تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

با درود فراوان
از این پست میخوام استارت بزنم برای نقد فیلم هایی که دیدم. البته فقط فیلمو نقد نمیکنم. یه خلاصه ای از فیلم میگم و اگر لازم باشه کمی هم منبر میرم

 


فیلم مورد بحث نامش هست : پسر صدام (son of saddam)
این فیلم درباره گوشه ای از زندگی نکبت بار عدی صدام حسین ساخته شده. شخصیت اصلی داستان مردیه به نام لطیف. لطیف یکی از سربازای کرد تبار ارتش عراقه که در حال جنگ با ایران میان سراغش و میبرنش پیش عدی. اونجا معلوم میشه اینا تو مدرسه هم کلاسی بودن. لطیف از نظر ظاهری خیلی شبیه عدی بود. عدی ازش میخواد بیاد بدلش بشه تا خودش از خطراتی مثل ترور شدن حفظ بشه. لطیف اول قبول نمیکنه و میبرنش زندان ابو غریب، بعدم تهدید میکنن که خانوادشو میارن زندان. خلاصه این لطیف قبول میکنه و میره وارد خانواده صدام میشه. پزشکان چند تا جراحی کوچیک روی دماغش و اینا انجام میدن و لطیف کاملا شبیه عدی میشه. از اینجاس که ما مشاهده میکنیم خانواه صدام چقدر کثیف بودن و سردسته کثافت کاریاشون همین عدی بوده. لازم به ذکر است که این فیلم کاملا بر اساس مستندات تاریخیه. مشروب خوردن و استفاده از مواد مخدر که فقط به خودش ضرر میزد و اصلا اشکالی نداشت. ولی این پسر جنایت هایی انجام میداد که در وصف نمیگنجد. تو قصرش پر بود از دختر های رنگارنگ نوجوان. هر چند روز یه بار با ماشین میرفت تو خیابون و یکی دوتا دختر مدرسه ای رو از خانواده هاشون به زور جدا میکرد و میبرد قصر خودش. بعد از اینکه استفاده هاشو میکرد و دختره دلشو میزد خیلی شیک میکشتش و مینداختش تو بیابون. هر کسی که جلوی راهشو میگرفت به حدی شکنجه ش میکرد تا جنونش ارضا بشه و بعدم میکشتش. من خودم یکی از مواردشو قبلا خوندم و بهتون میگم. تیم ملی فوتبال عراق تو مسابقات آسیایی شرکت میکنه و حذف میشه و در مسابقه آخر شکست 4-0 متحمل میشه و به عراق بر میگرده. داستان رو یکی از بازیکنان تیم که موفق شده بود تنها گل عراق در بازی ها رو به ثمر برسونه نقل کرده. تیم با مینی بوس داشته به سمت بغداد میرفته که یهو توقف میکنه. یکی از مامور های عدی وارد میشه و بهشون میگه پسر رئیس جمهور میخواد شما رو ببینه. بازیکنا با خودشون میگن ما که حذف شدیم، برا چی میخواد ما رو ببینه؟ مینی بوس راه میفته و بازیکنا بعد از یه ساعت متوجه میشن دارن کجا میرن! زندان ابوغریب! عدی اونجا منتظرشون بود. بازیکنا حدود یک ماه اونجا زندانی بودن و هر کاری بگین رو اینا صورت گرفت. حتی عدی اینا رو مجبور میکرد به هم دیگه تجاوز کنن تا گناهاشون بخشیده شه یا اینکه مجبورشون میکرد ادرار و مدفوع هم دیگه رو بخورن. بعد از یه ماه هم همه شونو به خط کرد تیر بارونشون کرد. فقط اون یه بازیکن که گل زده بود رو از ناحیه نخاع فلج کرد تا بتونه داستان رو برای بقیه تعریف کنه. تو این فیلم یه سکانسی هست که یه نوار ویدئو برای لطیف میارن و میگن این از آرشیو شخصی عدی اومده و دستور داده تو نگاه کنی. یکی از صحنه های این نوار نشون میده یکی از همون بازیکنان فوتبال داره شلاق میخوره به صورتی که از یک پا آویزون شده. دقیقا بعد همین یه ورزشکار زن رو نشون میده که روی تخت برقی در حال شکنجه شدنه. اونی که برای لطیف داره توضیح میده میگه این ورزشکار تونست تو المپیک مسکو مدال نقره رو در دو میدانی بیاره و به خاطر این که طلا نیاورد این بلا سرش اومد. البته این فیلم ها واقعا از آرشیو شخصی عدی بود. این فیلم در واقع تلفیقی از مستند های واقعی و فیلم سازی در زمان حال هست. شما در طول فیلم بارها می بینید که فیلم سوییچ میکنه رو صحنه های قدیمی و واقعی. این سبک فیلم زیبایی خاص خودشو داره و میشه اونو با فیلم صورت زخمی ، شاهکار آل پاچینو مقایسه کرد. در اون فیلم هم آل پاچینو زندگی یکی از بزرگترین و خطرناک ترین قاچاقچی های مواد مخدر یعنی آل کاپون رو شبیه سازی کرده بود. البته با اسم تونی مونتانا. کیه که ندونه صورت زخمی اصلی همون آل کاپون بوده؟!
خشونت این فیلم بسیار بالاس و همچنین حاوی محتوای غیر اخلاقی هم هست پس توصیه میکنم اگر این فیلمو گیر آوردید به شدت از دیدن آن به همراه خانواده خودداری کنید. آخر فیلم رو براتون نمیگم که سرانجام لطیف و عدی چی شد. البته خودتون میدونید که سال 2003 و در جنگ آمریکا با عراق عدی کشته شد. اما نکته ای که من در طول فیلم بارها بهش فکر کردم جنگ ایران با عراق بود. بعضی از مخالفان میگن جوان های کشورمونو از دست دادیم. یا میگن جنگو خیلی طول دادیم یا هزاران بهانه دیگه میارن تا این جنگو بیهوده نشون بدن. ما هشت سال در برابر عراق جنگیدیم. کلی شهید دادیم. کلی مجروح و جانباز دادیم. چند سال از پیشرفت کردن باز ایستادیم. ولی به نظر من کار خوبی کردیم. اسم این جنگو گذاشتن 8 سال دفاع مقدس. ولی من به شما میگم این دفاع مقدس نبود. بلکه این جنگ مقدس بود. ما نباید بگیم در برابر عراق دفاع کردیم. در واقع باید با افتخار بگیم ما 8 سال با عراق جنگیدیم. نه با کشور عراق، بلکه با صدام جنگیدیم، با خانواده صدام جنگیدیم. جنگ با همچین کسایی باید برای ما ایرانی ها افتخار باشه. ما با این جنگ نشون دادیم هنوز هم مهد تمدنیم و هنوز هم ایرانی بهترین نژاد توی دنیاس. باور کنید اگر باز هم جنگی بشه و برای من آشکار بشه که ما داریم با افرادی می جنگیم که مثل صدام و خانواده صدام هستن، شک نکنید اولین نفری هستم که میرم بجنگم و تا آخرین قطره خونم با این چنین مردمانی مبارزه میکنم. درود به شرف ایرانی ها. درود به شرف پدران ما که وقتی ما بچه بودیم یا هنوز به دنیا نیومده بودیم با عراق جنگیدن و نذاشتن ذره ای از خاک وطنمون بیفته دست این عراقی ها. اون کسایی با این جنگ مقدس مخالف بودن و هستن به این نکته توجه بکنن که اگر ما تو این جنگ شکست میخوردیم الان یه رگ خودش یا بچه ش عراقی بود. همین عدی میومد تو خاک ایران و با اون ماشینش خواهر و مادر خودشو میبرد و ازشون سو استفاده میکرد و بعدم میکشت. اون آقا توجه کنه که اگه ما شکست میخوردیم شب عروسیش بهش خبر میدادن که عدی میخواد امشبو با زنت بگذرونه. ببینم هنوزم مخالفت میکنه یا نه. باور کنید دوستان تو همین جنگ مقدس ما این اتفاق افتاده بود. سربازای عراقی اومده بودن تو یکی از روستا های خوزستان و دیده بودن عروسیه. عروس تو اتاق بود و مادر داماد تو حیاط داشت نون میپخت. سربازا هم که میدونید چند وقته زن ندیدن و وقتی میبینن بدجوری وحشی میشن. این سربازا سراغ عروسو میگیرن. مادر داماد میفته به پاشون میگه اونو ولش کنید. تازه داره عروس میشه. بیاید به من تجاوز کنید اما به اون کاری نداشته باشید. سربازا همون جا اون زنو میندازن تو تنور و به عروس و همه زن های اون شهر تجاوز میکنن و مردا رو میکشن. فردا صبحش همه زنهای اون روستا خودشونو کشته بودن....

((شاه کوروش را به بهانه بودن خودش خواباند ولی جوانان ما در جنگ کاری کردند که کوروش از خواب بیدار شود و تحسینشان کند))

بهتون توصیه میکنم حتما این فیلمو ببینین. میتونه خیلی تاثیر گذار باشه....

از من نکن خدافظی...!                  

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

** پی نوشت: عکسی که در اول پست میبینید عکس خود عدی هست به همراه یک زن. در فیلم مذکور اون زن نقش مهمی رو ایفا میکنه




برچسب ها : نقد فیلم , نقد فیلم و سندمن , پسر صدام , فیلم پسر صدام , عدی صدام حسین , صدام حسین , عراق , لطیف , سرباز , کرد , ارتش عراق , ایران , هم کلاسی , بدل , بدل های عدی , ترور , ابو غریب , خانواده صدام , مشروب , مواد مخدر , قصر عدی , عکس های قصر عدی , عکس های قصر صدام , دختر مدرسه ای , ماشین , تیم ملی فوتبال عراق , مسابقات آسیایی , مینی بوس , بغداد , رئیس جمهور , تجاوز , تجاوز در زندان , ادرار و مدفوع , مسکو , المپیک مسکو , آرشیو شخصی عدی , دو میدانی , مدال نقره , مدال طلا , صورت زخمی , آل پاچینو , آل پاچینو و سندمن , قاچاقچی , آل کاپون , آل کاپون و سندمن , تونی مونتانا , تونی مونتانا و سندمن , محتوای غیر اخلاقی , جنگ آمریکا با عراق , جنگ ایران با عراق , شهید , مجروح , جانباز , پیشرفت , 8 سال دفاع مقدس , جنگ مقدس , خوزستان , شاه , کوروش , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما ,

سلام فرزندانم

می بینم که می بینید که چند روزه من مطلبی نمیذارم

خب میدونم کمی هضمش براتون سخته ولی کمی صبر کنید چون دارم خودمو آپدیت میکنم و به زودی با ورژن جدید خودم در خدمتتون هستم

میخوام هدف والایی رو که به خاطرش وبلاگو درست کردیم تحقق ببخشم و بیشتر براتون بنویسم و داستان ماستان و عکس مکس و لو رفته مو رفته تعطیل!

میخوام بنویسم. از خاطرات دانشگاه ، از چیزای جالب مثل اجتماعی و ... ، نقد فیلم و بالاخره کارشناسی فوتبال در قالبی متفاوت!

الان فقط یه جمله میگم که یکم شاد شید و بدونید من به فکر طنز شما هستم! میشه بهش گفت مینیمال!

شانس آوردیم پرسپولیس به داماش شیش تا نزد وگرنه نصرتی میشد جان تری و .....!

خودتون میتونید با توجه به عمل جان تری جای خالی رو پر کنید!!

فیفا!

------------------------------------------------------------

پی نوشت: فیفا در دستور زبان من و اون دوستمون یعنی خدافظی!

اون میگه فیلا و من میگم فیفا! یه نفر دیگه هم اضافه بشه لابد میگه یوفا!




برچسب ها : سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , نقد فیلم , کارشناسی فوتبال , خاطرات دانشگاه , فوتبال , نصرتی , شیث رضایی , دنبال فرهاد بدو , پزسپولیس , داماش , فیلم نصرتی و شیث , دانلود فیلم نصرتی و شیث باکیفیت , نصرتی شیث را چه کار کرد؟ , sandman , the sandman ,
دسته بندی :
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت