تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

سلام دوستان عزیز! ببخشید که پست گذاشتنم یکم دیر شد! ولی خوب دلیل موجهی براش دارم و اونم اینه که ایران نبودم! همونطور که در خبر ها شنیدید ساحل شرقی آمریکا درگیر یه طوفان بسیار شدید شده که از نیوجرسی تا نیویورک رو در نوردیده و به فلوریدا هم یه سری زده!سرعت باد به حدود 137 کیلومتر بر ساعت رسیده و کسی جلودار این طوفان نیست. پیش بینی میشه حدود 50 میلیون نفر رو خطر مرگ تهدید میکنه (به گفته خبرگزاری خودشون) و طبق بررسی ها خساراتی که به شهر نیویورک وارد میشه تا مدت ها آمریکا رو درگیر میکنه. امـــــــــــــــــا! دلیل این طوفان چیه؟؟؟ 

 

ببینید عزیزان من! این طوفان ها و... همه شون عذاب الهی هستن و همینجوری الکی نیست که چنین حوادثی اتفاق میفته. طبق دین اسلام در هر جامعه ای که امر به معروف و نهی از منکر از بین بره عذاب شدیدی نازل میشه و اون جامعه پدرشون سوزونده میشه. چه بسا زلزله های آذربایجان و حتی بم یه تهدیدی بوده برای مردم تهران که به خودشون بیان . هرچند این چیزا رو فقط خود خدا میدونه و ما کاره ای نیستیم که بخوایم قضاوت کنیم. 

حالا برسیم به طوفان آمریکا. (( آمریکا شیطان بزرگ است )) همه مون از بچگی با این جمله بزرگ شدیم! مردم آمریکا با کارهایی که میکنن جامعه خودشونو به تباهی کشوندن. قانونی  شدن ازدواج همجنسگرا ها ، بی خیال شدن مردم نسبت به فجایعی که اتفاق میفته ، انواع خیانت ها ، جنایت و آدم کشی ها ، جالبه بدونین طبق آمار سال گذشته 56 درصد بچه هایی که تو آمریکا به دنیا میان حرام زاده هستن. یعنی ننه باباشون مشخص نیست و چیز های دیگه ای که گفتن نداره و به هر حال گفتنش هم درست نیست!

حالا مسئله ای که مبهمه اینه که من ایران نبودم پس کجا بودم؟ 

هفته پیش داشتم ستارگان و کواکب را نظر میکردم ناگهان صورتی شوم و کریه المنظر را مشاهده نمودم که سیه چرده و کم مو بود و گوش هایی همچون آینه بغل کشتی داشت! به من گفت : Hey You!

برزو خان گفت: با مایی؟ سندی جان او با مایه؟

دانستم که این فرد اوباماست! کمی که دقت کردم وی و کشورش به عذابی سخت دچار شده بودند و از من تقاضای کمک میکردند! به تقویمشان نگاه کردم و دیدم مال سال 2013 است! دانستم که این مردم یک سال دیگر عذاب میشوند. پیش خود گفتم چه کنم که این عذاب زودتر حاصل شود؟ اگر دلیل عذاب نبود امر به معروف و نهی از منکر است چه چیزی عذاب را جلو می اندازد؟ هیچ چیز مگر امر به منکر! خلاصه طیاره ای اجیر کردم تا مرا به بلاد کفر ببرد. به محض ورودم به آنجا شروع کردم به امر به منکر و تعالیم شوم و دهشتناک به مردمشان یاد دادم و چندین جوان را به قلیان و چپق و تریاک وابسته نمودم! وقتی دیدم جامعه کاملا در سیاهی و تباهی فرو رفته و نشانه های اولیه عذاب را مشاهده نمودم به طیاره خود در آمدم و فلنگ را بسته به وطنم بازگشتم.

این است دلیل نام گذاری این طوفان! طوفان سندی! طوفانی که جناب سندمن به شخصه در تعجیلش دخیل بود و دخل مردم آمریکا رو آورد و خواهد آورد! 

از من نکنید خدافظی تا بر سرتان عذاب نیاید! 




برچسب ها : سندمن , سندی , طوفان سندی در آمریکا , توفان سندی در آمریکا , طوفان سندی , توفان سندی , اوباما , امر به معروف و نهی از منکر , امر به منکر , برزو خان , ادامه قهوه تلخ , داموس و سندمن , سندمن و داموس , سندمن و برزو خان , برزو خان و سندمن , قهوه تلخ 35 آمد , مهران مدیری , قانونی شدن ازدواج همجنسگرا ها در آمریکا , همجنسگرایی , بچه های حرام زاده در آمریکا , نسل حرام زاده , آمریکا شیطان بزرگ است , مرگ بر آمریکا , نابودی آمریکا در راه است , طوفان سندی تازه شروع راه نابودی آمریکاست , سندمن در آمریکا , بلاد کفر , مبارزه سندمن با آمریکا و اسرائیل , sandman , the sandman , cafejavan , cafejavan.ir , café javan , کافه جوان , سایت کافه جوان , کافه جوان و سندمن , فیس بوک کافه جوان , کافه همشهری جوان , سندمن و کافه جوان , سندمن سالواتوره , دیمن سالواتوره , سندمن و دیمن سالواتوره , دیمن سالواتوره و سندمن , سندمن سالواتوره و دیمن سالواتوره , دیمن سالورتوره و سندمن سالواتوره ,
دسته بندی : کافه طنز ,
سلام دوستان عزیز. بالاخره تلاش های من جواب داد و تونستم با یه نفر به توافق برسم که بیاد کافه جوان کار کنه و مطلب بذاره. اسم این دوست جدیدمون ساحل خانوم هست و امیدوارم با صفا و صمیمیت و رشادت و کمال در کنار هم کار کنیم.

خبر بعدی من هم مربوط میشه به حذف شدن دوتا از نویسنده های کافه که انگار به دلیل مدت ها غیر فعال بودن خود به خود حذف شدن. ما هر کار کردیم برگردونیم اکانت شونو نشد که بشه. به هر حال به نوبه خودم به بازماندگان این عزیزان تسلیت میگم و از نسل های آینده میخوام اگه تو سایتی فعالیت میکردن ما رو الگوی خودشون قرار بدن که مورد بی مهری قرار نگیرن که به هر حال گفتن نداره و درست هم نیست!

خبر سوم هم اینه که من این مطالب پروژه بیداری رو به طور کامل خودم مینویسم و عزیزان اگه آشنا باشن قشنگ لحن نوشتن من رو توی نوشته ها درک میکنن. من ته نوشته هام منبع نمیزدم با این که از منابع فراوانی بهره می جویم (!) اما خوب همه میدونن که درست نیست منبع نزنیم. حالا باید چیکار کرد به نظر شما؟ من اومدم یه لیستی تهیه کردم از منابعم و اینا رو تو پست بعدی براتون میذارم و بعدش هم میذارمشون تو یه صفحه ثابت که بعدا همون لینک رو آخر مطالبم قرار میدم که کسی هم شک نکنه!

این بود اخبار ما! تا پست های بعدی از من نکن خدافظی!



برچسب ها : اخبار کافه جوان , کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان و سندمن , سندمن در کافه جوان , ساحل , ساحل و سندمن , سندمن و ساحل , کافه جوان و ساحل , ساحل و کافه جوان , پروژه بیداری , لیست منابع سندمن , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan , cafejavan.ir , SAHEL ,
دسته بندی : خارج از کافه ,
سلام دوستان عزیز.
واقعا منو سورپرایز کردین با پیام هاتون برای نویسندگی در کافه جوان. جدا فکر نمیکردم انقدر استقبال بشه! از مرد 34 ساله تا دختر 16 ساله پیام داده بودن برای عضویت!. من تا جایی که میشد به همه رسیدگی کردم اما نتونستم فرد مناسبی رو پیدا کنم برای نویسندگی.  لطف کنید اگه وقت کافی برای نوشتن دارید و میتونید حداقل هفته ای یک یا دو تا پست بذارید ( حالا فرق نمیکنه در چه موضوعی ) پیام خودتونو برای عضویت بفرستید. هم میتونید از طریق فرم که تو صفحه عضویت قرار داره این کارو بکنید و هم میتونید از طریق همین نظات آمادگی خودتونو اعلام کنید که اگه خدا بخواد من از طریق یاهو با شما تماس خواهم گرفت.


 یه پیام هم برای اون دوستانی که به من لطف دارن و ازم میخوان به نوشته هام تنوع بدم دارم.  عزیزانم! این مسئله که من دارم راجع بهش مینویسم از هر چیزی تو زندگی ما مهم تره و اصلا شوخی نگیریدش. به هیچ وجه نمیشه این مسائل رو حاشیه ای دونست و کنارشون گذاشت. اما باز هم چشم. من مثل قدیم براتون نوشته های طنز و... میذارم که فکر نکنید ما غرق شدیم و به قولی تارک دنیا! 


از من نکنید خدافظی که کسی هم شک نکنه!



برچسب ها : عضویت در کافه جوان , سایت کافه جوان , کافه جوان , عضویت در سایت کافه جوان , کافه جوان نویسنده می پذیرد , سندمن , سندمن و کافه جوان , نوشته های سندمن , کافه طنز , شیطان پرستی , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan , cafejavan.ir ,
دسته بندی : خارج از کافه ,
استفاده از لفظ جاسوس یا منافق از سوی میرشاد ماجدی که ظاهرا بابت انتشار خبر ترکیب استقلال دقایقی پس از اعلام ترکیب دربی در رختکن روی خروجی یکی از سایت‌ها قرار گرفت، بیانگر این است که هنوز میان مسوولان این باشگاه هماهنگی لازم ایجاد نشده و برخی خواسته یا ناخواسته اخباری را به بیرون می‌دهند که منجر به ناراحتی امیر قلعه نویی و دیگر مسوولان باشگاه می‌شود.

اینکه ترکیب به سرعت لو رفته خود یک مساله است که باید آن را پیگیری کنند و اینکه استقلال بد بازی می‌کند نیز مساله‌ای بزرگتر. یک سوال را می‌توان از میرشاد ماجدی که خود اهل مطالعه است پرسید؛ مگر ترکیب تیمی مثل بارسلونا بر همه تیم‌های حاضر در لالیگا روشن نیست؟ شاید همه اهالی فوتبال در دنیا به خوبی با نحوه چیدمان این تیم آشنا باشند همانطور که طی فصول گذشته و در زمان مربیگری گواردیولا همین گونه بود. نه تنها بارسلونا بلکه ترکیب همه تیم‌های بزرگ اروپایی بر علاقه‌مندان به فوتبال روشن است و همه می‌دانند که مثلا اگر همین امروز رونالدو در رئال مادرید مصدوم بشود یا مسی با مشکلی روبرو بشود چه بازیکنانی جایشان را می‌گیرند.

موضوع اطلاع رسانی در دنیای ورزش به امری عادی تبدیل شده و در فوتبال حرفه‌ای امروز دنیا کسی نیست که بابت لو رفتن ترکیب اصلی تیمش ایراد بگیرد. رسانه‌های داخلی نیز به واسطه جذاب شدن اخبار خود اقدام به انتشار اینگونه اخبار می‌کنند و می‌کوشند قبل از بازی‌های بزرگ از طریق روابط خود به ترکیب اصلی تیم‌های پرتماشاگر دست یابند. روز جمعه نیز این اتفاق رخ داد و ترکیب اصلی استقلال روی خروجی یکی از سایت‌ها قرارگرفت. اینکه ایراد چنین کاری چیست در حقیقت سوالی است که تاکنون پاسخی به آن داده نشده است.

آیا علت بازی ضعیف استقلال در دربی 75 انتشار اسامی بازیکنان ساعاتی قبل از بازی بود یا اینکه علت را باید جای دیگری جست و جو کرد؟! گیریم ترکیب استقلال به اصطلاح مسوولان باشگاه استقلال لو نمی‌رفت، آن وقت چه اتفاق خوشایندی رخ می‌داد؟ آیا هاشم بیک زاده بازیکن دلخواه استقلال می‌شد و ارسال‌هایش به مقصد می‌رسید؟ علی حمودی چطور؟ با چند ارسال صحیح اکبرپور و منوچهری و برهانی را در موقعیت گلزنی قرار می‌داد؟

یا پاس‌های زندی و جانواریو به مقصد می‌رسید؟ اشکال بازی استقلال چه ارتباطی با لو رفتن ترکیب دارد؟ چرا امیر قلعه نویی این موضوع را بلافاصله بعد از دربی مطرح می‌کند؟ آیا این اظهارات در وهله اول قلعه نویی و بعد تیمش را کوچک نمی‌کند؟ نوعی تفکرات بچگانه میان افکار آبی‌ها جای گرفته و آنها ندانسته و بی‌آنکه بدانند حرف‌های‌شان چه بازخوردی دارد اقدام به اظهارات اینچنینی می‌کنند. به واقع مشکل استقلال لو رفتن ترکیب نیست و اگر امیر قلعه نویی و همکارانش معتقدند که استقلال از این ناحیه زمین خورده است باید فاتحه این تیم را خواند. استقلال به لحاظ شکل بازی به تیمی بی‌ریخت و چند پاره تبدیل شده و افت محسوسی در قیاس با فصل قبل داشته است.

امیر قلعه نویی را به جای گیرهای اینچنینی دعوت می‌کنیم به تماشای بازی‌های استقلال در شش هفته گذشته. امیر می‌تواند نگاهی گذرا به شش بازی نخست فصل قبل هم داشته باشد. او می‌تواند فصول قبل‌تر را هم حتی زمانی که مرفاوی روی نیمکت آبی‌ها بود بارها مرور کند تا به علت‌های واقعی تیم نبودن تیمش! پی ببرد!




برچسب ها : استقلال , امیر قلعه نویی , نتایج ضعیف استقلال در لیگ جدید , فرهاد مجیدی , سندمن و فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمن , باشگاه استقلال , فوتبال , بارسلون , گواردیولا , رئال مادرید , رونالدو , مورینیو , مورینیو و سندمن , سندمن و مورینیو , لو رفتن ترکیب , هاشم بیک زاده , جواد نکونام , جفتشون ریدن , فریدون زندی , جانواریو , سندمن , کافه جوان , سندمن و کافه جوان , سایت کافه جوان , کافه جوان دات ای آر , cafejavan , cafejavan.ir , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,

سلام. من خشایار یا به عبارتی خشی هستم و با قسمتی دیگه از شام خارجی در خدمت شما عزیزان هستیم. در قسمت قبل شاهد مسموم شدن سندمن توسط تمپتر بودید. سندمن پس از مدتی سلامتی خود رو بدست آورد و حالا با سری جدید برنامه برگشتیم که حالت رقابتی داره. جا داره از اسپانسر برنامه شرکت هاکوپیان هم تشکر کنم که منابع مالی ما رو تامین کردند. این شما و این هم شام خارجی:

 

سندمن: با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات بینندگان عزیز. سری جدید برنامه رو شروع میکنیم در حالی که سری قبلش فقط 1 قسمت بود!! امیدوارم این سری بیشتر طول بکشه!

 

تمپتر: وایسا بینم! چطور جرئت میکنی تو اول حرف بزنی؟ نا سلامتی من سری قبلی سر آشپز بودم! اول سلام دوم اینکه من نمیدونم این جوجه فکلی با چه امیدی اومده که با من مسابقه بده!! واقعا خنده داره!

 

سندمن: با امید ابراهیمی!

 

تمپتر: امید ابراهیمی دیگه کیه؟

 

سندمن: هافبک جوان و آینده دار سپاهان و تیم ملی فوتبال ایران! امروز اومده به من در امر مهم و حساس آشپزی کمک کنه! امید جان بیا!

 

امید: منم خدمت بینندگان سلام عرض میکنم و خیلی خوشحالم که افتخار اینو دارم که به سندمن کمک کنم.

 

تمپتر: دو نفری هم از پس من بر نمیاین!

 

سندمن: خوب غذایی که امروز قراره درست کنیم خورشت قورمه سبزی هست که از غذا های اصیل و محبوب ایرانیه. وایسا ببینم! آقای خشی؟ مگه برنامه شام خارجی نیست؟ چرا ما داریم غذای ایرانی درست میکنیم؟

 

خشی:  :|

 

سندمن: آها این نمیتونه وسط ضبط حرف بزنه! امید جون یه دیقه برو در گوشت دلیلو بگه!

 

امید: (دو دقیقه بعد) میگه برنامه فقط اسمش خارجیه! هرچی دم دستمون بیاد درست میکنیم!

 

سندمن: خوب باشه. عب نداره. برا یه قهرمان فرق نداره غذای ایرانی درست کنه یا خارجی! قرار بر اینه که من و تمپتر غذا رو درست کنیم و شما بینندگان که تو منزل نشستید بعد از خوردن غذا(!) نظر میدین. ما برای این کار یه مسابقه پیامکی ترتیب دادیم که اگر از غذای من خوشتون اومد شماره 1 و اگه از غذای تمپتر خوشتون اومد شماره 2 رو به شماره ای که پایین تصویر می بینین ارسال کنید. بعد از قرعه کشی به برنده یک عدد بال مرغ تازه تقدیم میشه!

 

تمپتر: و اما برنده ی مسابقه ی پیامکی برنامه قبل کسی نیست جز احمد!!! آقا احمد اگه داری برنامه رو نگاه میکنی از همین جا بهت تبریک میگم. شما میتونی برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت www.arejooneammat.com  مراجعه کنی!

 

سندمن: برنامه قبل که مسابقه پیامکی نداشتیم!

 

تمپتر: تو چیکار داری؟ من اون برنامه سر آشپز بودم! میخوام به احمد جایزه بدم!

 

سندمن: خوب بده! خوب تا ما آماده میشیم برا آشپزی یه سر به اتاق فرمان میزنیم تا آگهی های بازرگانی بیان و برن!

 

آگهی های بازرگانی:

 

-از وقتی بابام پیر شد ما خیلی مشکل داشتیم. برای دستشویی بردنش همه به زحمت میفتادیم. بعضی از دوستام بهم پیشنهاد کردن از پوشک استفاده کنیم. اما اون هم جوابگو نبود. بالاخره تو آزمایشگاه خودم یه پوشک درست کردم که برای همیشه خیالمو راحت کرد. این پوشک اصلا نیازی به تعویض نداره و دائمیه. الان بابام راحت و آسوده تو قبر خوابیده....پوشک های خاردار بزرگسالان....فقط هارد لایف

 

 

-این صدای چیه؟ - صدای سکه ست!! – حواسم نبود من امروز تو بانک انصار حساب قرض الحسنه باز کردم. نمیدونین چه جایزه هایی داره! فایل صوتی صدای سکه  و هزاران جایزه ی دیگر! بانک انصار ، خدمتی مطمئن در راستای حمایت از فلان فلان شدگان و نشدگان!

 

-خدمتی جدید از ایرانسل! با دوستانتان هر چقدر میخواهید حرف بزنید بدون اینکه پولی پرداخت کنید! کافیست آنها به شما زنگ بزنند!

 

سندمن: خوب با ادامه ی برنامه در خدمت شما هستیم. من در این فرصت دست ها مو ضد عفونی و استریل کردم ولی دستکش هامو پیدا نکردم. امید جان میشه سبزی ها رو بذاری رو میز؟

 

امید: کجاس آقا؟

 

سندمن: (در حالی که 360 درجه خم شده) تو این جیبمه! خوب حالا بشورشون. آب هم تو اون یکی جیبمه! بعد از اینکه شستی هم بیا چاقو رو از جیب پشتم بردار و خوردشون کن!

 

تمپتر: خوب تا این دو تا دارن حرکات آکروباتیک انجام میدن ما به کارمون میرسیم! این سبزی های منو ببینید. همین چند دیقه پیش چیدمشون. هنوز کود هم بهش چسبیده!! همونطور که میدونید واسه رشد گیاه به خاک کود اضافه میکنن. پس نتیجه میگیریم یه چیز خوب تو این کودا هست! واسه همین من این سبزی ها رو نمیشورم و با نیم کیلو کود به غذا اضافه میکنم! اینطوری رنگشم مثل قورمه سبزی های مامانم میشه!!

 

سندمن: یکی بیاد اینو از اینجا بیرون کنه! بوی کود همه جای آشپزخونه رو ورداشته! حالم به هم خورد... اه!! مشخص شد مامانت چی به خوردت داده که انقد غیر بهداشتی شدی! انگل!

 

تمپتر: حواست به غذای خودت باشه. درست صحبت کنا! انگل خودتیا!

 

سندمن: امید اون خوشبو کننده رو از جیب کتم در بیار و بذار رو میز. خودش بقیه کارا رو میکنه! حالا میرسیم به لوبیا و گوشت که من این لوبیا و گوشت ها رو هم از قبل تمیز شستم و حالا امید جان میریزه تو قابلمه که کسی هم شک نکنه!!

 

تمپتر: به ما از این سوسول بازیا نمیاد! گوشت و لوبیا میخواییم چیکار؟! من همین کود رو که داخلش ریختم جای همه رو پر میکنه.... فقط الان باید ادویه مخصوصم رو بهش اضافه کنم تا.... صبر کن بینم!! این فیلمبردار داره چیکار میکنه؟

 

سندمن: داره شماره میگیره! خوب داره با دماغش ور میره! تمرکز شو به هم نریز!

 

تمپتر: من اعتراض دارم! اون ادویه مخصوص منه! قرار بود من این ادویه رو به غذام اضافه کنم. ولی انگار یه نفر دستور پخت منو دزدیده و لو داده! من دیگه آشپزی نمیکنم! بگیر که اومد!

 

زااااااارت! (صدای اصابت قابلمه حاوی کود به سر فیلمبردار!)

 

خشی: بینندگان عزیز اینجا یه کوچولو دعوا شده!.... اونو پرت نکن! جواب اسپانسرو چی بدم؟

 

تمپتر: برنامه بعدی خودم از خجالت اسپانسر در میام! سندی دم دستت گوشکوب داری؟

 

سندمن: آره. تو این جیبمه! بیا وردار!

 

خشی: بدین وسیله از همه شما بینندگان پوزش میخوام و بهتون بدرود میگم! تا برنامه بعد خدا نگهدار..........آی! منو چرا میزنی دختر؟

 




برچسب ها : شام خارجی , سندمن , تمپتر , خشی , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن و کافه جوان , هاکوپیان , امید ابراهیمی , سپاهان , تیم ملی ایران , امید ابراهیمی و سندمن , سندمن و امید ابراهیمی , قورمه سبزی , مسابقه پیامکی , بال مرغ , احمد , پوشک بزرگسالان هارد لایف , پوشک خاردار , بانک انصار , ایرانسل , با ایرانسل خود رایگان حرف بزنید , ترفند های ایرانسل , کود , ادویه , اسپانسر , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی :
سلام! 
دوستان مشاهده میکنید که در راستای تغییرات همایونی وبلاگ من عکسمو عوض کردم و یه لوگوی خوشجیل و موشجیل برا خودم ردیف کردم که کسی هم شک نکنه! امید است باقی نویسندگان هم عکس های خود را عوض کنند که حال و هوای وبلاگ عوض شه و یه رنگ و روی دیگه پیدا کنه. اومدم یه وعده سر خرمن بهتون بدم و اونم اینه که پروفایل ها تقریبا تکمیله و به زودی روی آنتن قرار میگیره!

فعلا از من نکنید خدافظی!



برچسب ها : سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان و سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , لوگو , لوگوی سندمن , پروفایل نویسندگان کافه جوان , sandman , the sandman , cafejavan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

با سلام و عرض تسلیت خدمت همه مسلمانان عزیز در جای جای سیاره گرامی مون!

چند روزیه که خبر مسلمان شدن لیونل مسی در جهان پیچیده. البته چیز رسمی ای اعلام نشده و فقط مسی در یه اظهار نظر جالب گفته:  »اسلام دین صلح و عشق است و مسلمان بودن خیلی خوب است چرا که یک نوع هماهنگی بین اسلام و طبیعت انسان وجود دارد و هر فردی آزاد است دین خود را انتخاب کند «

من از این خبر شوک زده شدم! البته داخل پرانتز بگم که این خبر 99 درصد درسته و هنوز یه درصد احتمال داره که ساختگی باشه. به هر حال می بینیم که (یدخلون فی دین ا... افواجا) که کسی هم شک نکنه! با این که از مسی خوشم نمیاد ولی خیلی خوشحال شدم. میدونید پیوستن کسی مثل مسی که در سراسر دنیا طرفدار داره به دین اسلام چقدر برای این دین تبلیغه؟ مردم به خاطر مسی هم که شده یه سری به اسلام میزنن. به عبارتی مسی شود سبب خیر گر خدا خواهد!

ما در خلال ترم 2 دانشگاه درس اخلاق داشتیم که من به شخصه خیلی چیزا ازش یاد گرفتم. تو یکی از فصل ها میگفت که ما باید به همکیشان خود احترام بذاریم و بهشون کمک کنیم و اذیت شون نکنیم! (البته فک کنم یه بچه کلاس سومی هم اینو بدونه! به هر حال من اینجا یاد گرفتم!!) اون عرض تسلیت که اون بالا نوشتم کاربردش اینجاس که حالا که مسی مسلمون شده ما نمیتونیم مثه قبل نسبت بهش توهین های این چنانی و آن چنانی بکنیم. در واقع مجبوریم بهش احترام بذاریم و باهاش مثل بازیکنای لیگ خودمون برخورد کنیم. به طور مثال:

1- وقتی گل خراب میکنه و دروازه خالی رو میزنه بیرون باهاش مثه آرش برهانی برخورد میکنیم.

2- تو شهر های مختلف بدترین توهین ها بهش میشه.

3- تو استادیوم خودی وقتی حوصله مون سر رفت بهش میگیم بی غیرت.

4- وقتی به تیم رقیب می پیونده خواهر و مادرشو همچین قشنگ مورد عنایت قرار میدیم.

5- بعد از گلزنی به تیم سابق صندلی های ورزشگاهو میشکنیم و میریزیم رو سرش.

6- مربیش تو تمرین های تیم به یه بازیکن دستور میده بزنه مصدومش کنه تا دیگه شاخ نشه.

7- چک هاش برگشت میخوره.

8- وقتی هم 35 سالش شد هم تیمی هاش تو چشماش نگاه میکنن و بهش پاس نمیدن.

9- وقتی به جرگه مربیان پیوست و دو تا برد با یه تیم بدست آورد میذاریمش سر مربی تیم ملی و با اولین باخت بر کنارش میکنیم و سرمایه سوزی رو تو چشم دنیا فرو میکنیم

10- سر مربی پرسپولیس میشه و علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دایــــــــــــــــــــــــــــــــی!

11- از فوتبال زده میشه و خونه نشین میشه و کم کم در دام اعتیاد میفته و برنامه 90 نشونش میده در حال مسافر کشی با پیکان جوانان!

12- سر انجام می میره و در ورزشگاه مردگان ( شهید شیرودی یا همون امجدیه سابق) با حضور 200 نفر تشییع جنازه میشه و خلاص!

 

بله بچه ها! اینه رفتار ما با یه بازیکن مسلمان تو لیگ خودمون! اسلام بهترین دینه اما ما مسلمونا خیلی جاها کار خرابی کردیم و آبروی خودمون و دین مونو بردیم. مسی جان به اسلام خوش اومدی ولی شرمنده ت شدیم! تو سعی کن مثه ما خرابش نکنی...

 

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن و کافه جوان , سندمن , لیونل مسی مسلمان شد , آیا لیونل مسی مسلمان شد؟ , چرا مسی مسلمان شد؟ , مسی مسلمان است؟ , طرفداران مسی به اسلام گرایش پیدا کردند , مسی پدر شد , مسی مادر شد , مسی پدر بزرگ شد , مسی مادر بزرگ شد , طرفداران بارسلونا مسلمان شدند , آرش برهانی , لیگ ایران , نیک بخت واحدی , صندلی های ورزشگاه , برنامه 90 , عادل فردوسی پور , فردوسی پور و سندمن , سندمن و فردوسی پور , علی دایی , پرسپولیس , چک , امجدیه , cafe javan , cafejavan , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
سلام!

در راستای فرمایشاتم در جهت تغییراتی در وبلاگ باید بگم : 

1- بخش پربازدید ترین ها به درخواست دوستان حذف شد چون صورت خوشی به وبلاگ نمی داد و مطالب چندان دل نشینی درونش قرار نداشت!

2- لینک باکسی که در انتهای وبلاگ قرار داشت نیز به همان دلیل بالا حذف گردید.

3- قرار است قالب اندکی تغییر کند فلذا با قرار دادن یک نظر سنجی از شما دوستان کمک خواستم تا ببینم چه حالتی مورد پسند شماست و نیز شما هم سهمی در تغییرات و بهبود وبلاگ خودتان داشته باشید.

4- از این پس نظر سنجی عضو جدایی ناپذیر کافه جوان خواهد بود و هر سری از شما دوستان درباره موضوعات مختلف نظرسنجی به عمل خواهد آمد. امید است آن دسته از دوستانی که در نظر دادن کم لطفی میکنند حداقل نظر سنجی رو جدی بگیرند و درش شرکت کنند.

5- قرار است برای تمپتر عزیز یک آشپزخانه در کافه تاسیس شود و خود من نیز در امر خطیر آشپزی به ایشان خواهم پیوست.

6- به شما قبلا گفته بودم قرار است مطالبی با موضوعات فراماسونری ، شیطان پرستی ، شیطان شناسی ، دجال ، آخر الزمان ، عرفان های نوین ، یهود شناسی و... در کافه جوان منتشر شود که متولی آن نیز خود من هستم. تا این لحظه که در خدمت شما هستم در حال جمع آوری منابع و به روز رسانی اطلاعات بودم و حالا مژده میدهم که از اول ماه مبارک رمضان این مطالب به ثبت میرسند و امید است که مورد توجه شما قرار گیرند. هر عزیزی که اطلاعاتی از قبیل : نوشته ، عکس ، مستند و... داشت و علاقه داشت مطالبش رو با ما و خوانندگان سهیم بشود با ایمیل من تماس بگیرد. هر عزیزی هم سوالی در این زمینه داشت میتونه در نظرات مطرح کنه و جوابشو بگیره. اگر خود ما از عهده جواب بر نیاییم درباره ی سوال تحقیقات لازم به عمل خواهد آید.

7- پروفایل نویسندگان وبلاگ به زودی فعال خواهد شد و شما عزیزان بهتر نویسنده های محبوب خود را خواهید شناخت.

بخشی از خبر ها رو به اطلاعتون رسوندم تا اون دوستانی که میگفتند ما همش وعده تغییر میدیم شرمنده بشن و از ما عذر خواهی کنن.

اون دوستانی هم که میان به وبلاگ ما و نظر میدن دستشون رو به گرمی می فشارم و ازشون عذر خواهی میکنم که به علت مشغله زیاد وقت ندارم که به وبلاگ های زیباشون سر بزنم. در اولین فرصتی که نصیبم بشه حتما بهشون سر خواهم زد و محبت هاشون رو جبران خواهم کرد.

از من نکن خدافظی!



برچسب ها : کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان پربازدید ترین وبلاگ فارسی زبان شناخته شد , نظر سنجی , نظر سنجی کافه جوان , تمپتر , سندمن و تمپتر , تمپتر و سندمن , آشپزخانه تمپتر , آشپز خانه کافه جوان , فراماسونری , شیطان پرستی , شیطان شناسی , دجال , آخر الزمان , عرفان های نوین , یهود شناسی , ماه مبارک رمضان , اس ام اس های ماه رمضان , پروفایل , پروفایل نویسندگان کافه جوان , پروفایل سندمن , sandman , the sandman , cafe javan , cafejavan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

سلام بر تمام دوستان عزیزم در سراسر دنیای مجازی و حقیقی!

من حدود خیلی وقت می شد که وبلاگ نیومده بودم. دلایل خودمو داشتم که اینجا جای توضیح دادن شون نیست.میخوام عذر خواهی کنم برای مدت طولانی غیبتم و تشکر کنم از همه دوستانی که تو این مدت به من کمک کردن و  اون دوستانی که خیلی به من اصرار میکردن برگردم و از نبودنم شاکی بودن. حرفاشون بالاخره اثر کرد و من برگشتم به خونه خودم تا در کنار دوستانم تو این وبلاگ بنویسم. (ناگفته نماند که کافه چی هم با قولی که به من داد مبنی بر حقوق و اختیارات بالاتر خیلی در بازگشت سریعم تاثیر گذار بود!) از اونجایی که اختیارات بیشتری گرفتم براتون در آینده بسیار نزدیک خبر های بسیار جالب و سورپرایز های زیادی دارم که الان حرفی ازشون نمیزنم تا وقتش! سوژه های جالبی هم در این مدت پیدا کردم که براتون بنویسم و وبلاگ مون در آینده خیلی پربار تر از قبل بشه که کسی هم شک نکنه!

تو این مدت که من نبودم شاهد یه سری فعل و انفعالات بودیم : منصور زود تر از من برگشت و داستان کسل کننده ش رو ادامه داد. به امید روزی که تموم شه و من هنر داستان نویسی رو بهتون نشون بدم. استاد هم با هویت مجهولش حسابی ترکونده و پست های جنجالی میذاره که انگار مورد استقبال هم قرار گرفته! تمپتر عزیز هم رو دور افتاده و مسیر خودشو پیدا کرده و پست هاش خیلی قشنگ و تقریبا بی نقصه. هر کمکی از من بخواد با کمال میل انجام میدم. اما یه نکته تاسف آور هم هست که اونم جواب دادن به کامنت های شما دوستانه که مقداری از بار طنزش کم شده که جای نگرانی نیست و خودم این خلا رو پر میکنم تا بعضی از دوستان نگن من حس طنزم رو از دست دادم! 


با این همه خبر های هیجان انگیز باید بگم وقت این پست تموم شده و باید شما رو به خدا بسپاریم!

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : سندمن , بازگشت سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

سلام دوستان

با توجه به شروع  امتحانات دانشگاه ، من و منصور به طور موقت در وبلاگ حضور نداریم. به محض تموم شدن امتحانامون دوباره به جمع دوستان بر میگردیم و این دفعه برای شما یکم نو آوری داریم و میخوایم روند کاری وبلاگ رو بهتر کنیم و یکی دو تا موضوع جدید هم اضافه میشه. به اضافه یکم تغییرات جزئی و یک تغییر خیلی خوب و کلی! حالا به وقتش همه اینا میاد دستتون و متوجه میشید که تهران دست کیه!

از ما نکن خدافظی !




برچسب ها : سندمن , سندمن و کافه جوان , دانشگاه , امتحان , چگونه بای امتحانات پایان ترم دانشگاه درس بخوانیم؟ , آماده سازی برای امتحانات , دانشگاه سندمن , کافه جوان , sandman , the sandman , cafe javan , cafejavan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,
سلام دوستان عزیزم

ما بکس وبلاگ در اقدامی خود جوش به مرخصی با حقوق رفتیم و حالا هم برگشتیم! امیوارم حوصله تون از اینکه وبلاگ آپ نمی شد و کسی به نظرات جواب نمیداد سر نرفته باشه!
من اومدم یکم از برنامه های آینده وبلاگ بگم و یه خبر مهم بدم و برم! آخه ساعت 3 شبه و قلندر بیداره! می بینم که چلسی هم بارسا رو برد تا آب سردی باشه بر پیکر اون داور بی شعوری که پنالتی مسلم روی فرهاد مجیدی رو نگرفت و بهترین بازیکن حال حاضر ایران رو از زمین اخراج کرد!

دوستان ما توی مجمع نویسندگان با هم صحبت هایی داشتیم و قرار بر این شد که از این به بعد مطالبی درباره شیطان پرستی و جریان فراماسونری و یهودیت بنویسیم که هم باهاشون مبارزه کرده باشیم و هم اطلاعات شما رو درباره این کثافت کاری ها زیاد کنیم که کسی هم شک نکنه! امیدوارم شما خوانندگان هم بتونید در این کار با ما سهیم بشید و اگه مطلب یا اطلاعات به درد بخوری در این زمینه داشتید به ما برسونین تا هم با اسم خودتون چاپ شه و هم دامنه مبارزه رو گسترده تر کنیم.

اما برسیم به خبر! دوست عزیز من و نویسنده وبلاگ یعنی منصور، برای مدت چند روز تا یک هفته نمیتونه برای شما پست بنویسه و به من گفت تا از تریبون خودم استفاده کنم و از طرفش عذر خواهی کنم. داستان اینه که من آوردمش خونه مون و بهش یه قیمه دادم که انگشتاشو باهاش خورد! شما اگه دوره در اومدن دم مارمولک رو هم ملاک قرار بدین حداقل 5 روز طول میکشه انگشتای منصور دوباره در بیاد و بتونه برای شما تایپ کنه! 

تا پست های بعدی همه تونو به خدا میسپارم.
از من نکن خدافظی!



برچسب ها : وبلاگ , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن , سندمن و کافه جوان , سندمن و منصور , فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمن , سندمن و فرهاد مجیدی , شیطان پرستی , جریان فراماسونری , یهودیت , قیمه , دوره در اومدن دم مارمولک , مارمولک , دم مارمولک , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی :
با سلام! با آخرین قسمت از داستان اخراج گلادیاتور در خدمت شما هستیم!

داستان از این قرار بود که من گلادیتور رو آوردم تو وبلاگ که یه چیزی بنویسه. هم نوشتن خودش قوی شه هم اینکه با بچه ها دور هم باشیم و خوش بگذره. ولی خوب این گلا نمیتونست یا نمیخواست یا وقت نمیکرد بنویسه. من خیلی باهاش صحبت کردم. یه روز که اتفاقی تو بازار همدیگه رو دیدیم و نشستیم پشت وانت ، بعد از شوخی های پشت وانتی بهش گفتم تو نمیخوای بنویسی؟ اصلا چرا پست نمیذاری؟ گفت ببین من نمیتونم بنویسم! منم به شوخی و برای تهدید بهش گفتم پس همین امشب اخراجت میکنم! اونم گفت اتفاقا خودم میخواستم استعفامو اعلام کنم! گذشت و گذشت تا ساعت 11 شب شد. من آنلاین بودم و در حال چت با بچه ها. یه دفعه منصور بهم گفت سندمن! خوندی گلادیاتور چه نظری داده؟ گفتم نه! گفت برو ببین!
آقا من رفتم ببینم چی نوشته! چشمتون روز بد نبینه! هرچی توهین دست اول بود نثار من و تمپتر و کافه چی و فلان و فلون کرده بود! خو منم عصبانی شدم! خون جلوی چشمامو گرفت! اول نظرو پاک کردم. بعد طبق قرار قبلی اخراجش کردم. بعد به دلیل اون نظرش  که منو عصبی کرده بود یه پست گذاشتم! به قول معلم ادبیات دو سال پیشمون چشامو بستم و دهنمو باز کردم! هرچی از دهنم در اومد بهش گفتم و خودمو خالی کردم. میدونین چرا؟ چون من آدم رکی هستم و اهل کینه به دل گرفتن نیستم. اگه از کسی ناراحت باشم همونجا جلوی روی خودش هر کاری بخوام میکنم تا خودمو خالی کنم. بعدش دیگه از دستش ناراحت نیستم و دوستیمون به شکل قبل بر میگرده. من نمیدونم منصور که این اخلاق منو میونه چرا تو اون پستش انقدر جو سازی کرده و تا جایی پیش رفته که برا تمپتر سو تفاهم پیش اومده که این چیزا تقصیر اونه! اصلا اینطوری نیست و این یه چیزی بوده بین من و خود گلادیاتور که جفتمون از خجالت هم در اومدیم و مسئله حل شد! بالاخره تو رفاقت که همش گل و بلبل نیست! بعضی وقتا دعوا هم میشه و تموم میشه! پس لطفا هیچ کس از کار ما برداشت بد نکنه و نگران رفاقت ما نباشه و مهم تر از همه برای خودش سو تفاهم درست نکنه! حتی شما دوست عزیز!

خوب امیدوارم بعد از این پست من همه مسائل حل شده باشه و وبلاگ به وضعیت سابق خودش برگرده. از استاد یاد بگیرید! نشسته یه گوشه نون ماستشو میخوره و از بازیگرا و افراد معروف عکس لو میده! ای جونم!

از من نکن خدافظی!



برچسب ها : سندمن , سندمن و کافه جوان , سندمن و غیره , سندمن و همه , سندمن و بقیه , سندمن و خودش , سندمن و دیگه کی؟ , سندمن معروف شد , سندمن معروف بود , سندمن و قالیچه حضرت سلیمان , سندمن در راه اژدها , سندمن خوشبخت می شود , سندمن و صمد آقا , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , cafejavan , cafe javan , sandman , the sandman ,
دسته بندی :

سلام. بدون مقدمه میریم سر اصل مطلب. من به خاطر کارای گلادیاتور زدم از کافه اخراجش کردم و حتی به این هم بسنده نکردم و یه پست گذاشتم و توش هرچی از دهنم در اومد نوشتم. خوب عصبانی بودم! یه آدم عصبانی یه سنگی میندازه تو چاه که صد نفر خونسرد نمیتونن درش بیارن!

قبول دارم کار درستی نکردم. ناگفته نماند که پست منصور منو به خودم آورد و بهم نشون داد تو این دنیای پر از نامردی هنوز هم رفاقت واقعی وجود داره. البته در روابط من با گلادیاتور خللی ایجاد نشد و منصور هم الکی شلوغش کرد. احمق هم خودشه! من هر حرفی به دوستام بزنم و هر چقدرم خشونت نشون بدم بازم باهاشون دوستم و اینو خود منصور بهتر میدونه.

در مورد اینکه من با گلا تعارف ندارم و ازش انتقاد میکنم ولی جرائت ندارم بگم از بعضی نویسنده ها خیلی ناراضیم و اصلا از این که دل به کار نمیدن احساس خوبی ندارم خودتون فهمیدین موضع من به چه صورته! من از این به بعد با کسی تعارف ندارم! این دفعه از اونا هم شدیدا انتقاد میکنم (با ذکر نام)

اما دوباره برگردیم به پست منصور! گفته بود من به خاطر یه تازه وارد دارم رفاقت 5-6 ساله مو با گلا خراب میکنم! باید بگم اصلا اینجوری نیست. یکی از جملاتی که من زیاد به کار می برم اینه : رفاقت مرد ها از عشق زن ها محکم تره. بد جوری به این جمله اعتقاد دارم و هیچ موقع به خاطر یه دختر به دوست پسرام (!) از پشت خنجر نمیزنم.

امیدوارم گلا به خاطر حرفایی که زدم ازم ناراحت نشده باشه و بدونه که من همون آدمیم که سال اول دبیرستان شلوارشو پاره کردم و با چوب نیمکتم زدم تو سرش! رفاقت ما خیلی باحاله و هیچ موقع از بین نمیره!

من میخواستم اون پست قبلی رو پاک کنم ولی منصور نذاشت و گفت بذار بمونه که خاطره بشه! درسته که خاطره تلخی میشه ولی این خاطره های تلخ به مرور زمان شیرین میشن! این نشون میده منصور از دوست بودن با من خیلی تاثیر گرفته و رو آورده به ساختن دیالوگ های ماندگار! البته هنوز اول راهه و مونده تا مثه من بشه! ولی پیشرفت خوبی داره!

اصلا این منصور الکی جو داده! (چرا باید الکی دعوا راه بیفته و ادامه داشته باشه...) منصور ولمون کن! کدوم دعوا؟ کدوم کدورت و کینه؟ اگه کسی تونست بین ماها دعوا بندازه بیاد روششو بفرسته به کد پستی 15434659764 بنویسه سلام کافه جوان من کتک میخوام! در اسرع وقت جواب خواهیم داد! نگو رفاقت همه اونا شبیه ماس... نگو رفاقت همه اونا شبیه ماس.... رفاقت ما یه دونه س از خزر تا خلیج فارس!

از من نکن خدافظی!



برچسب ها : سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن و همه , سندمن و بقیه , از خزر تا خلیج فارس , سندمن و خلیج فارس , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی :
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] (تعداد کل صفحات:2)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت