تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

بازیکن افسانه ای تیم ملی برزیل و باشگاه سانتوس ، جشن تولد 71 سالگی خود را در لندن و طبق سنت های همیشگی جشن گرفت . پله در جریان این جشن لیگ جزیره را برترین لیگ دنیا معرفی کرد و در نقد لیونل مسی تصریح کرد که این ستاره آرژانتینی بازیکن کاملی نیست .

 دارنده سه عنوان قهرمانی جهان به همراه تیم ملی برزیل ،این چنین گفت : من خیلی دوست دارم که با مسی بازی کنم ، گرچه او یک بازیکن تمام عیار نیست و توانایی استفاده از سر در گلزنی را ندارد . همچنین من به مدت 20 سال فوتبال را در اوج دنبال کردم اما مسی فقط چند سال در اوج خواهد ماند .

 او در ادامه گفت : در حال حاضر تنها بازیکنی که من بازی او را دوست دارم ، کسی نیست جز نیمار .

 پله در کاونت گاردن در لندن میزبان بسیاری از ستارگان فوتبال بود که برای جشن تولد 71 سالگی این اسطوره فوتبال به این مراسم دعوت شده بودند . از جمله مهمانان این مراسم می توان به ریو فردیناند و برادرش آنتون فردیناند ، پاتریک اندرسن ستاره سابق بایرن مونیخ و بارسلونا ، تری کوپر ستاره اسبق تیم ملی انگلیس و باشگاه لیدز یونایتد که در جام جهانی 1970 از رقیبان پله بود ، اشاره نمود .

 برجسته ترین گلزن تاریخ فوتبال برزیل و دنیا در این مراسم اعلام کرد که از زندگی در انگلیس لذت می برد و مورد ستایش مردم انگلیس قرار دارد . او سطح فوتبال انگلیس را در حد بالایی ارزیابی کرد و لیگ جزیره را برترین لیگ دنیا نامید که حتی از لالیگا نیز بهتر است .

 زمانی که از پله در مورد رقبای او در زمان بازیگری او سوال شد ، او جاسینتو فاکتی و بابی مور را به عنوان رقبایش در آن زمان معرفی کرد . او در ادامه به طنز بیان کرد که سیلوستر استالونه را در هنگام بازی در فیلم فرار به سوی پیروزی را قوی ترین رقیب خود معرفی کرد .

 پله در فیلم فرار به سوی پیروزی به همراه استالونه و مایکل کین به ایفای نقش پرداخت . در این فیلم پله نقش زندانی هایی را داشت که در کمپی از نازی های آلمانی اسیر بود . این زندانی ها بر برگزاری یک مسابقه فوتبال موفق به فرار شدند .

 در این مراسم از طرف مدیر اجرایی موسسه فوتبالیست های حرفه ای بابی بارنز ، یک کفش ورزشی با صفحه ای از طلای 18 عیار ،به عنوان هدیه تولد به پله اهدا شد .

-------------------------------------------------------------

پی نوشت: پله در مورد سطح لیگ انگلیس و همینطور مسی حرف دل من و خیلی از فوتبال دوستان فهیم رو زد و من ازش خیلی ممنونم و تولدش رو بهش تبریک میگم.

پله جون تولدت مبارک! بوس بوس!




برچسب ها : تیم ملی برزیل , سانتوس , لندن , پله , لیگ جزیره , لیونل مسی , نیمار , کاونت گاردن , ستارگان فوتبال , ریو فردیناند , ریو فردیناند و سندمن , پله و سندمن , پله 71 ساله شد , عکس های لو رفته از جشن تولد 71 سالگی پله , آنتون فردیناند , پاتریک اندرسن , بایرن مونیخ , بارسلونا , تری کوپر , تیم ملی انگلیس , لیدز یونایتد , انگلیس , لالیگا , بابی مور , بابی مور و سندمن , سیلوستر استالونه , سیلوستر استالونه و سندمن , فیلم فرار به سوی پیروزی , مایکل کین , سندمن در فرار به سوی پیروزی , نازی های آلمانی , فوتبال ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
-‌‌ استقلال در دربی شاهکار کرد! نمایش آبی‌ها در بازی هفتاد و یکم مقابل پرسپولیس به اندازه‌ای چشمنواز بود که تحسین خود پرسپولیسی‌ها را هم برانگیخت. همگان به برتری استقلال اعتراف کردند و این تیم را ستودند؛ پاس‌های پی در پی، موقعیت‌های فراوان، گل‌های زیبا و در نهایت برجا گذاشتن یک خاطره خوش برای هواداران. استقلال آن روز تماشاگرپسند بازی کرد. آبی‌ها تیمی بودند که حریف را به طور کامل محو تماشای خود کردند. استقلال دربی 71 را برد و این بار دیگر به خاطر بازی دفاعی‌اش یا حس نتیجه‌گرایانه‌اش به نقد کشیده نشد چرا که استقلال هم بازی را برد و هم تاکتیک
بازی را.
2-‌‌ پس از آن نمایش زیبا دیگر آبی‌ها شاهکار خود در دربی را تکرار نکردند. بازی مقابل سایپا این واقعیت را به رخ کشید. اولین میدان پس از دربی 71 برای استقلال فقط 3 امتیاز باارزش را همراه داشت. دیگر کسی استقلال را به خاطر بازی خوبش، هماهنگی، موقعیت‌های پی در پی و گل‌های زیبا ستایش نکرد. استقلال مقابل سایپا به برتری رسید اما هرگز آن تیم بازی قبل نبود. تصور می‌شد آبی‌ها پس از آن نمایش خلاقانه بتوانند بار دیگر با بازی هماهنگ خود تحسین همگان را برانگیزند اما در اولین ایستگاه پس از دربی، آبی‌ها ناکام بودند. آیا می‌شد به بازی بعد امیدوار بود؟
3-‌‌ استقلال در بازی دوم به ملوان باخت! دیگر حتی از تاکتیک نتیجه‌گرایانه هم خبری نبود. اگر چه در انزلی آبی‌ها 10 نفره بودند و شرایط نامساعد زمین مسابقه هم آنها را دست به عصا می‌کرد اما تیم مظلومی به اندازه‌ای پراشتباه بازی کرد که جای هیچ دفاعی باقی نماند. استقلال این بار به حق باخت! البته می‌شد رگه‌هایی از ناداوری را هم در باخت استقلال مشاهده کرد. قبل از به ثمر رسیدن گل سوم داور خطای مسلم روی برهانی را اعلام نکرده بود. اما نمی‌شد باخت استقلال در انزلی را ناشی از اشتباه داور دانست. تیم مظلومی در انزلی تاکتیکی برای بردن نداشت و به طور واضح در تکرار تاکتیک‌هایی که در دربی 71 اجرا کرد ناتوان بود.
4-‌‌ تساوی در تهران مقابل راه‌آهن! سومین بازی پس از دربی هم منجر به تکرار آن نمایش خلاقانه نشد. استقلال به بن‌بست خورد البته این بار هم اشتباه داوری کمرشکن جلوه می‌کرد اما تنها بخشی از دلایل ناکامی را می‌توان به این مورد ربط داد. بی‌گمان اشکالات فنی هم در باخت استقلال اثرگذار بوده است. برای مثال می‌توان به یک سویه‌نگری مظلومی و همکارانش در انتخاب تاکتیک اشاره داشت. استقلال همچنان در خانه از یک مهاجم در خط حمله خود استفاده می‌کند! اینکه چرا مظلومی در همه بازی‌ها حتی بازی‌هایی که در تهران میزبان است آن هم مقابل تیم ته جدولی راه‌آهن از یک مهاجم استفاده می‌کند چندان روشن نیست. آیا او می‌ترسد؟
5-‌‌ هفته یازدهم استقلال به اصفهان می‌رود. تقابل هیجان‌انگیز با ذوب‌آهن . آیا می‌توان به تکرار شاهکار استقلال در دربی امیدوار بود؟ دیگر بهانه خستگی بازیکنان هم وجود ندارد. اگرچه مجتبی جباری مغز متفکر استقلال در میانه میدان در این بازی غایب است اما اگر تیم مظلومی نتواند لااقل گوشه‌هایی از آن بازی زیبا در هفته هفتم را در اصفهان تکرار کند قطعا محکوم به متکی بودن به یک بازیکن خواهد شد. با احتساب هفته یازدهم، 4 هفته از دربی گذشته و هیچ بهانه‌ای برای تکرار نشدن شاهکار دربی وجود نخواهد داشت. آیا انتظارها برای تکرار آن بازی شگفت‌انگیز به پایان خواهد رسید؟




برچسب ها : استقلال , دربی , پرسپولیس , سایپا , ملوان , مظلومی , اصفهان , ذوب‌آهن , مجتبی جباری , فوتبال , کارشناسی فوتبال , سندمن و کارشناسی فوتبال , کارشناسی های سندمن , سندمن و پرویز مطلومی , سندمن و مجتبی جباری , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
پس از روز ها برگشتیم وبلاگ دیدیم از این روز به اون روز شده!
ابتدا معذرت می خواهم از دوستان که دوره ی نقاحت من طول کشید و روز های زیادی رو نبودم. می دونم که شما خوانندگان دلتون برام تنگ شده بود!
می خواهم در مورد دکتر احمدی نژاد بنویسم. همان فردی که برای سخنرانی پشت تریبون دارای شیشه ی ضد گلوله نرفت و همان فردی که سخنان مغرورانه و متبکرانه هرگز از او شنیده نشده. در سخنرانی نیویورک که از تلوزیون به طور زنده پخش شد ما سران کشور های مختلفی را دیدیم که با حالت تاسف باری و با افکاری ناشی از سر افکندگی از جای خود بلند شدند و رفتن را به ماندن ترجیح دادند. از چه چیزی فرار می کنید؟ چرا نمی توانید حقیقت را تحمل کنید؟ چرا وقتی کسی در مورد کار خودتان که همان تجارت اسلحه و چیزهای دیگر است مقابل شما صجبت می کند ناراحت می شوید؟ مگر غیر از این است؟
تا آنجایی که ما اطلاع داریم در بازی های فوتبال ، تماشاگران تیم های بازنده در دقایق آخر ورزشگاه را ترک می کنند. این به معنای نفی بازی تیم مقابل نیست.وقتی در دربی هواداران پرسپولیس از ورزشگاه بیرون رفتند آیا منظورشان این بود که بازی استقلال را فبول ندارند؟ یا بازی تیم خود را؟
چرا اگر کسی بیاید و از کمک های فرضی کشورش به سومالی و ژاپن سخن بگوید همه می شندند و کسی پیدا شود که این ضد عدالتی استعمار گران بزرگ را بر زبان جاری سازد گوش شنیدن ندارند؟
بله این ناشی از ضعف آن ها بود. وقتی از لحاظ روانشناسی ثابت شده است هنگام سخنرانی  سید حسن نصرالله ترس وجود دشمنان را فرا می گیرد تصور کنید چه بلایی سر مخالفان عدالت آمده است؟



برچسب ها : سخنرانی احمدی نژاد در نیویورک , افتضاح احمدی نژاد , احمدی نژاد , متن سخنرانی , مقر سازمان ملل , سازمان ملل , ملل , شرلوک , هولمز , دست نوشته های هولمز , سخنرانی رئیس جمهور , ترک کردن حین سخنرانی , ترک مسئولیس , ترک مسئولین , دربی , دربی 71 , فوتبال , تماشاگر , حسن نصر الله , اوباما , کشور , سالن کنفرانس , سالن , ایراد سخنرانی , سوتی احمدی نژاد , شجاعت , روانشناسی , ژاپن , سومالی , گرسنه , زلزله , اسلحه , تجارت اسلحه , فروش اسلحه ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,

جمع و جور کردن تیمی که بازیکنان شاخص فراوانی در خود دارد ساده نیست. تصور کنید امروز این مجموعه در اختیار امیر قلعه‌نویی بود. او چگونه می‌توانست از فرهاد مجیدی بازی بگیرد؟ امیر در مواجهه با مجتبی جباری چه واکنشی نشان می‌داد؟ آیا بازیکنانی مثل میداودی یا تیموریان می‌توانستند یک فصل بی‌سروصدا با امیر کار کنند؟ امیر را مثال زدیم چون او سابقه مربیگری در استقلال را دارد. از صمد مرفاوی هم باید یاد کنیم؛ او چگونه می‌توانست استقلال کهکشانی را مهار کند؟ شاید مرفاوی اگر فصل دهم روی نیمکت استقلال می‌نشست نمی‌توانست نیمی از این بازیکنان که در تیم فعلی قرار دارند را تحت کنترل خود درآورد. پرویز مظلومی اما تا هفته هفتم کار شاق و بزرگی را انجام داده است. یکی از ویژگی‌هایی که در پس چهره گاها در هم پیچیده مظلومی پنهان شده همین است؛ مهار ستاره‌ها یا به‌عبارت بهتر تحت اختیار و کنترل درآوردن بزرگان.
پرویز مظلومی از یک منظر در استقلال یگانه است. پیروزی در 3 دربی پی‌درپی را فراموش کنید. نمی‌خواهیم دوباره یادآور رکورد جاودان او شویم. مظلومی یک مربی درون‌گرا اما کاربلد است. در استقلال امروز وقتی می‌بینیم با وجود تعدد مهاجم، بازیکنانی مانند مجیدی، میداودی و برهانی توانسته‌اند کنار هم قرار بگیرند، بیشتر به توانایی‌های مظلومی پی می‌بریم. آیا صمد مرفاوی می‌توانست برهانی را اینگونه تحت کنترل خود درآورد؟ امیر قلعه‌نویی چطور؟
***
مجتبی جباری در برنامه 90 به ستایش از فیروز کریمی پرداخت. فیروز کریمی تمرین‌دهنده کاربلدی است و اهالی فوتبال هم بر قدرت و توانمندی‌های او صحه می‌گذارند. نیازی به تایید جباری نبود؛ فیروز را به لحاظ فنی همه قبول دارند اما چه شد که کریمی با این توانایی نتوانست در استقلال موفق باشد؟ دلیلش چه بود؟ پاسخ این سوال را پرویز مظلومی می‌داند. مرد 58 ساله نیمکت آبی‌ها به خوبی می‌تواند دلایل ناکامی فیروز کریمی را در استقلال بیان کند. فیروز در مهار ستاره‌ها ناکام بود. فیروز هرگز نتوانست رابطه خوبی با بزرگان تیمش برقرار کند. محمد نوازی، پیروز قربانی، وحید طالب‌لو و ... از جمله بازیکنانی بودند که هرگز نتوانستند روش فیروز کریمی را بپذیرند. فیروز یک مربی تند مزاج و عصبی است. او بازیکن‌ستیزی را به اوج رسانده بود که برخی از دانه‌درشت‌ها آن را نمی‌پذیرفتند اما در دوران مربیگری پرویز مظلومی هرگز چنین رفتارهایی را مشاهده نمی‌کنیم. مظلومی حتی در مقطعی که بابت غیبت‌های مکرر جباری ناراحت بود او را سرانجام بخشید تا در تمرین‌ها حاضر شود. مظلومی اصولا نمی‌تواند مربی بازیکن‌ستیزی باشد. او ابتدا رفاقت را سرلوحه کار خود قرار می‌دهد و آرام آرام سعی می‌کند تفکراتش را دیکته کند، روشی کاملا سیاستمدارانه که در استقلال جواب داده است.
***
«برای تربیت بازیکنانم از فلک استفاده نمی‌کنم!» این تیتر مصاحبه‌ای بود که 2 هفته قبل از دربی از قول پرویز مظلومی منتشر شد. پرویز مظلومی؛ مردی که هیچ‌گاه در رختکن به بازیکنانش توهین نمی‌کند و البته اجازه هم نمی‌دهد افسار تیم از دستانش خارج شود. باز هم تاکید می‌کنیم یک مربی میانه‌رو و آشنا به کنترل ستاره‌ها. در استقلال امروز کم بازیکن نامدار و شاخص وجود ندارد. به چارچوب دروازه نگاه کنید، سید مهدی رحمتی را می‌بینید. در خط دفاع نیز آبی‌ها بازیکنان بزرگ کم ندارند. لااقل پژمان منتظری و حنیف عمران‌زاده از این دست مردان محسوب می‌شوند. آندرانیک تیموریان، خسرو حیدری، کرار جاسم، میلاد میداودی، آرش برهانی، مجتبی جباری و فرهاد مجیدی امروز جزو بزرگان فوتبال ایران محسوب می‌شوند که پرویز مظلومی به‌خوبی توانسته به لحاظ ذهنی ارتباط تنگاتنگی با آنها برقرار کند. امروز اگر می‌بینیم استقلال به توفیق دست یافته تنها به‌خاطر جذب ستاره‌ها نیست. مظلومی هم کارش را تا هفته هفتم خوب انجام داده و البته نقش همکارانش را هم نباید در ایجاد چنین فضایی نادیده گرفت. بهتاش فریبا همکار خوبی برای برقراری دوستی با ستاره‌ها است.
***
برای اینکه بیشتر به سیاستمداری مظلومی پی ببرید می‌توانید سری به تمرین‌ها بزنید. او وقتی از بازیکنانش دلگیر می‌شود با آنها برخورد قهری نمی‌کند. روش خاص مظلومی برای یادآوری اشتباه بازیکنان کاملا فنی است. نه از فریاد خبری است و نه کلمات توهین‌آمیز. او جوری تمرین می‌گذارد که بازیکن مرتکب اشتباه شود؛ یعنی پاس اشتباه بدهد و بعد بهانه برای تنبیه بازیکن ایجاد می‌شود! روش سیاستمدارانه‌ای است ...

منبع: سایت رسمی استقلال تهران




برچسب ها : امیر قلعه‌نویی , فرهاد مجیدی , مجتبی جباری , میداودی , تیموریان , استقلال , صمد مرفاوی , استقلال کهکشانی , پرویز مظلومی , دربی , برهانی , فیروز کریمی , محمد نوازی , پیروز قربانی , وحید طالب‌لو , بازیکن‌ستیزی , سید مهدی رحمتی , پژمان منتظری , حنیف عمران‌زاده , خسرو حیدری , کرار جاسم , میلاد میداودی , آرش برهانی , آندرانیک تیموریان , بهتاش فریبا , فوتبال , کارشناسی فوتبال , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman , فرهاد مجیدی و سندمن ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,

 

سلام به یکان یکان شما دوستان! افرادی که به من نزدیکن خوب میدونن که من یه بیماری دارم. اونم بیماری سوتی گرفتنه! تو مسایلی که دور و برم میگذره خیلی زوم میکنم و دقیق میشم. همین باعث میشه روی سوتی ها حساس شدم. ریشه این بیماری برمیگرده به سال اول راهنمایی. از اون سال بود که معلم ادبیاتمون به خاطر این که من توی دیکته همیشه بیست میگرفتم برگه ها رو میداد من تصحیح کنم. از همونجا بود که من روی غلط املایی خیلی حساس شدم. الانم رو همه غلطا حساسم! اکثرا نیمه پر لیوانو میبینم اما یه سری مسائل هست که نمیشه ازشون چشم پوشی کرد! الان داشتم نود نگاه میکردم. با امیر قلعه نویی تماس گرفتن. اومد رو خط و یه جمله گفت که من میذارم خودتون روش قضاوت کنید. (تماشاچیای ما تو رشت چاقو خوردن، ماشیناشون شیکست)!! این سقف سواد بهترین مربی تاریخ لیگ برتر ایرانه! ماشیناشون شیکست! آدم میمونه چی بگه. دیروز برای یه کاری رفته بودم خیابون آزادی. سر چهار راه خوش. میخواستیم بریم خوش شمالی. من گفتم بریم سمت بالا ولی دوستم گفت بذار بپرسیم. رفت از یه آقایی پرسید خوش شمالی کجا میشه؟ یارو جهت شمالو نشون داد گفت اونجا که جنوبه این پایین میشه شمال! من به دوستم گفتم دیدی نباید میپرسیدی؟ همون که من گفتم درست بود! میخواستم به یارو بگم یه قطب نما برا مغزت بخر! بعدش رفتیم ایستگاه بی آر تی. اونجا نوشته وجه نقد قبول نمیکنیم. دوتا دستگاه کارت خونم گذاشته که مردم کارت بزنن برن تو. با این که سه نفر وایساده بودن مواظب بودن ، 50 درصد مردم همینجوری کله رو انداختن رفتن تو! ما اومدیم با فرهنگ بازی دربیاریم رفتیم کارت خریدیم. 2000 تومن پول گرفت بعد تو اون قبضی که روی کارت بود نوشته بود موجودی 1500 تومن! وقتی کارتو زدیم دیدیم 1300 تومن موجودی داره! خب اگه اسم این کلاه برداری نیست چیه؟ دارن عوارض میگیرن واسه خدماتی که ارائه میدن؟ من دیدم اینجوریه ترجیح دادم سری بعدی ما هم کله مونو بندازیم پایین بریم تو. رفتیم تو پایانه آزادی از بوفه ش یه چیزی بگیریم بخوریم. دوتا بطری کوچیک آب معدنی با دوتا نوشابه کوچیک یه بار مصرف گرفتیم یارو میگه میشه 2000 تومن! فک من چسبید به زمین! جنساشو پرت کردم کف بوفه ش و زدیم بیرون. آخه مملکت اسلامی اینجوریه؟ تو روز روشن از مردم دزدی میکنن و جالبه هیچ کسم اعتراض نمیکنه. از تهرون بیایم بیرون و بریم اصفهون! حتما خبر دارید چه فاجعه های زیبایی تو اصفهان اتفاق افتاده! رحمان احمدی که پارسال توی آسیا با پرسپولیس دو اخطاره شده بود خیلی شیک رفت برا سپاهان بازی کرد! قطری ها هم شکایت کردن! یه روز مینویسن نتیجه سه هیچ به نفع السد اعلام شده، فرداش مجید بصیرت مصاحبه میکنه میگه اصلا از ما شکایتی نشده! رحمان احمدی که میگه من اصلا اخطارامو یادم رفته بود! یه جا دیگه مینویسن پرسپولیسیا با نماینده AFC صحبت کرده و محرومیت رحمان احمدی رو یه جلسه تو لیگ خودمون حساب کردن! اصلا لیگ خودمون به آسیا چه ربطی داره؟ اگه اینجوری بود آرسن ونگر هم محرومیت شو تو لیگ انگلیس حساب میکرد و جلوی اودینزه روی نیمکت مینشست! اصلا آدم دهنش باز میمونه از کار مسئولین این مملکت!
فاجعه دیگری گه در اصفهان روی داده مربوط به شهرداری اصفهانه. شاید اکثر دوستان بدونن اما من واسه اون گروهی که نمیدونن میگم. شهرداری اصفهان قرار بوده یه خونه کلنگی رو تخریب کنه. ولی اون دوستانی که میرن برا تخریب آدرس خونه رو اشتباه میرن! نه یکی نه دوتا چند تا خونه اونور تر! زن و بچه یارو تو خونه نشستن یهو میبینن خونه داره رو سرشون خراب میشه! زن بیچاره حامله بوده! شانس آورد که سریع منتقلش کردن بیمارستان وگرنه خودش و بچه ش تلف شده بودن! آخه اون یارو نباید یه زنگ بزنه؟ یه در بزنه؟ ببینه یه موقع کسی تو خونه نباشه؟ به صاحب خونه زنگ زدن گفتن خونه ت خراب شده و خانوادت الان تو بیمارستانن. شما باشید سکته نمیکنید؟ بعد حالا شهردار اصفهان خیلی شیک اومده مصاحبه کرده گفته اشتباهه دیگه پیش میاد. انسان جایز الخطاس! ما هم از اون خانواده ای که باعث شدیم افکارشون به هم بریزه عذر خواهی میکنیم! جناب شهردار! فکر نمیکنی خیلی بیشتر از فکر به هم ریختن به اینا ضربه زدی؟ اگه زن یارو فوت میشد چه جوابی داشتی بدی؟ ماجرای متروی اصفهانم که داره باعث خرابی سی و سه پل میشه رو میذارم کنار. به مسئله خشک شدن دریاچه ارومیه هم اصلا اشاره ای نمیکنم چون خطرناکه حسن! نه که نیروی انتظامی خیلی با مردم تبریز و ارومیه خوب برخورد کرد! با ما که دیگه هیچی!
 برگردیم به تلویزیون. حتما میدونید من با سریال ستایش دشمنی خاصی دارم! این هفته موفق شدم ازش سوتی بگیرم و در پوست خودم نمیگنجم! من نگاه نمیکردما! داشتم فوتبال بازی میکردم اینو یهو شنیدم! اصلا جایی که بوی سوتی میاد گوش من تیز میشه! زنه داشت دیالوگ میگفت اینجوری کرد: هر سلامی یه علیکی داره و هر رفتی یه اومدی داره!!!!! اونی که این متنو نوشته باید از خشتک آویزونش کرد! هر سلامی یه علیکی داره؟ نخیر آقا! هر سلامی یه خدافظی داره! من واقعا به کارگردان ستایش تبریک میگم که از نبود برنامه فاخر در تلویزیون ملی ما داره نهایت سو استفاده رو میکنه و یه کار سخیف و بی ارزش که از بس آب بستن توش مثل کهنه بچه شده داره تحویل جامعه ما میده. من یه سوالی از مدیر صدا و سیما جناب آقای ضرغامی داشتم. چرا باید سریال هایی که برای مخاطب عام پخش میشه همه شون مضمون و غالب غمگین داشته باشه؟ مردم با مشکلات مالی و اقتصادی زندگیشون به قدر کافی غم و غصه ندارن؟؟ که شما میخواید بهشون اضافه کنید؟ چرا سریالاتون ( به جز ساختمان پزشکان و نابرده رنج) اصلا رنگ شاد و پایان خوش و طنز کلامی و کمدی موقعیت ندارن؟ چرا وقتی رضا عطاران توی ماه رمضون با سریالای طنزش که به کمدی عطارانی معروفه دل مردمو شاد میکرد جلوشو گرفتین؟ تا کی میخواید دست به دامن امثال علی صادقی و احمد پور مخبر و حلیمه سعیدی بشین؟ با تمام احترامی که برای این سه بازیگر خوب کشورمون قائلم ولی انقد اینا رو در نقش های ثابت و تکراری دیدم که وقتی اسمشون میاد تلویزیونو خاموش میکنم. خدا رو شکر تو فیلم ورود آقایان ممنوع باز هم حقانیت رضا عطاران ثابت شد! گفتم حقانیت یاد امیر قلعه نویی اقتادم که تو همین برنامه نود که الان تموم شد به هوشنگ نصیر زاده گفت اگه این صحنه آفساید نبود من از همین تریبون استفاده میکنم و از مربیگری خدافظی میکنم! وقتی نصیر زاده به یه نحوی گفت آفساید نبوده قلعه نویی مثل اسفند رو آتیش اصرار داشت که نه آفساید بوده! به عادل میگفت خط بکشین ببینین یارو نیم متر تو آفسایده! آخرش هم معلوم نشد از مربیگری خدافظی کرد یا نه! البته با این پول های هنگفتی که در فوتبال ما جا به جا میشه عمرا اگه امیر بذاره بره! کاش مسئولان یکمی به اعتراض های امثال مجتبی جباری با دید عقل و منطق نگاه کنن و انقد ظاهر بین نباشن.
به امید اون روز......
از من نکن خدافظی!




برچسب ها : بیماری , سوتی , اول راهنمایی , معلم ادبیات , دیکته , غلط املایی , نود , امیر قلعه نویی , ماشیناشون شیکست , خیابون آزادی. سر چهار راه خوش , خوش شمالی , قطب نما , بی آر تی , کلاه برداری , بوفه , آب معدنی , نوشابه , مملکت اسلامی , رحمان احمدی , پرسپولیس , سپاهان , مجید بصیرت , لیگ , آرسن ونگر , لیگ انگلیس , فوتبال , اودینزه , مسئولین , شهرداری اصفهان , خونه کلنگی , حامله , زن حامله , سکته , شهردار اصفهان , متروی اصفهان , سی و سه پل , خشک شدن دریاچه ارومیه , نیروی انتظامی , مردم تبریز و ارومیه , تبریز , ارومیه , دریاچه ارومیه , تلویزیون , سریال ستایش , دیالوگ , کارگردان ستایش , مدیر صدا و سیما , صدا و سیما , ضرغامی , ساختمان پزشکان , نابرده رنج , رضا عطاران , ماه رمضان , کمدی عطارانی , علی صادقی , احمد پور مخبر , حلیمه سعیدی , ورود آقایان ممنوع , هوشنگ نصیر زاده , آفساید , تریبون , عادل , مجتبی جباری , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,


سلام دوستان! نمیدونم کنکور دادید یا نه! اگه هنوز کنکور ندادید این پست براتون مفیده و اگه دادید براتون جالبه! پس حتما بخونید!
من امسال کنکور داشتم. البته من تنها نبودم و حدود یه میلیون نفر منو همراهی میکردن! میخوام الان براتون از کنکور دادن چهار نفر یعنی خودم ، منصور ، استاد احمد و شرلوک هولمز بگم!
ما چهار نفر با شروع سال تحصیلی وارد رقابت شدیم. البته منصور جر زنی کرد و از وسطای تابستون با گام اول گزینه دو شروع کرد. منصور تا سوم دبیرستان دولتی درس خونده بود ولی برای پیش دانشگاهی مدرسه شو عوض کرد و به مدرسه ای رفت که استاد احمد از دوم دبیرستان اونجا درس میخوند. البته هم دیگه رو نمیشناختن! من و احمد اول دبیرستان با هم بودیم. یه روز وسطای زمستون تو کتابخونه درس میخوندم که یهو بعد از سه سال احمدو دیدم. رفتیم بیرون یه گشتی با هم زدیم و همونجا به منصور معرفیش کردم. بگذریم. منصور به این مدرسه یه میلیون تومن پول داد و کلیم کتاب خرید تا جدی بشینه بخونه. من تا سوم دبیرستان غیر انتفاعی درس خونده بودم اما پیش دانشگاهیو رفتم مدرسه دولتی!! افت تحصیلی ای که از اول دبیرستان شروع کرده بودم شیب نزولی تری پیدا کرد و کلا درسو گذاشتم کنار! تو کلاس 15 نفر بیشتر نبودیم. همه بچه ها هم اهل حال! فقط کیف میکردیم. یعنی میرفتیم مدرسه که بخندیم! روزی سه تا زنگ یه ساعته هم بیشتر نداشتیم و شنبه ها و پنج شنبه ها هم تعطیل بودیم! معلما هم کلا پایه بودن با ما چرت و پرت بگن که وقت بگذره! هر روز بعد از مدرسه میرفتیم گیم نت فوتتبال بازی میکردیم!دو ماه به همین منوال گذشت. منصور و احمد آزمونای قلمچی شرکت میکردن ولی من نه! کم کم دیدم نمیشه همینجوری الکی گذروند. بالاخره میخواستم برم دانشگاه. رفتم حدود 200 تومن کتاب تست واسه کنکور گرفتم ولی دیدم خوندنم نمیاد! منصور گفت بیا کتابخونه درس بخون. رفتم کتابخونه دو روز اول خوندم بعدش که کم کم با بچه های اونجا رفیق شدم اونارم از درس انداختم و بردمشون تو حاشیه! میبردمشون فوتبال بازی کنیم یا میرفتیم پارک و این داستانا! خلاصه عید شد و من هیچی نخوندم! منصور و احمد خیلی به خودشون فشار میاوردن! من با خودم قرار گذاشتم تو عید بخونم! ناگفته نماند که با بچه های کلاس هماهنگ کردیم از 15 اسفند نرفتیم مدرسه! عید هم تموم شد و من درس نخوندم! ولی استرس نداشتم که مثلا از بقیه عقب موندم و این حرفا. بریم سراغ شرلوک که رشته ش بر خلاف ما سه تا که ریاضی بودیم تجربی بود و در یه شهر خارج از تهران زندگی میکنه. به خاطر دور بودن فاصله از وضع درس خوندنش خبر ندارم ولی میدونم که از من بهتر بود. من کلا شب امتحانیم! خلاصه میرسیم به روز قبل از کنکور. من تو این روز تازه میخواستم شروع کنم درس بخونم اما همه معلما از اول راهنمایی میگفتن دیگه تا روز قبل کنکور هرچی خوندین بذارین کنار. اگه بخونین بقیه چیزام یادتون میره و استرس میگیرید و این حرفا. منم به همین خاطر اصلا لای کتابامو باز نکردم! بعد از ظهرش قرار شد با منصور و احمد بریم بیرون یکم بگردیم و بخندیم بلکه یکم ذهنمون استراحت کنه! قرار شد اصلا از درس حرف نزنیم که استرس نگیریم! ولی مگه میشه من به احمد کرم نریزم؟ یکم که راه رفتیم من شروع کردم از احمد سوال فیزیک پرسیدن! اونم رفت تو فکر که مثلا فرمولا یادش بیاد! اصلا ذهنش خراب شد! وسطای کار شروین که یکی دیگه از دوستای مشترک من و منصوره بهمون اضافه شد. شروین از اول راهنمایی با من بود تا سوم دبیرستان. اونم سال آخرشو رفت مدرسه منصور اینا! من میدونستم شروین شدید استرسیه شروع کردم استرس وارد کردن! گفتم شروین چیزی خوندی؟ من که اصلا نتونستم بخونم! میترسم! شروین قبول نمیشما! گفتن امسال قراره کنکورو سخت بگیرن! کم کم حال شروینم خراب شد و رفت خونه شون درس بخونه! ما هم رفتیم خونه مون و صبح رفتیم سر جلسه! بیرون حوزه من تازه رفیقای قدیمی رو دیدم و احوال پرسی و این داستانا. بعد گروه گروه شدیم رفتیم به بقیه استرس وارد کنیم! تا اینکه فلاس عزیز اومد و من دست از کار کشیدم و رفتم پیش اون و شروع کردیم حرف زدن. در های حوزه باز شد و رفتیم تو. صندلیا رو پیدا کردیم و نشستیم. من با دوتا از رفیقام افتادیم تو یه کلاس. قبل از شروع شدن آزمون یکم جوک گفتیم و خندیدیم! سوالای عمومی رو که پخش کردن من به مراقب گفتم پس کی کیک و ساندیس میارن؟!! دیدم جمعیت برگشته داره چپ چپ نگاه میکنه! سکوتو رعایت کردم و شروع کردم جواب دادن به تستا! چون کلا امیدی نداشتم و برای آزاد برنامه ریزی کرده بودم بدون هیچ استرس و حاشیه ای قشنگ رو سوالا فکر کردم و جواب دادم و اصلا وقت کم نیاوردم. به بقیه که نگاه میکردم یه سری سرشونو گذاشته بودن رو سوالا، یه سری پوست لبشونو میخوردن یه سری ناخوناشونو! من با خیال راحت جواب دادم و جالب بود که حتی یه سوال ریاضی هم حل کردم! به هر حال از من بعید بود! خلاصه تموم شد و اومدیم بیرون و رفتیم خونه. هم من راضی بودم هم منصور. ناگفته نماند وقتی داشتم جواب میدادم افسوس خوردم که چرا نخوندم. چون سوالا آسون بود و من فقط فرمول یا نکته یادم نبود. من تست زدنم خوبه ولی تشریحی نمیتونم جواب بدم. یه جوری تو تست خوش شانسم! به شرلوک اس ام اس دادم که آزمون چطور بود؟ گفت آزمون ما فرداس. من دیدم فقط آزمون انسانی و زبان فرداس. بعد ها فهمیدم این اصلا آزمون تجربی شرکت نکرده! فقط زبان شرکت کرده! به علت اطلاع رسانی و سطح فرهنگ بسیار پایین در شهر مذکور، شرلوک اصلا نمیدونست دانشگاه آزاد چیه! من و فلاس با هم مهندسی نرم افزار واحد پرند رو برا آزاد انتخاب کرده بودیم. منصور که اصلا آزاد شرکت نکرده بود و احمد هم خیلی خودشو دست بالا گرفته بود و مهندسی مکانیک دانشگاه علوم و تحقیقات انتخاب کرده بود! فاصله بین آزمون سراسری و آزاد یه هفته بود. تو این یه هفته من سه تا از آزمونای آزاد سال های اخیرو حل کردم و صبح امتحان با فلاس رفتیم سر جلسه. من که توی سراسری به عنوان کم استرس ترین و بی خیال ترین داوطلب انتخاب شده بودم سر آزاد استرس گرفتم! به خاطر درس نبودا! رفتم گوشیمو دم در تحویل دادم یارو یه فیش بهم داد. رفتم صندلیمو پیدا کردم نشستم. گفتم بذار محتویات جیبمو خالی کنم. دیدم اون فیش نیست! یه دفعه یخ کردم! عرق سرد رو صورتم  پر شده بود. دویدم رفتم بیرون پیش یارو. گفتم همین الان گوشیمو تحویل دادم فیشمو گم کردم. یکی دیگه بهم بده. نداد. گفت برو آزمونتو بده بعدش بیا مذاکره کنیم! رفتم سر جلسه ولی دلم پیش گوشیم بود. اگه یکی فیشو پیدا میکرد راحت سالارو برده بود یه آبم روش! عمومی رو حل کردم و منتظر اختصاصی موندم. ساعت 9 اختصاصی رو دادن من نه و ربع اومدم بیرون و خلاصه گوشی رو گرفتم. اما حالا میرسیم به قسمت جذاب کار! اعلام نتایج! اول آزاد! من و فلاس تو همون رشته قبول شدیم! درصدای من: ادبیات: 45 عربی: 33 زبان خارجی: 74 دینی: 53 ریاضی: 10 فیزیک: 8 شیمی: 22 !! واقعا برای خودم جالب بود! احمد هم اون رشته قبول نشد! اگه بخواد دانشگاه آزاد بره باید تشریف ببره ساوه!!!!!!
اما سراسری! منصور رتبه ش شد 7500 و انصافا خوب نتیجه گرفت. من شدم 38000 و مجاز به انتخاب رشته شدم ولی فلاس بالای 50000 شد و مجاز نشد. اما نکته جالب کار! احمد که این همه درس خوند و خودشو سرویس کرد فقط 8000 تا از من که تمام طول سال تفریح کرده بودم بهتر شد و رتبه ش شد 30000!!!
انتخاب رشته ها که انجام شد و جوابش اومد من مهندسی نرم افزار واحد پیام نور پرند قبول شدم! دقیقا همون رشته ای که آزاد زده بودم! احمد سمنان قبول شد!!! ولی منصور واقعا بد شانسی آورد و مهندسی مکانیک قبول شد. شاید بگین خوبه. آره خوبه ولی نه وقتی مجبور باشی قم درس بخونی!! بد ترین شهر ایران! یعنی من حاضر نیستم دو ساعت تو قم زندگی کنم اون وقت منصور بیچاره باید 4 سال اونجا مکانیک بخونه! چه خجالتی!! آدم دو سال تو همین تهران شاگرد مکانیکی وایسه راحت تره تا تو قم مکانیک بخونه! تازه خودتم بعد دو سه سال میتونی مکانیکی بزنی! و اما میرسیم به شرلوک که واقعا حرفه ای انتخاب رشته کرد و زبان ژاپنی دانشگاه تهرون ( همون 50 تومنیه) قبول شد و از شهر مذکور به تمدن اومد و جای منصورو در شهر مذکور باز کرد! میبینید؟ وضع من از بقیه دوستان با فاصله خیلی بهتره!
اما توصیه هایی برای اونایی که امسال کنکور دارن: الکی خود زنی نکنید ، دوستاتون از شما زود تر شروع کردن یا دیر تر اصلا مهم نیست شما کار خودتون بکنید، اگه میتونید کتابخونه نرید چون حواس آدم پرت میشه، اگه بتونید تو خونه درستونو بخونید خیلی بهتره، روز قبل کنکور درس نخونید، خودتون با هیچ کس مقایسه نکنید، شما از همه بهترید و نتیجه هم میگیرید، به خودتون ایمان داشته باشید، توی انتخاب رشته هاتون قم نزنید!، ادبیات خوب بخونید چون ضریب 4 داره، خنده رو فراموش نکنید، سعی کنید از هر لحظه از زندگیتون لذت ببرید تا از استرستون کم شه و توصیه آخر: قبل از اعلام نتایج جلوی فامیل و آشنا قمپز در نکنید که من تهران قبولم و این حرفا چون اگه حرفشو بزنید ولی اتفاق نیفته ضربه روحی خیلی بدی میخورید
با جمله یکی از مشاورامون تو سال سوم دبیرستان پستمو تموم میکنم:
زندگی هر آدم مثل یه شهر بزرگه مثل تهران که از محله های خیلی زیادی تشکیل شده. هر محله یه قسمتی از زندگی ماست، درس خوندن یه محله کوچیک از شهر زندگیه. یه محله مثل شهرک ما. خودتونو تو یه محله کوچیک حبس نکنید. خودتونو تو عالم درس محدود نکنید. محله های خیلی زیادی تو زندگی شما مونده که هنوز کشفش نکردین......

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : کنکور , کنکور 90 , نتایج کنکور , منصور , سندمن , شرلوک , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , دانشگاه , دانشگاه آزاد , دانشگاه پیام نور , پرند , قم , سمنان , ساوه , گیم نت , فوتبال , کتابخونه , تست , پشت کنکوری ها , ریاضی , تجربی , انسانی , ادبیات , دینی , زبان , فیزیک , عربی , شیمی , گوشی , فیش , دبیرستان , آزمون قلمچی , گزینه 2 , گام اول , پارک , مهندسی کامپیوتر , مهندسی مکانیک , زبان ژاپنی , دانشگاه تهران , اطلاعتی درباره دانشگاه ها , چگونه برای کنکور درس بخونیم؟ , چگونه از استرس کنکور کم کنیم؟ , استرس , استرس کنکور , دانشگاه علوم و تحقیقات , sandman , the sandman ,
دسته بندی :

مهران مدیری: قهوه تلخ دیگر پخش نمیشود

بله درست شنیدید. مهران مدیری خودش اعلام کرده دیگه قهوه تلخ پخش و توزیع نمیشه. مصاحبه اختصاصی مهران مدیری با کافه جوان رو بخونید خودتون متوجه میشید.
کافه جوان: سلام آقای مدیری. اوضاع چطوره؟
مدیری: داغون آقا! داغون....!
کافه جوان: چرا؟ میشه توضیح بدین؟
مدیری: بله. ببینید ما تا مجموعه بیست و پنج رو درست کردیم و دادیم دست مردم. هیچ مشکلی هم وجود نداشت. هرچند صدا و سیما خیلی سعی کرد تو کار ما بذاره ولی با اون سریالای سخیفش موفق نشد. قسمت بیست و پنج خورد به شروع ماه رمضان و ما به خاطر ماه مبارک قرار شد سریال رو بیرون ندیم و بلافاصله بعد از اتمام رمضان دوباره سریالو روانه بازار کنیم اما متاسقانه آقایونی که به فکر منافع خودشونن و میدیدن از قهوه تلخ چیزی گیرشون نمیاد به ما اجازه ساخت ادامه سریال رو ندادن.
کافه جوان: میشه بگید کیا بودن؟ مردم دوست دارن بدونن
مدیری: من هم دوس دارم مردم بدونن چه کسانی بودن ولی میدونم مردم دوس ندارن من دچار مشکل بشم پس اسم نمیارم
کافه جوان: بله حتما! ما هم دوست نداریم دچار مشکل بشید. پس ما دیگه ادامه سریال رو نمیبینیم؟
مدیری: متاسفانه خیر
کافه جوان: خیلی حیف شد. پس ما دلمونو به چی خوش کنیم؟ تلویزیون که کلا خیلی باحاله! شبکه سه مثلا شبکه جوانه. جوونا چی دوس دارن؟ فوتبال! آقایون صدا و سیما فوتبال تیم ملی کشورمونو که هفتاد هزار نفرو کشونده استادیوم از شبکه دو پخش میکنه به خاطر این که با سریال وزین و بسیار زیبا و حال به هم زن ستایش هم زمان شده! از گزارش بسیار جذاب و دلفریب امید گلمکانی میگذرم! واقعا جالبه! میرن کلی پول میدن به ترکیه این سریال کلید اسرارو میخرن ولی پول نمیدن حق پخش بازی ایران با قطرو بخرن! ما باید گزارش پس زمینه عربی رو هم تحمل کنیم.  خرید لیگای اروپایی که پیشکش! یه آرم گنده اون بالای صفحه میچسبونن که آرم کانال مادر مخفی شه! وقتایی هم که زیر نویس میزنه یهو تصویرو همچین میکشن که قد مسی میشه دو متر!! صدای ورزشگاها هم که بستس و گزارشگر باید بازی رو صامت گزارش کنه! اصلا هیچ حسی نداره. انقدر دلم برای هیاهو و سرود های اولد ترافورد تنگ شده.... انقد دلم برای هو کردن های آنفیلد تنگ شده..... صدای سکوت دقیقه هفت تو سانتیاگو برنابئو..... صدای عرعر کاتالان ها تو نیوکمپ.... صدای فحش های نژاد پرستانه یوونتوسی ها...... ای صداها! یادتون بخیر!
مدیری: راس میگی. این جام جهانی 2010 رو که خریدن یادته اون جاودانی چقدر منت سر مردم گذاشت؟ (مسئولان محترم ما زحمت کشیدن و حق پخش این بازیها رو برای شما خریداری کردن که یه کلاس آموزشی هم باشه) این جمله رو هزار بار گفت
کافه جوان: آره یادمه. به قول قادر! نرود میخ آهنی در سنگ! پس کی میخوان این شبکه کذایی ورزشو راه بندازن؟
مدیری: وقتی دندوناشون مثل مال من سفید شه!!
کافه جوان: میگم مهران جون! ما که دیگه قهوه تلخو نمیبینیم. آخرشو واسمون تعریف میکنی؟
مدیری: نه. هیجانش از بین میره!
کافه جوان: من فکر کنم شما دکتری ولی مطب نداری!!
مدیری: حالا که لو رفتم قول میدم سری بعدی که اومدم دفتر وبلاگتون واسه مصاحبه آخرشو لو میدم که تو کف نمونید!
کافه جوان: دمت گرم! جبران میکنم
مدیری: چجوری؟
کافه جوان: اینجوری! با من برقصون......
مدیری: نخون ! نخون! شعرش مشکل داره الان میان سراغتون
کافه جوان: با تشکر از مهران عزیز به خاطر تشکر به جایی که داد و با تشکر از شما به خاطر این که وقت گذاشتید و مصاحبه خیالی من با مهران مدیری رو خوندید!
با یه بیت پستمو تموم میکنم:
ما که رفتیم آسیا .......... از من نکن خدافظی!




برچسب ها : مهران مدیری , مصاحبه اختصاصی با مهران مدیری , مهران مدیری و سندمن , قهوه تلخ , قهوه تلخ دیگر پخش نمیشود , ساخت قهوه تلخ متوقف شد , قهوه تلخ تمام شد , علت پخش نشدن قهوه تلخ , مهران مدیری کشته شد , تصادف مهران مدیری در جاده شمال , مهران مدیری دستگیر شد , مهران مدیری در پارتی , فیلم مهران مدیری لو رفت , عکس های لو رفته از مهران مدیری در پارتی , رسوایی اخلاقی مهران مدیری , مجموعه بیست و پنج قهوه تلخ , صدا و سیما , ماه رمضان , تلویزیون , فوتبال , فوتبال تیم ملی , استادیوم , ستایش , ترکیه , کلید اسرار , امید گلمکانی , مسی , اولد ترافورد , آنفیلد , سانتیاگو برنابئو , نیوکمپ , فحش های نژاد پرستانه , یوونتوس , جام جهانی 2010 , جاودانی , قادر , عادل , فردوسی پور , فردوسی پور و سندمن , سندمن , وبلاگ کافه جوان , کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما ,
تو تاکسی نشسته بودم. وقتی به مقصد مورد نظر رسیدم به راننده گفتم : آقا دسستتون درد نکنه ، نگه دارین.
راننده: پیاده می شی؟
من: بله.
راننده: یه نفری؟
من بله.
راننده: بقیه ی پولتو بهت بدم؟
من: بله.
یهو راننده زد تو گوشم گفت: خاک تو سرت! این همه موقعیت پ ن پ برات درست کردم استفاده نکردی!!!!
بگذریم. رفتم سی دی فروشی. گفتم سی دی بوووووووووق (!) رو دارین؟ گفت وایسا برات رایت کنم. من هم گفتم ها؟! صندلی اینجاست من وایسم؟ نشستم و منتظر وایسادم. یعنی منتظر نشستم. در همین حین که داشتم در دریای تخیل شنا می کردم ناگهان یه خانوم خیلی چادری (خیلی وحشتناک چادری - مثل نینجا!) اومد تو. فروشنده گفت: سلام. چی می خواین؟
(لطفا برای خوندن این مکالمه صدای زن را 10 برابر کلفت تر از صدای مرد قرار دهید!)
زن: یه بازی کامپیوتری می خواستم مال بچه ی 7-8 ساله م.
فروشنده: چه بازی ای؟
زن: بازی خووووووووب!!!! بازی ایرانی دارین؟ بازی خیلی خوب که چیز میز نداشته باشه. بازی خوووووب!
فروشنده: گرفتم چی می گین. (فروشنده در این لحظه به تفکر عمیق فرو می رود و با توجه به تمامی جوانب کار سعی در آنالیز مفتوشانه ی مربوط به محجوبه (!) می کند) از اینا که شما بخواین من فقط می تونم بازی فوتبال و نید فور اسپید رو بهتون پیش نهاد کنم. نید فور اسپید یه جور بازی ماشینه.
زن: خوبه همون فوتبال و ماشینو بدین.
من این جا به طور ناخودآگاه کنترل خود را از دست داده و نتوانستم به ول دادن جمله ای که روی ذهنم مانور می داد غلبه کنم. با حالتی شبیه فریاد گفتم: من نید فور اسپید هم پیش نهاد نمی کنم!
زن که خیلی بهش برخورده بود می خواست بگیره منو بزنه! فکر کردم واقعا با یه نینجا طرفم! نگاه غضبناکی به من کرد و طوری چشمانش را به سمت فروشنده انداخت و گفت فقط همون فوتبالو بده و دهانش باز بود طوری که انگار می خواهد بگوید: وای به حالت اگه فوتبالی که می دی با شورت و پیرهن آستین کوتاه آرنج نما(!) بازی کنن!
بعد بازی رو گرفت و با خوشحالی (قیافه ش که معلوم نبود از کجا فهمیدم با خوشحالی؟) مغازه رو ترک کرد و من نیز سی دی بووووق رو گرفتم و به سمت هدفی نامعلوم حرکت کردم.


برچسب ها : شرلوک , هولمز , سی دی , سی دی خوب , کجاز , چادری , خیلی چادری , بسیجی , بازی , بازی مجاز , رده ی سنی , بزرگسال , مذهبی , نید فور اسپید , فوتبال , پی ای اس , فیفا , دست نوشته های هولمز , مسخره , پ ن پ ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه اجتماعی ,

ستاد منشور سازمان لیگ بلافاصله پس از بازی استقلال مقابل فولاد خوزستان واکنش تندی به نحوه آرایش موهای میلاد میداودی نشان داد و حتی منصور پورحیدری را محکوم به بی‌توجهی کرد. این واکنش باعث شد سرپرست تیم استقلال به سرعت با میداودی تماس بگیرد و از او بخواهد موهایش را صاف و یکدست کند تا ستاد منشوری او را جریمه نکند. قوانینی که در سازمان لیگ نوشته شده، به بازیکنان اجازه نمی‌دهد هر طوری که می‌خواهند موهای خود را آرایش کنند اما سوال این است که چرا بلافاصله پس از بازی استقلال مقابل فولاد نسبت به نوع آرایش موهای میداودی واکنش نشان داده می‌شود اما ایوان پتروویچ بازیکن شاهین بوشهر مورد انتقاد قرار نمی‌گیرد؟ چه تفاوتی میان بازیکنان داخلی و خارجی است؟ آیا صرف اینکه پتروویچ بازیکن خارجی است می‌تواند موهای خود را هر طور که می‌خواهد آرایش کند؟ شاید طرحی که میلاد برای موهای سرش انتخاب کرده کمی غلظتش بیشتر از طرح موهای پتروویچ باشد اما در هر دو صورت تخلف، تخلف است و اگر نسبت به نوع آرایش میداودی ایراد گرفته می‌شود باید نسبت به موهای پتروویچ هم حساس بود. به نظر می‌رسد سازمان لیگ و مسوولان ستاد منشوری نسبت به بازیکنان خارجی قدری لطیف‌تر برخورد می‌کنند و به آنها آسان می‌گیرند.
از این نمونه‌های خارجی در فوتبال ایران کم نبوده. در بازی پرسپولیس مقابل نفت آبادان دیده شد که فونیکه سی با چه آرایشی وارد ورزشگاه آزادی شد. از این دست بازیکنان باز هم در فوتبال ایران داریم. پیمنتا هم ازجمله خارجی‌هایی است که هر طور می‌خواهد موهایش را کوتاه می‌کند. از یاد نبرید که ادینیوی برزیلی نیز فصل قبل به شکل عجیبی دور موهایش را خالی می‌کرد و باقیمانده موهای خود را با کش می‌بست. الونگ الونگ کامرونی هم یکی دیگر از خارجی‌هایی است که هیچ توجهی به قوانین جاری در فوتبال ایران نکرد. پیش‌تر نیز کوئیکه بازیکنی که در استقلال بازی می‌کرد و بعدها به اینتراخت فرانکفورت رفت از شیوه خاصی برای آرایش موهای خود استفاده می‌کرد اما هیچگاه این بازیکنان مورد غضب ستاد منشوری قرار نگرفتند. رفتار دوگانه ستاد منشوری با بازیکنان، ابهام‌های فراوانی را برای فوتبالدوستان ایجاد کرده است. حال این پرسش ضروری است؛ اساسا ستاد منشوری از طرح چنین ایرادی چه هدفی داشته است؟ حفظ فرهنگ اصیل ایرانی؟ اگر اینطور است پس مدیران باشگاه‌های ما برای حفظ فرهنگ اصیل ایرانی که با اینگونه آرایش‌ها مخالف است نباید اجازه ورود چنین بازیکنانی را به فوتبال بگیرند و لااقل بازیکنانی را جذب کنند که از لحاظ شکل ظاهری به فوتبال ما شبیه باشند. اگر هدف از این کار حفظ ارزش‌ها است پس نباید در لیگ را به روی بازیکنان خارجی که شکل ظاهری‌شان به فرهنگ ما نمی‌خورد بازگذاشت. همین می‌شود که میلاد میداودی و امثالهم هوس می‌کنند موهای خود را اینگونه بتراشند. شاید میلاد هم در خلوت خود به این موضوع فکر کرده که اگر نوع آرایش بازیکنانی مثل فونیکه سی، پتروویچ، پیمنتا یا الونگ الونگ ایراد داشت قطعا سازمان لیگ با آنها برخورد می‌کرد اما چون برخوردی نشده، او هم موهایش را تغییر داده است. شاید هم سازمان لیگ اساسا دیواری کوتاه‌تر از بازیکنان ایرانی پیدا نمی‌کند و برای اجرای قوانین جاری که خود مبتکر آن بوده، فقط میداودی و دیگر بازیکنان ایرانی را هدف قرار می‌دهد!

لازم به ذکر است اگر از زاویه ای دیگر به قضیه نگاه کنید منشور به معنای آفتابه نیز می باشد!

-----------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: ببخشید که این پست خیلی جدی شد. به خاطر این بود که خیلی ناراحت بودم. ایشالا همیشه جشن و شادی باشه و شما هم بهتون خوش بگذره!




برچسب ها : سازمان لیگ , فدراسیون فوتبال , فوتبال , بازیکنان داخلی , بازیکنان خارجی , میلاد میداودی , آرایش میداودی , پتروویچ , مسوولان ستاد منشور اخلاقی , استقلال , فولاد , پرسپولیس , نفت آبادان , فونیکه سی , ورزشگاه آزادی , پیمنتا , ادینیوی برزیلی , الونگ الونگ , کوئیکه , اینتراخت فرانکفورت , حفظ فرهنگ اصیل ایرانی , مدل موی میداودی , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
وقتی بعد از نهار غذا رو که خوردم تموم کردم قاشق رو به سمت چپ بشقاب هدایت می کنم. اینجوری:



شاید به این خاطر که اگه در چند ساعت آینده مرتکب قتل شدم و قضیه بیخ پیدا کرد و پلیس اومد این جا واسه ی تحقیقات ببینه من چپ دست بودم و قاتل اصلی من نبودم و این حرفا. این کار حتما کم ارزش تر از این نیست که اگه به ما اعلام کنن که 5 دقیقه ی دیگه خواهیم مرد همه به سراغ کامپیوتر و گوشی خودمون بریم و کل حافظه رو از بیخ فرمت کنیم و هارد رو سر به نیست کنیم و کلک پیامک ها و مخاطبین رو بکنیم و اگر وقتی باقی موند هیستوری مرورگر رو پاک کنیم.
بگذریم. ما چه می دونیم ساشوتیسم چیه؟ (اگه خودم کلمه رو هم درست ادا کرده باشم) اما یه چیزی تو این حدوده:
دیشب نشسته بودم جلوی تلوزیون داشتم فوتبال می دیدم.

مامانم اومد گفت داری فوتبال نگاه می کنی؟
گفتم: بله دارم فوتبال نگاه می کنم! (ستاد مبارزه با فتنه ی پ ن پ!)
اون موقع که تمام مملکت غرق در گل های استقلال بودن پسر عمه سجاد sms داد. من که تمام فکرو ذکرم رو فوتبال بود و اینا دیدم نوشته "تو بازی سایلنت هیل تو مرحله ی زندان آبی گیر کردم. همه ی در هارو باز کردم دهنم سرویس شد هزار تا در داره"
به این می گن ساشوتیسم! یعنی یه جورایی ضد حال. که آدم داره تمام فکرو ذهنشو می زاره رو یه چیزی یهویی یه چیزی مثل *** بیاد وسط! بعد که بازم تو حال و هوای فوتبال ودم دیدم بابام زنگ زد
من: الو سلام بابا
بابام: (هنوز سلام من تموم نشده) درود بر مقاوم مردم فلسطین زنده باد استکبار ستیزی مرگ بر آمریکا ... مرگ بر اسرائیل ... !!!
انقدر دادو فریاد کرد (انجام داد!) که الان یه 28 ساعته از نعمت گوش محرومم! فردا راهپیماییه از الان داره شعار می ده! این هم می شه ساشوتیسم!
حالا فردا تو موقع راهپیمایی پسر عمه جان sms فروفرستاده اند: "تو بازی سایلنت هیل کد 0302 رو کجا وارد کنم؟"
بابا من چه بدونم بگرد تو یه سوراخ وارد کن دیگه!
بعد که خواب بودم یه نفر زنگ زد. من هول هولکی هنوز تو خواب و بیدارم می گم الو
یارو با آب و تاب: الو من از صبح تا الان 8 بار بهت زنگ زدم چرا گوشیو ورنمی داری؟ خواب بودی؟
من با اضطراب و تحیر: چی شده؟ اتفاقی افتاده؟ نظام سرنگون شده؟ کی تو دهن این ملت زده؟ چی شده؟
یارو که الان فهمیدم پسر عمه مه: سایلنت هیل کد رو وارد کردم رفتم تو!
من: خوب! سایلنت هیل سقوط کرد؟ چی شد؟
یارو: نه مرحله رو تموم کردم!
من: **** ** ***** ** ****! منو از خواب بیدار کرده اینو بهم بگه! عجـــب!
یارو: این کدی که اینجا وارد کردم تو مرحله ی بعدی هم به درد می خورد؟
سوالش مثل این بود که یگی چون دعای ابوحمزه ی ثمالی رو ابوحمزه ی ثمالی نوشته پس نتیجه می گیریم دعای سحر رو شخصی به نام سحر نوشته!
انقدر از خودمون رد عجیب بر جای می گذاریم که گرفتار ساشوتیسم شدیم!
چه بسا هنوزم تو این مملکت افرادی هستند که فکر می کنند آمنه بهرامی یارو رو بخشیده! 


برچسب ها : فراشاسوتری , شاسوتیسم , sms , پسر عمه , شرلاک , شرلوک , شرلوک هولمز , هولمز , دست نوشته های هولمز , هارد , قاشق , فرمت , هیستوری , راهپیمایی , روز قدس , مرگ بر آمریکا , فوتبال , آمنه بهرامی ,
دسته بندی : کافه طنز ,


سلام بر شما دوستان کافه ای
باز هم با یکی دیگه از برنامه های فوتبال برتر در خدمت شما هستیم. من پیمان یوسفی هستم. امشب در خدمت دو نفر از کارشناسان فوتبال کشورمون هستیم.میهمان اولمون جناب آقای سندمن که شهرتشون در تمام جهان پیچیده و به قول خودشون هر جای تهرون بگی سندمن میارنت در خونه ایشون!! تشویقشون بفرمایید. و کارشناس دوممون خانوم مجتبی تقوی!!!! ایشون هم اینجا هستن تا در قرعه کشی به ما کمک کنن! خوب جناب سندمن بفرمایید بازی بسیار زیبا و پرگل اسقلال مقابل فولاد رو چطور دیدید؟

سندمن- باعرض سلام و احترام به بینندگان برنامه ، خوانندگان کافه و حضار محترم استودیو. باید خدمت شما عرض کنم که به اعتقاد من استقلال واقعا عالی بازی کرد. البته بازی عالی در نظر من شاید با نظر شما متفاوت باشه. فوتبال زیبا به نظر من یعنی تیم شما متوسط یا ختی ضعیف بازی کنه ولی شما به علت داشتن یکی دوتا ستاره و با چاشنی شانس برنده شید! این برد هواداران رو خوشحال میکنه. درسته که همه بازی های هجومی رو دوس دارن ولی شما همیشه با هجوم موفق نمیشید. مثل همین آرسنال خودمون. آرسن ونگر میگه تیم ما زیبا بازی میکنه ولی چرت میگه! بازی زیبا رو فرگوسن میکنه که جلوی همین ونگر هفت تا دفاع مبذاره تو ترکیب و دو هیچ میبره! هرچقدر ذوب آهن زیبا بازی کرد قهرمان نشد.قهرمانی مال تیمیه که بدونه برا چی اومده تو زمین. مربی هایی هستن که واسه سه امتیاز آدم میکشن. نمیخوام اسم بیارم ولی مورینیو!تیماشم اکثرا فهرمان میشن فقط بد شناسیش اینه که بد موقعی خورده به بارسلون. خوب از بحث منحرف نشیم استقلال امسال بهترین تیمو تو کل تیمای لیگ داره و با هزینه ای که کرده حقشه که ببره.به نظر من بهترین خرید های استقلال رحمتی و آندو بودن و بهترین بازیکن فرهاد مجیدی. شما اگه دقت کنین میبینین که به غیر از گلی که برهانی به سپاهان زد روی تمام گل ها فرهاد مجیدی نقش داشته اون داره تو سن 35 سالگی به همه ی مهاجمای جوون یاد میده چجوری باید گل زد ، به همه کاپیتانا ید میده چجوری باید تیمو رهبری کرد ، به امثال مجتبی جباری تعصب به پیراهن باشگاه رو یاد میده و به ما چگونه سالم زندگی کردن رو.نمیدونم شما هم مشاهده کردید یا نه که برخی دوتستان پرسپولیسی مون کرکری میخوندن که : آآآآِِِِیییییی ما علی کریمی رو گرفتیم ، تو دربی آستین استقلال پاره س و ما قهرمانیم و از این دست حرفا!!! آدم خندش میگیره!تازه علی کریمی یکی دو سال از فرهاد کوچیکتره و اینجوری گند زده. البته همه که گیگز و فن در سار نمیشن که تا سر پیری رو اوج باشن من به شما قول میدم مسی تا سه چهار سال دیگه از بین میره ولی اگه گیگزو ول کنی تا پنجاه سالگی همینجوری بازی میکنه. راز کار گیگز در استفاده بهینه از زن داداششو چند تا مدل ولزی و مجری تلویزیون و .... ای وای ببخشید ! راز کار گیگز در سالم زندگی کردنشه و تمرین مداوم. من فقط از 2 بابت نگرانم. یکی این که سمیر نصری هم رفت سیتی! اصلا دوست ندارم دربی شهر منچستر فرا برسه! دوس دارم سیتی تو اروپا به بارسلون بخوره و این دو تا بزنن هم دیگه رو جر بدن! تا ما بریم و قهرمان شیم! نگرانی دوم من اینه که استقلال زیادی به فرهاد مجیدی متکی شده و البته حق هم داره ولی اگه فرهاد مصدوم شه میخوام دنیا نباشه. درباره بازگشت میلاد میداوودی باید بگم که بازگشت درخشانی داشت و حیف که اون کاشته گل نشد. امیدوارم استقلال در تمامی بازی های خودش مثل این بازی ظاهر بشه و همه رو ببره و قهرمان آسیا بشه و اون 3 تا ستاره بره تو آستین طرفدارای پیروزی!!!!!!!!!!!!!!!!! عرایض بنده تموم شد

یوسفی- خب دوست جناب سندمن آقای شرلوک هولمز روی خط تلفن اومدن . بفرمایید آقای هولمز

هولمز- با سلام خدمت شما و مردم عزیز کشورمون بدون مقدمه میرم سراغ کارشناسی!

این بازی نقطه ی اوجی تو روند نتیجه گیری تیم استقلال محسوب می شه. شاید این امتیازات سخت اوایل فصل تو قهرمانی تیم نقش مهمی رو ایفا کنه. به چند دلیل:
1- چند بازی سخت داشتیم و داریم مثل خارج خونه با سپاهان ، تراکتور ، مس و فولاد و همچنین دربی
2- بازیکنای زیادی یا محرومن یا مصدوم که البته کم کم دارن می رسن
3- به علت حضور بازیکنای جدید ، هماهنگی در ابتدای فصل غیر ممکنه
خب می بینین که با این وجود تونستیم از 5 بازی 13 امتیاز بگیریم و عزم خودمون رو جمع کنیم برای قهرمانی.  باور کنین اگه به من می گفتن تا هفته ی پنجم چند امتیاز دارین می گفتم آرزوم اینه که 7-8 امتیاز داشته باشیم.
اما می پردازیم به این بازی. ابتدا بازیکنان. من هنوزم با این حمودی تو سمت راست دفاع مشکل دارم. تو حمله که اصلا خوب نیست و سانتراش واقعا در سطح علیرضا محمده. دفاع هم با وجود این که تقریبا خوب عمل می کنه اما اگه سوتی بده خوردن گل صد در صده. مثل گل مس کرمان به تیم ما. اما تو خط دفاع شاهد پدیده ای بودیم به نام حسینی! اون خیلی خوب پوشش داد و سانترای متعدد فولاد رو دفع کرد و یکی از ارکان اصلی این پیروزی خارج از خانه بود. نتیجه گیری کلی من تو قسمت دفاع این می شه که اگه پژمان منتظری مصدومیتش برطرف شه می تونه به جای دفاع وسط بره دفاع راست جای حمودی و حسینی هم همون جا تو دفاع وسط بمونه. پژمان پارسال تو اکثر بازی ها دفاع راست بازی کرد و حداقل از حمودی جون بهتر وظایف دفاعی رو انجام می ده. امیرآبادی هم امروز عالی بود.
اما یک بازیکن گرانقدر که اگه جا بیفته تو تیم ستاره ی بی چون و چرای تیم ما خواهد بود. جاسم کرار. بسیار خوب عمل می کنه و پاس هاش بی نظیره. تازه یکی دو هفته بود که ولید علی گرم شدم بود این اومد جای اونو گرفت. باید بازی های بیشتری از این دو ببینیم تا بتونیم درست تر قضاوت کنیم.
راجع به خط آتش تیم هم چیزی نمی گم . وقتی آرش برهانی رو نیمکت باشه نشان دهنده ی اینه که استقلال از لحاظ مهاجم در غنای کامل به سر می بره. میلاد چند دقیقه به بازی اومد و علاوه بر گلی که زد و پاسی که داد دو موقعیت دیگه هم داشت که متاسفانه یکیش به تیرک برخورد کرد. اسماعیل شریفات هم گل زدن رو این فصل آغاز کرده درست بر خلاف پارسال.
اما به نظر من این 3 امتیاز رو کسی به حساب تیم واریز نکرد جز سید مهدی رحمتی. اگر اون پنالتی رو نمی گرفت شک نکنین که نتیجه این نبود. متشکرم از وقتی که به من دادین خدا نگهدار!

یوسفی- خوب با تشکر از شما کارشناسان عزیز که حق مطلبو ادا کردین. به علت اینکه ما قرعه کشی نداریم دیگه وقتی به مجتبی تقوی عزیز نمیرسه! با تشکر از این که بیننده ما بودید. تا برنامه های بعد....

سندمن- از من نکن خدافظی!




برچسب ها : فوتبال , کارشناسی , سندمن , sandman , the sandman , هولمز , پیمان یوسفی , مجتبی تقوی , فرهاد مجیدی , مهدی رحمتی , میلاد میداوودی , گیگز , فن در سار , فرگوسن , استقلال ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,

سلام به شما

وبلاگ کافه جوان پس از مدت ها انتظار بالاخره شروع به کار کرد

ما در این وبلاگ با حضور نویسنده های فعال و حرفه ای ، موضوعات زیادی را تحت پوشش قرار می دهیم از جمله:

طنز ، داستان ، عکس ، فوتبال ، سینما ، موسیقی ، اجتماعی ، علمی و... که تمام این موضوعات در قالب کافه ای مانند کافه طنز و... به شما عرضه می شود

در صفحه نخست این وبلاگ یک پست ثابت قرار داده ایم که در آن جدیدترین اخبار وبلاگ و یا چیز های جالبی که بعدا می فهمید قرار داده ایم!

با این مقدمه مختصر شما را دعوت میکنم به خوانندگان ثابت کافه جوان بپیوندید و با نظرات خود ما را در جهت پیشرفت و بهتر شدن راهنمایی کنید

 

کافه چی




برچسب ها : کافه , کافه جوان , طنز , داستان , عکس , فوتبال , سینما , موسیقی , اجتماعی , علمی ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] (تعداد کل صفحات:2)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت