروار! دانه معنی بگیرد مرد عقل!



برچسب ها : رفع فیلتر فیسبوک , اولین کتاب آموزش فیسبوک چاپ شد , خرید کتاب آموزش فیسبوک , فیسبوک رفع فیلتر شد , سندمن , کافه جوان , سندمن در فیسبوک ,
دسته بندی : کافه طنز ,
سلام به همه عزیزان

بعد از چند وقت دوباره میخوام بنویسم و البته درست حسابی هم بنویسم.

بحث امروزمون فقط یه جمله س که میگم و تفسیرش میکنم :

دم بازی های کامپیوتری گرم که بهمون یاد دادن اگه تو مسیرمون دشمن میبینیم یعنی داریم راهو درست میریم.


تو زندگی هم دقیقا همینطوره. چه از دیدگاه دینی و چه غیر دینی. اول غیر دینیشو توضیح میدم. مسلما با مفهوم چالش آشنا هستید. چالش یعنی عملی که در نگاه اول خیلی سخت یا غیر ممکن به نظر برسه و در صورتی که با موفقیت به پایان برسه حداقل چیزی که به دنبال خودش میاره رضایت شخصی فردیه. به همون نسبت که چالش سخت تر میشه ، اون چیزایی که با خودش میاره بزرگتر و با ارزش تر میشن. حالا اینا میتونه شامل موفقیت مالی ، شغلی ، اجتماعی یا خانوادگی باشه. حالا افراد در مقابل چالش ها به سه دسته تقسیم میشن :

دسته اول کلا از چالش ها میترسن. البته این خود چالش نیست که اونا رو میترسونه. بلکه ترس از شکست مانع شرکتشون در مسابقه میشه. گروه اول به هیچ وجه اهل ریسک نیستن و چلوی ورود هیجان به زندگیشونو می گیرن تا مبادا حریم امنی که برای خودشون ساختن از بین بره. اینا فقط اسمشون آدمه.

دسته دوم میشن آدمای محافظه کار. هم برد دارن هم باخت اما انقدر کوچیکه که قابل ذکر نیست.  دست و دلشون میلرزه اما کارو انجام میدن. اگه همه نفری 100 هزار تومن روی اسبشون شرط ببندن ، اینا 5000 تومن می بندن یا نهایت 10 هزار تومن. اگه بخوان دزدی کنن نمیرن بانک بزنن. فوقش یه دکه روزنامه فروشی رو گنگ میکنن. حتی اگه بانک بزنن سراغ بانک مرکزی نمیرن ، میرن این موسسه انصار و امثالهم. پادشاه بشن و بخوان یه کشور رو فتح کنن سراغ آمریکا و روسیه نمیرن! میرن حمله میکنن به امثال سودان ، جزایر فارو ، اندونزی ، مغولستان و...

و اما دسته سوم میشن آدمای جاه طلب. جاه طلب که باشی یا خیلی میری بالا یا خیلی سقوط میکنی. اینش بستگی به نوع چالشی داره که واردش میشی. کره زمین دیگه واست اونقدر هم بزرگ و ترسناک نیست چون خودتو توش محدود نکردی. خودتو بزرگتر از این می بینی که با چند تا چیز کوچیک زمین گیر بشی. ایده های بزرگ داری ، کار های بزرگ میکنی ، تو فوتبال میشی فرگوسن ، شرط های سنگین می بندی ، بزرگترین انجمن خیریه رو میسازی ، بزرگترین دزدی قرن رو انجام میدی و همه کارایی که انجام میدی پر از هیجان و چالش های سختن اما در عوض به بزرگترین چیزها میرسی که گروه اول و دوم تو خواب شب هم نمی بینن.

وقتی پای دین میاد وسط هم جریان همینه. فقط متغیر ها عوض میشن. دسته اول فقط اسمشون مسلمونه و در باطن معلوم نیست چی تشریف دارن. نه میشه بهشون بگی مسلمون نه میشه بگی کافر چون نه علنی خدا پرستی میکنن نه علنی با خدا میجنگن. دسته دوم یا یه خورده مسلمونن یا یه خورده کافر. مثل اکثر افرادی که اطرافمون می بینیم.

اما اصل بحث میشه گروه سوم. گروهی که یا دارن تمام تلاش شونو میکنن ظهور منجی وعده داده شده رو برسونن یا دارن تمام تلاش شونو میکنن که ظهوری صورت نگیره. غیر از این گروه بقیه سیاهی لشگر به حساب میان. دشمن ما آمریکا یا انگلیس یا اسرائیل نیست. نگاهمون به دشمن نباید محدود باشه. دشمن ما جریان مقابله با ظهوره. چه سیاسی ، چه فرهنگی و چه دینی. دشمن امروز تو خاک خودمونه. تو خیابونامونه ، تو کتاب فروشی هامونه ، تو تلویزیون مونه ، تو همین فضای مجازیه. دیدنش فقط به خودمون بستگی داره. به این که میخوایم چه واکنشی نشون بدیم؟ سر مونو بکنیم زیر برف و وانمود کنیم همه چیز مثبته و آرومه؟ خودمونو خنثی نشون بدیم؟ یا بپذیریم که دشمن هست ولی چون زورمون بهش نمیرسه بکشیم کنار و بذاریم هر کاری خواست باهامون بکنه؟

دشمن ما جاه طلبه اونم از نوع ضد دینی. اگه ما سر مونو بکنیم زیر برف یا بی حرکت وایسیم عین مار نیست که از کنارمون رد شه. دقیقا مثل گرگ عمل میکنه. تا حالا دیدید گرگ به یه گله گوسفند حمله کنه؟ برای سیر شدن گرگ یک گوسفند کافیه اما گرگ وقتی حمله کنه میزنه همه رو تیکه پاره میکنه و آخرشم میشینه اون یه گوسفندو میخوره و میره. درست مثل همین صدام که میخواست 3 روزه بیاد تهران. یا آمریکا که به ژاپن و ویتنام و عراق و افغانستان حلمه کرد و تا تونست خون ریخت آخرشم پاشد رفت. فکر میکنید به ایران رحم میکنن اگه پاشون برسه؟

البته جنگ امروز ما جنگ نرمه یعنی توش آدم کشی نیست. جنگ فرهنگیه. هر کدوم از نیرو های خودی بعد از شست و شوی مغزی کشته نمیشن بلکه به نیرو های خودش اضافه میشن. راهش هم ساده س : ایجاد احساس نیاز. نیازمند و وابسته که باشی به هر سمتی افسارتو بکشن مجبوری بری و قدرت اراده از خودت نداری. دیگه آزاد نیستی و این از درون تو رو به قتل میرسونه.

اما آخر حرفم با بچه های خودیه. دشمن اصلی ما از روز اول کسی نبوده جز وسیله آزمایش الهی یعنی شیطان. کارش هم وسوسه کردن آدمای خوبه وگرنه آدمای بد که خودشون میرن دنبالش. اگه تو مسیر درست وارد شدین می بینین که وسوسه هاش از در و دیوار میریزه. تو موقعیت هایی قرار میگیرید که گناه نکردن خیلی سخته. نزدیک ترین دوستاتون رنگ عوض میکنن و میشن بزرگترین مخالفان تون. هیچ فرصتی رو برای مسخره کردن تون از دست نمیدن. اصلا هم براشون مهم نیست توهین به اعتقادات شخصی یه نفر چه معنی ای داره. 

اینجا باید چیکار کرد؟ باید جا زد؟ باید سکوت کرد؟ باید عقیده رو پنهان کرد؟ نه

شاید کاری که من میکنم به دردتون بخوره : من اتفاقا رابطه مو با اینا نزدیک تر کردم و تا تونستم باهاشون رفتم بیرون و از عقایدم صحبت کردم تا مسخره م کنن. هرجا مسخره کردن و توهین به شخصیت شروع میشه یعنی اونجا تو مسیر درستم و خنده های اونا رو مهر تاییدی میدونم بر عقاید خودم و هر بار محکم تر میشم. حدا رو هم شکر میکنم که همچین نشونه های واضحی رو برام فرستاده تا تو مسیرم بهم کمک کنن. هر بار هم برای کاری وسوسه میشم یا زمینه گناه برام پیش میاد حواسم جمع میشه که کارم درسته و نباید خطا کنم. وقتایی باید نگران باشیم که همه چیز بر وفق مراده و نه وسوسه میشیم و نه مشکلی هست و نه مسخره کردنی و نه مخالفتی. اونجاست که انقدر وضعمون خرابه که خدا ما رو به حال خودمون گذاشته.

پس یادتون باشه هرجا دشمن دیدید یعنی تو مسیر درستید.

از من نکن خدافظی...!



برچسب ها : سندمن , کافه جوان , جنگ نرم , بازی های کامپیوتری , جمله های نظامی آمریکا به عراق و افغانستان , cafejavan.ir ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام به همه عزیزان

با اینکه وقت این مسابقه از بقیه خیلی بیشتر بود اما کسی نتونست جواب مد نظر من رو بده. هرچند جواب های خیلی جالبی از جمله : خیار شور ، حلیم ، لازانیا ، پیتزا استیک ، باقالی پلو با ماهیچه ، الویه ، شکلات ، بیف استراگانوف ، نون خامه ای ، سمبوسه و کباب کوبیده رو داشتیم که همه شون خوبن. توصیه من به همه تون اینه که ساندویچ استیک فیله سعید رو حتما امتحان کنید که از وقتی پیداش کردم به مراتب بالاتری از عرفان رسیدم!

اما جواب درست این سوال کوکتل پنیریه! کسایی که خوردن میدونن من چی میگم. حتی وقتی خام خام بخوریدش عالیه. اون پنیرای توش آدمو دیوونه میکنه. وقتی هم سرخ بشه که دیگه هیچی... یادتون باشه مصرفش با نون و سس شرعا حرامه چون برا خودش یه وعده غذایی کامله. عین این میمونه که شما پیتزا یا لازانیا زو بذارین لای بربری بخورین! جنایتی که از هولوکاست معروف ولی ساختگی هم دردناک تره! فک کنید مثلا هولوکاست واقعی بود و هیتلر یهودی ها رو می برد به شیوه های مشتی ترتیبشونو میداد بعد عین فیلم/مستند جذاب Jackass ازشون فیلم میگرفت! تا آخر عمر سوژه خنده داشتیم چون به قول اینا 6 میلیون یهودی بودن دیگه! کم کمش 30 ترابایت میشد :)) اون وقت به جای سایت هولو کارتون که توسط بچه های داخل کشور درست شده و خیلی پر بازدید هم هست چه از داخل و چه از خارج کشور ، الان سایت Jackcaust یا Holoass داشتیم! اما فعلا که اون در دسترس نیست حتما به سایت هولو کارتون سر بزنید. ایشالا با ظهور آقا خودمون میریم ارشون مستند میسازیم. لینک های دانلود همون روز با کیفیت های 480 - 720 - 1080 و 4K ( به زودی ) در کافه جوان قرار خواهد گرفت !


اون روزی که اون سوال رو مطرح کردم خودم رفتم 15 تا کوکتل پنیری گرفتم و 3 تاشو خام خوردم و 12 تاشو سرخ کردم و نوش جان فرمودم و دیدم اگه بازم بود میتونستم بدون توقف بخورم! خیلی خوب بود البته به آشپزش هم بستگی داره که بلد باشه چطور برش بده و چه میزان سرخ کنه که اینطور فوق العاده بشه و کیه که ندونه شما دارید با Master Fast Food صحبت میکنید!

تا مسابقه های بعدی از من نکن خدافظی...!



برچسب ها : مسابقه های کافه جوان , مسابقه های جایزه دار کافه جوان , از کافه جوان جایزه بگیرید , از کافه جوان شارژ ایرانسل جایزه بگیرید , شارژ رایگان در کافه جوان , سندمن , کافه چوان ,
دسته بندی : مسابقه های جایزه دار ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ] (تعداد کل صفحات:15)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت