تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

سلام دوستان عزیز! ببخشید که پست گذاشتنم یکم دیر شد! ولی خوب دلیل موجهی براش دارم و اونم اینه که ایران نبودم! همونطور که در خبر ها شنیدید ساحل شرقی آمریکا درگیر یه طوفان بسیار شدید شده که از نیوجرسی تا نیویورک رو در نوردیده و به فلوریدا هم یه سری زده!سرعت باد به حدود 137 کیلومتر بر ساعت رسیده و کسی جلودار این طوفان نیست. پیش بینی میشه حدود 50 میلیون نفر رو خطر مرگ تهدید میکنه (به گفته خبرگزاری خودشون) و طبق بررسی ها خساراتی که به شهر نیویورک وارد میشه تا مدت ها آمریکا رو درگیر میکنه. امـــــــــــــــــا! دلیل این طوفان چیه؟؟؟ 

 

ببینید عزیزان من! این طوفان ها و... همه شون عذاب الهی هستن و همینجوری الکی نیست که چنین حوادثی اتفاق میفته. طبق دین اسلام در هر جامعه ای که امر به معروف و نهی از منکر از بین بره عذاب شدیدی نازل میشه و اون جامعه پدرشون سوزونده میشه. چه بسا زلزله های آذربایجان و حتی بم یه تهدیدی بوده برای مردم تهران که به خودشون بیان . هرچند این چیزا رو فقط خود خدا میدونه و ما کاره ای نیستیم که بخوایم قضاوت کنیم. 

حالا برسیم به طوفان آمریکا. (( آمریکا شیطان بزرگ است )) همه مون از بچگی با این جمله بزرگ شدیم! مردم آمریکا با کارهایی که میکنن جامعه خودشونو به تباهی کشوندن. قانونی  شدن ازدواج همجنسگرا ها ، بی خیال شدن مردم نسبت به فجایعی که اتفاق میفته ، انواع خیانت ها ، جنایت و آدم کشی ها ، جالبه بدونین طبق آمار سال گذشته 56 درصد بچه هایی که تو آمریکا به دنیا میان حرام زاده هستن. یعنی ننه باباشون مشخص نیست و چیز های دیگه ای که گفتن نداره و به هر حال گفتنش هم درست نیست!

حالا مسئله ای که مبهمه اینه که من ایران نبودم پس کجا بودم؟ 

هفته پیش داشتم ستارگان و کواکب را نظر میکردم ناگهان صورتی شوم و کریه المنظر را مشاهده نمودم که سیه چرده و کم مو بود و گوش هایی همچون آینه بغل کشتی داشت! به من گفت : Hey You!

برزو خان گفت: با مایی؟ سندی جان او با مایه؟

دانستم که این فرد اوباماست! کمی که دقت کردم وی و کشورش به عذابی سخت دچار شده بودند و از من تقاضای کمک میکردند! به تقویمشان نگاه کردم و دیدم مال سال 2013 است! دانستم که این مردم یک سال دیگر عذاب میشوند. پیش خود گفتم چه کنم که این عذاب زودتر حاصل شود؟ اگر دلیل عذاب نبود امر به معروف و نهی از منکر است چه چیزی عذاب را جلو می اندازد؟ هیچ چیز مگر امر به منکر! خلاصه طیاره ای اجیر کردم تا مرا به بلاد کفر ببرد. به محض ورودم به آنجا شروع کردم به امر به منکر و تعالیم شوم و دهشتناک به مردمشان یاد دادم و چندین جوان را به قلیان و چپق و تریاک وابسته نمودم! وقتی دیدم جامعه کاملا در سیاهی و تباهی فرو رفته و نشانه های اولیه عذاب را مشاهده نمودم به طیاره خود در آمدم و فلنگ را بسته به وطنم بازگشتم.

این است دلیل نام گذاری این طوفان! طوفان سندی! طوفانی که جناب سندمن به شخصه در تعجیلش دخیل بود و دخل مردم آمریکا رو آورد و خواهد آورد! 

از من نکنید خدافظی تا بر سرتان عذاب نیاید! 




برچسب ها : سندمن , سندی , طوفان سندی در آمریکا , توفان سندی در آمریکا , طوفان سندی , توفان سندی , اوباما , امر به معروف و نهی از منکر , امر به منکر , برزو خان , ادامه قهوه تلخ , داموس و سندمن , سندمن و داموس , سندمن و برزو خان , برزو خان و سندمن , قهوه تلخ 35 آمد , مهران مدیری , قانونی شدن ازدواج همجنسگرا ها در آمریکا , همجنسگرایی , بچه های حرام زاده در آمریکا , نسل حرام زاده , آمریکا شیطان بزرگ است , مرگ بر آمریکا , نابودی آمریکا در راه است , طوفان سندی تازه شروع راه نابودی آمریکاست , سندمن در آمریکا , بلاد کفر , مبارزه سندمن با آمریکا و اسرائیل , sandman , the sandman , cafejavan , cafejavan.ir , café javan , کافه جوان , سایت کافه جوان , کافه جوان و سندمن , فیس بوک کافه جوان , کافه همشهری جوان , سندمن و کافه جوان , سندمن سالواتوره , دیمن سالواتوره , سندمن و دیمن سالواتوره , دیمن سالواتوره و سندمن , سندمن سالواتوره و دیمن سالواتوره , دیمن سالورتوره و سندمن سالواتوره ,
دسته بندی : کافه طنز ,
سلام دوستان عزیز. بالاخره تلاش های من جواب داد و تونستم با یه نفر به توافق برسم که بیاد کافه جوان کار کنه و مطلب بذاره. اسم این دوست جدیدمون ساحل خانوم هست و امیدوارم با صفا و صمیمیت و رشادت و کمال در کنار هم کار کنیم.

خبر بعدی من هم مربوط میشه به حذف شدن دوتا از نویسنده های کافه که انگار به دلیل مدت ها غیر فعال بودن خود به خود حذف شدن. ما هر کار کردیم برگردونیم اکانت شونو نشد که بشه. به هر حال به نوبه خودم به بازماندگان این عزیزان تسلیت میگم و از نسل های آینده میخوام اگه تو سایتی فعالیت میکردن ما رو الگوی خودشون قرار بدن که مورد بی مهری قرار نگیرن که به هر حال گفتن نداره و درست هم نیست!

خبر سوم هم اینه که من این مطالب پروژه بیداری رو به طور کامل خودم مینویسم و عزیزان اگه آشنا باشن قشنگ لحن نوشتن من رو توی نوشته ها درک میکنن. من ته نوشته هام منبع نمیزدم با این که از منابع فراوانی بهره می جویم (!) اما خوب همه میدونن که درست نیست منبع نزنیم. حالا باید چیکار کرد به نظر شما؟ من اومدم یه لیستی تهیه کردم از منابعم و اینا رو تو پست بعدی براتون میذارم و بعدش هم میذارمشون تو یه صفحه ثابت که بعدا همون لینک رو آخر مطالبم قرار میدم که کسی هم شک نکنه!

این بود اخبار ما! تا پست های بعدی از من نکن خدافظی!



برچسب ها : اخبار کافه جوان , کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان و سندمن , سندمن در کافه جوان , ساحل , ساحل و سندمن , سندمن و ساحل , کافه جوان و ساحل , ساحل و کافه جوان , پروژه بیداری , لیست منابع سندمن , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan , cafejavan.ir , SAHEL ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

سلام. با قسمت اول برنامه ی شام خارجی در خدمت شما هستیم. من خشایار هستم کارگردان این مجموعه. امروز قرار است سر آشپز ما یعنی خانوم تمپتر یک دسر درست کنند. دستیار ایشون هم آقای سندمن هستند که سر پستشون قرار دارند. خوب بنده دیگه سخن کوتاه میکنم تا دوستان آشپزی رو شروع کنن.

تمپتر: سلام عرض میکنم خدمت شما بینندگان عزیز. حالا با من این حرکت رو انجام بدین ....یک دو سه چهار .... حالا برعکس .... چهار سه دو یک... حالا......

سندمن: چیکار میکنی؟ مگه ورزش صبحگاهی اومدی؟ نکنه اینم ورزش مدرنه؟ شورشو در آوردی....من از بینندگان عزیز عذر خواهی میکنم و خدمت شون سلام عرض میکنم. امیدوارم با برنامه های ما بتونن آشپزی رو در فضایی شاد و مفرح و فانتزی تجربه کنن و لذت شو ببرن.

تمپتر: خب این دستیار تازه به دوران رسیده من چرت و پرتاشو گفت...بهتره بریم سراغ آشپزی...اسمشم هست:کرم ووله...!! نه....کرم لوله؟؟؟!!چی بود سندی؟!

سندمن :کرم بروله. بر وزن گلوله!

تمپتر: خوب. این دسر همونطور که از اسمش معلومه توش کرم داره. ما انتخاب های زیادی برای نوعی کرمی که استفاده میکنیم داریم. من در اینجا میخوام از کرم ترک پای عش استفاده کنم که واقعا معجزه ای در صنعت از بین بردن ترک کف پاست و برای غذامون خیلی مفیده. البته خوب خیلی ها ترجیح میدن جوراب بپوشن تا ترک پاشون خوب شه ولی خوب به علت بوی بد ما نمیتونیم جوراب توی دسر مون استفاده کنیم. اونایی هم که این کرم رو در دسترس ندارن میتونن از کرم مای ساخت کشور انگلستان استفاده کنن!! ببک هم خوبه ها!!! ببک ببک ببک...!!!

سندمن: جا داره من یه نکته رو گوشزد کنم که یه بنده خدایی پاش خیلی ترک داشت بهش گفتن جوراب بپوش خوب شه. گفت سی سال شرت پوشیدم مگه ترک اونجام خوب شد؟!  :هر هر هر کر کر کر

تمپتر: (در حالی که روده هاش از خنده پاره شده) واه واه! چه دستیار بی تربیتی!خشی جون بیا اینو جمع کن ببر آبرومونو برد....مامان بابای من نشستن دارن برنامه ی منو میبینن خب میفهمن که من در چه فضای بی فرهنگ و با چه دستیار بی ادبی همکارم!! منم اصلا به جک بی مزه ت نخندیدم!این خشی از تو اتاق فرمان داره جک های بسیار مناسب و با فرهنگی میگه منم میخندم!!!مثلا اینجا رو داشته باشین:به معتاده میگن اون 200تومن رو از رو زمین بردار.میگه مگه من وژنه بردارم؟؟!!!

سندمن: :| بسه دیگه خیلی خندیدیم بهت. سر آشپز بی مزه. راستی ببخشید! میشه بگی مگه کرم ترک پا خوردنیه که داری توی دسر استفاده میکنی؟

تمپتر: به تو چه؟؟؟؟!!! باز تو کارای بزرگترا دخالت کردی جوجه؟!! هنوز مونده که خرس پیر شی!!

سندمن: کدوم دوربین تعجب منو میگیره؟  |:

تمپتر: حالا بعد از اضافه کردن کرم ترک پا میخوایم به سراغ قسمت دوم دسر بریم یا همون بروله. همونطور که میدونید ادبیات و آشپزی خیلی با هم ترکیب شدن در طول زمان و شما میتونید از روی اسم هر غذایی مواد تشکیل دهنده شو بفهمید.

سندمن: میتونی از روی اسم راتاتویی بگی مواد تشکیل دهنده ش چیه؟

تمپتر: تو چقد فوضولی بچه! اونو بعدا تو یه محفل خصوصی بهت توضیح میدم! بعد از برنامه بیا پشت دیوار کارت دارم!!

سندمن: هی وای من!

تمپتر: خوب میگفتم. در بخش دوم ما بروله رو داریم که تشکیل شده از (ب + روله) در اینجا ب حرف اضافه بوده و ما فقط روله رو ردیف میکنیم. همونطور که میدونید در برخی شهر های جنوبی و غربی کشورمون به بچه میگن روله! حالا ما اینجا یه بچه 3 ساله داریم که باید ریز ریزش کنیم و خوب به هم بزنیم تا روله ی ما نرم بشه. خوب سندمن بیا بچه رو به قسمت های کوچیک تقسیم کن تا بذاریمش توی مخلوط کن.

سندمن: جانم؟؟؟؟؟؟ من این بچه رو بکشم؟ من که آزارم به هیشکی نمیرسه؟؟؟ آقا بیاین جمعش کنین این سر آشپز ما روانیه. الان زنگ میزنم به سازمان کودک آزاری تا بیان دهنتو مورد عنایت قرار بدن. وایسا.........

بوووووم!!

تمپتر: (بعد از اینکه چوب دستی رو دوباره میذاره زیر میز) اه اه. چقد حرف میزد. تو آشپزی حرفه ای این حرفا رو نداریم که! خوب حالا تا من این بچه رو خورد میکنم شما برید یکم پیام های بازرگانی ببینین!گوگولی گریه نکن .... کاریت ندارم...فقط باید غذای خاله رو خوشمزه کنی!

پیام ها: با ما به کانون بیایید! ما قول میدیم تو کنکور قبول میشید! امسال 150 درصد داوطلبان ما در کنکور به راحتی قبول میشن! کانون قلمچی بعد منچستر اوله! بارسلونم این درصد قبولی رو نداره! چرا وقتی نشون میداد درصدو آقای گاج میخند؟؟

      

      خدمتی جدید از ایرنسل! اگر با سیمکارت ایرانسل خود در شهر گوادالاخارای مکزیک 134435350 ریال مکالمه خارج از خط بکنید 100 ریال اعتبار هدیه جایزه میگیرید!

      سیمکارت های دوازده قلوی عیدانه تنهای اول هر کدام با 20 ریال اعتبار اولیه تقدیم شما میشوند! مدت استفاده از اعتبار هدیه فقط 10 دقیقه پس از فعال سازی است! هیچ کس همراه نیست....تنهای اول....

خدمتی جدید تر از ایرانسل! هم وطنان عزیزمان در جزیره تاسمانی استرالیا میتوانند با انداختن یک میس کال به شماره 123123 جدید ترین جمله های دکتر شریعتی را دریافت کنند!

تمپتر: خوب با ادامه برنامه در خدمتتون هستیم. من در این مدت بچه رو به پوره تبدیل کردم و سندی رو هم به صندلی بستم تا به هوش بیاد. حالا در آخرین مرحله کرم و روله رو درون فر سینجر قرار میدیم و حرارت رو روی 1200 درجه تنظیم میکنیم.

سندمن: (در حال به هوش اومدن با چشمانی نیمه باز به دوربین نگاه میکند) مگه میخوای آلومینیوم ذوب کنی که میذاری رو 1200 درجه؟

تمپتر: باز این شروع کرد به ایراد گرفتن از سر آشپز! بگیر بشین ببینم دارم چیکار میکنم! فر جدید سینجر حرارت ها رو به ریال زده! یعنی وقتی میذاریم رو 1200 در وافع گذاشتیم رو 120 درجه! تازه با این افت شدیدی که ریال تو بازار داشته الان حرارت حدود 60 درجه س!

پنج دقیقه بعد!

تمپتر: خوب دسر ما آماده س! حالا باید غذا رو تزیین کنیم! من یه سری پوشک دست دوم از شرکت پنبه ریز گرفتم که با محتویاتش میخوام دسر رو تزیین کنم. باور کنید معجزه س. رنگش از کاکائو خیلی غلیظ تره و یه بوی خاصی هم به غذا میده که آدم کیف میکنه. خوب سندمن دهنتو باز کن تا هواپیما بیاد بره توش!

سندمن: نــــــــــــــــــــــــــــــــــه! (در این لحظه تمپتر قاشقو در دهان باز سندمن فرو کرد و همونجا نگه داشت تا همه شو بخوره. پس از این عمل سندمن توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شد و قسمت اول همینجا به پایان میرسه! امیدواریم لذت برده باشید و شما رو به خدا میسپاریم!




برچسب ها : شام خارجی , سندمن , تمپتر , سندمن و تمپتر , خشایار , دسر , کرم بروله , کرم ترک پای عش , کرم مای , ببک , جوراب , شرت , بروله , روله , مخلوط کن , ایرانسل , خدمتی جدید از ایرانسل , خدمتی جدید از ایرانسل : جمله های دکتر شریعتی! , جدید ترین جمله های دکتر شریعتی در کافه جوان , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , کافه جوان و سندمن , کافه جوان و تمپتر , شام خارجی در کافه جوان , قلمچی , گاج , همراه اول , همراه اول یا تنهای اول؟؟ , پوشک بچه , پنبه ریز , پوشک بچه دست دوم خریداریم! , سینجر , حرارت , sandman , the sandman , tempter , the tepmter , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی :
سلام! 
دوستان مشاهده میکنید که در راستای تغییرات همایونی وبلاگ من عکسمو عوض کردم و یه لوگوی خوشجیل و موشجیل برا خودم ردیف کردم که کسی هم شک نکنه! امید است باقی نویسندگان هم عکس های خود را عوض کنند که حال و هوای وبلاگ عوض شه و یه رنگ و روی دیگه پیدا کنه. اومدم یه وعده سر خرمن بهتون بدم و اونم اینه که پروفایل ها تقریبا تکمیله و به زودی روی آنتن قرار میگیره!

فعلا از من نکنید خدافظی!



برچسب ها : سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان و سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , لوگو , لوگوی سندمن , پروفایل نویسندگان کافه جوان , sandman , the sandman , cafejavan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,
با سلام!

میخوام بپردازم به زیبایی فوتبال ... به حقیقت فوتبال ... به حذف بارسلونا...!

میدونم که اکثر شما بازی رفت و برگشت چلسی و بارسا رو نگاه کردید.  بعد از این بازی فوتبالی ها دو دسته شدند : 1- دسته ای که از حذف بارسا و بالا رفتن چلسی خوشحال شدند. 2- دسته ای که از این اتفاق ناراحت شدند!

دسته اول که خوشحال شدند شامل این افراد بودند : افراد منطقی که با فلسفه ی فوتبال آشنا هستن ، هواداران چلسی ، هواداران منچستر یونایتد ( به دلیل باخت های الکی که مقابل بارسا داده بودند ) ، هواداران لیورپول ( چون با چلسی در فینال جام حذفی بازی داشتن و دوست داشتن چلسی یکم بیشتر خسته بشه که البته تاثیر چندانی نداشت!) ، هواداران فوتبال انگلیس ( چون کلا با اسپانیایی ها مشکل دارن ) ، هواداران بایرن مونیخ ( برای اونا خیلی بهتره که با چلسی بازی کنن تا با یه تیم ضد فوتبال مثل بارسا ) ، هواداران رئال مادرید ( خوب طبیعیه که هواداران رئال از هر باخت بارسا خوشحال بشن. البته بعد از حذف بارسا اونا رسما خودشونو قهرمان میدونستن ولی توسط مانوئل نویر به خاک سیاه نشستن! ) ، من و خوزه مورینیو (  مورینیو بعد از دیدن بازی تیم روبرتو دی متئو انگار جان تازه ای گرفت و یاد اینتر خودش افتاد و با الهام گرفتن از سبک بازی اینتر و چلسی تونست سبک جدیدی رو به فوتبال معرفی کنه و توسط اون در آخرین الکلاسیکو بر بارسا غلبه کنه. درباره این سبک توضیحات لازم داده خواهد شد من هم که طرفدار بی چون و چرای سبک بازی تیم های مورینیو هستم و خوزه رو الگوی زندگی فوتبالی خودم قرار دادم و طبیعیه که خوشحال بشم! البته من جزو هوادارن منچستر یونایتد و فوتبال انگلیس و همچین دسته ی اول و آخر می باشم و خلاصه مهره بزرگی برای خودم هستم! ) و دسته ی آخری که از این اتفاق خوشحال شدند کسانی نبودن جز منتقدین مسی و گواردیولا ( بعد از این بازی منتقدان به شدت مسی رو کوبیدن و تخریبش کردن. گواردیولا هم که خودش استعفا داد و نذاشت دستمون بهش برسه! )

حالا دسته ی دوم یعنی کسانی که از این اتفاق ناراحت شدن کیا بودن؟ آدم هایی که دوزار از منطق فوتبال سر در نمیارن ، افراد شاغل در حزب باد یعنی هر تیمی 4 تا جام بیاره میرن زرتی طرفدارش میشن ( نام دیگر آنها طرفدار های تازه به دوران رسیده ی بارسا است! ) و دسته ی آخر هم حامیان فوتبال کثیف!  اونایی که معتقدن بارسا زیبا ترین فوتبال رو بازی میکنه انصافا رو این حرف من فکر کنن. کاری کثیف تر از این وجود داره که شما عین بچه های لجباز و سرتق توپو بگیرین دست خودتون و به حریفتون ندین بعدم برید گل بزنید؟ وقتی شما توپ به حریف نمی دین حریفتون نمیتونه توانایی های خودشو نشون بده و بازی نا عادلانه میشه. اونایی که به تعداد زیاد پاس های بارسا مینازن بیان بگن چند درصد از پاس های بارسا مفید و رو به جلو هست؟ باور کنین بیشتر از 90 درصد این پاس ها یا عرضی هستن یا رو به عقب. خوب این فوتبال به چه دردی میخوره؟ یکی از فامیل های غیر منطقی من بعد از بازی رفت که چلسی 1-0 برد با من حرف می زد. بهم گفت 80 درصد بازی دست بارسا بود. گفنم خوب من چیکار کنم؟ عرضه داشت استفاده کنه؟ روی تابلوی نتایج چیز دیگه ای نوشته! نوشته منطق و روح فوتبال حکم میکنه که چلسی بازی رو برده و تو هرچقدرم داد و بیداد کنی هیچی نمیشه! بازم دیدم داره شلوغ میکنه ارجاعش دادام ( معادل جدید برای دایورت کردن! ) به جیب چپم!

بله بچه ها. تو فوتبال مهم اینه که نتیجه ای رو که میخوای بگیری. حالا به هر قیمتی که شده. اگه قراره یه اتوبوس مدافع پارک کنی رو خط دروازه حتما این کارو بکن. چون بعد از باخت ازت نمی پرسن مالکیت توپت چقدر بود؟ حتی اگه فردوسی پور و مزدک بگن حقش نبود ببازه یا تو اخبار ورزشی بگه باخت نا باورانه فلان تیم.... دردی از شما دوا نمیشه. به هر حال شما باختین و یه بازنده به هیچ وجه قابل دفاع نیست. حق وکیل گرفتن هم نداره! همونطوری که بالا خوندین می بینیم که تمام دنیا از حذف بارسا خوشحال شدن غیر از یه عده ی محدود!

انصافا شما از سبک بازی چلسی لذت نبردین؟
تو نیوکمپ گری کیهیل مصدوم شد! جان تری احمق هم یه سنگی انداخت تو چاه که 12 نفر عاقل دهنشون سرویس شد تا تونستن درش بیارن! ولی در آوردن! اون چیپ که رامیرز زد می ارزید به کل مالکیت توپ بارسا در طول یه فصل! بی کفایتی مسی و خراب کردن پنالتی توسط او هم مزید بر علت شد تا ما کیف دو چندان ببریم و کسی هم شک نکنه!

حالا بپردازیم به سبک بازی جدید رئال! نقشه اینه : خراب بازی میکنین! یعنی به هیچ وجه بازی خودتونو نمی کنین. خلاف همه کارایی که حریف ازتون انتظار داره رو انجام میدین. بازی حریف رو خراب میکنین. بین پاسکاری هاشون راه میرید و  مدام جاتونو تو زمین عوض میکنید. حریف گیج میشه وقتی رونالدو رو تو دفاع راست می بینه و بنزما رو دفاع چپ. اوزیل میاد از قلب دفاع توپ گیری میکنه و یهو ضد حمله رو راه میندازه. شما به طور ناگهانی باید به خودتون بیاید و از این ضد حمله حداکثر استفاده ممکن رو ببرید و گل بزنید. 

شما با این روش میتونید هر تیمی رو از پا در بیارین. حالا میخواد بارسا باشه ، میخواد میلان دهه ی 80 باشه یا میخواد هلند دهه ی  70 باشه.به شرط اینکه ابزار مناسب رو در اختیار داشته باشین. الان تو دنیا فقط 2 تا تیم هستن که ابزار لازم رو دارن : چلسی و رئال!

برای حسن ختام برنامه میخوام یه تنوع به خرج بدم!  حرف های بازیکنان و مربیان بارسا و چلسی رو می نویسم! خودتون می بینید که جوجه رو آخر پاییز میشمرن یعنی چی!

فرانک لمپارد بعد از این که مشخص شد به بارسا میخورن : ما از سال 2009 یه کار نا تموم با بارسا داریم

آندرس اینیستا در همون موقع : فکر نمیکنم کار سختی داشته باشیم. چلسی دیگه اون چلسی سال 2009 نیست

روبرتو دی متئو قبل از بازی رفت : هواداران از من انتظار برد دارن. منم همین کارو براشون میکنم

مسی بعد از بازی رفت : من افت نکردم!!!

گواردیولا قبل از بازی برگشت :  شک نکنید ما این بازی رو می بریم. تو کنفرانس مطبوعاطی بعد از بازی دوباره میام اینجا و بهتون درباره بردمون توضیح میدم!

دیدیه دروگبا قبل از بازی برگشت : به خاطر این بازی تا الان در چلسی مانده ام

دی متئو قبل از بازی برگشت : تورس قبلا با لباس اتلتیکو مادرید به بارسا گل زده. امیدوارم تجربه ش تو این بازی کمکمون کنه

جان تری بعد از گرفتن کارت قرمز رو به مسی : مخصوصا اخراج شدم تا برم سراغ اون دوست دختر کوتوله تر از خودت!!!!!!!!! (شوخی بود!)

بعد از این همه بحث کارشناسی سنگین و جذاب باید بگم از من نکن خدافظی!



برچسب ها : حذف بارسلونا , چرا بارسا حذف شد؟ , دلایل حذف بارسا از لیگ قهرمانان , چلسی , چلسی و بارسا , افراد منطقی , هواداران چلسی , هواداران منچستر یونایتد , هواداران لیورپول , فینال جام حذفی , هواداران فوتبال انگلیس , هواداران بایرن مونیخ , هواداران رئال مادرید , خوزه مورینیو , خوزه مورینیو و سندمن , سندمن و خوزه مورینیو , روبرتو دی متئو , روبرتو دی متئو و سندمن , سندمن و روبرتو دی متئو , الکلاسیکو , منچستر یونایتد , منتقدین مسی و گواردیولا , استعفای گواردیولا , کافه جوان در استعفای گواردیولا نقش داشت , نقش سندمن در استعفای گواردیولا , طرفدار های تازه به دوران رسیده ی بارسا , فوتبال کثیف , نیوکمپ , گری کیهیل , جان تری , رامیرز , بی کفایتی مسی , رونالدو , رونالدو و سندمن , سندمن و رونالدو , بنزما , اوزیل , میلان دهه ی 80 , هلند دهه ی 70 , فرانک لمپارد , فرانک لمپارد و سندمن , سندمن و فرانک لمپارد , دیدیه دروگبا , دیدیه دروگبا و سندمن , سندمن و دیدیه دروگبا , سندمن , کارشناسی فوتبال , سندمن و کارشناسی فوتبال , کافه جوان , کافه جوان و سندمن , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , cafejavan , cafe javan , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
سلام به بچه های کافه جوان. با عرض پوزش به خاطر این مدتی که نبودم! میدونم که وبلاگ شدیدا هرج و مرج بود! نمیخواد بهم بگین! کافه چی که مصاحبه کرده و حسابی از خجالت ما در اومده! منتظرم تمپتر با منم مصاحبه کنه که حرفای زیادی برا گفتن دارم! یه خبرنگار تو کافه کم داشتیم که اونم خدا رو شکر نصیب گرگ بیابون نشد و گیر ما افتاد! منصور هم که افتاده تو خط داستان نویسی و داره یه چیزایی نشون میده! هرچند که مال این هفته نیست! منتظرم این سری از داستاناش تموم شه تا یه چشمه از این قلم طلایی خودمو نشونش بدم! منصور جان این قسمت ها که تو میذاری قسمت نیست که! تا میایم بخونیم تموم میشه! فایده نداره که! متن باید پر و پیمون باشه و با خوندن هر قسمت یه چیزی دستگیرت بشه.

حذف غرور آفرین نماینده های اسپانیا از لیگ قهرمانان اروپا رو هم به همه ی فوتبال دوستان و فوتبال فهمان تبریک میگم و باید بگم یه پست شدیدا فوتبالی درزمینه ی لیگ قهرمانان اروپا ، آسیا و فرهاد مجیدی در دست احداث داریم که به زودی روانه بازار میشه!

در مورد مسائل فراماسونی و شیطان پرستی که قرار بود شروع کنیم به نوشتن و اطلاع رسانی و مبارزه باید بگم مطالب خوبی توسط بچه ها جمع شده و حتی یکی از خوانندگان وبلاگ یه متن انگلیسی به رشته ی تحریر در آورده که به من داده تا با اسم خودش بذارم تو وبلاگ تا به امید خدا پوستی از سرشون بکنیم که تو تاریخ بنویسن! البته فکر نمیکنم بعد از مبارزه ی نهایی دیگه دنیای باقی مونده باشه که نیاز به تاریخ داشته باشه!

  میخوام از همین تریبون استفاده کنم و بگم میخوام یکم زود به زود پست بذارم که کسی هم شک نکنه! البته یه دلیلش هم مربوط میشه به اون بازدید کنددگان ثابتمون که هر روز سر میزنن به کافه ولی دریغ از مطلب جدیدی که بخوان بخونن! بچه ها همت کنن که هر روز یا یه روز در میون آپدیت شیم بلکه این عزیزان دستشون بلرزه و 4-5 تا نظر واسه این پست های ما بذارن!

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : سندمن , بازگشت سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , کافه جوان و سندمن , تمپتر , کافه چی , منصور , لیگ قهرمانان اروپا , فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمن , سندمن و فرهاد مجیدی , فراماسونی , شیطان پرستی , cafejavan , cafe javan , sandman , the sandman ,
دسته بندی :

با درود فراوان. امروز میخوام درباره یه سری مسائل حرف بزنم که تابحال بازگو نکردم! این هفته منصور تهران نمیاد و دیدم وقت مناسبیه که یه پست درباره ش بنویسم! چون حداقل تا چند روز بعدش منو نمیبینه! برا اون دسته از عزیزانی که نمیدونند باید بگم من و منصور چهارم دبستان همکلاسی بودیم! البته اون موقع من باهاش زیاد رفیق نبودم و دو سه سال بعدش که اومدن همسایه مون شدن رفیق شدیم! تقریبا هر روز با هم بودیم. من میرفتم پایین ، اون میومد بالا ، میرفتیم بیرون و...  . چند تا بازی رو با هم تموم کردیم! چقد فیلم دیدیم! من فیلم میخریدم خودم نگاه میکردم بعد زنگ میزدم منصور میومد بالا دوباره با هم نگاه میکردیم! فکر نمیکنم این قدر که با منصور خندیدم با کس دیگه ای خندیده باشم. الان به حدی با هم هماهنگیم و از روحیات هم خبر داریم و انقدر برامون قضیه پیش اومده که هر چیزی میبینیم ، یا هر صدایی میشنویم و هر اتفاقی که میفته به هم نگاه میکنیم و هردو به یه چیز میخندیم و هر کدوم میدونیم طرف مقابل به چی فکر میکنه! فکر کنم چند وقت دیگه نیازی نباشه برا همدیگه جوک تعریف کنیم و در سکوت میخندیم! ما با هم خیلی جاها رفتیم . در جلسات شبانه (تو پارک پشت خونه مون!) خیلی حرفا زدیم . حرفایی که تیر چراغ برق داره! خیلی چیزا دیدیم. خیلی زیاد با هم فوتبال بازی کردیم! درست مثل فرگوسن و آرسن ونگر! هر دو میدونیم طرف مقابل از چه روشی استفاده میکنه ولی بازم از همونجا ضربه میخوریم! تو کنفرانس های مطبوعاتی بعد بازی با هم دعوا میکنیم و هرچی از دهنمون در میاد نثار همدیگه میکنیم ولی هیچ دلخوری ای پیش نمیاد. سر هر چیز بیخود و باخودی با هم کل کل میکنیم ، بحث میکنیم ، دعوا میکنیم ، درباره زند گی خصوصی مردم تصمیم گیری میکنیم، قهرمانی تیم ها رو تعیین میکنیم ، همدیگه رو تحقیر میکنیم ، سعی میکنیم همیشه یه چیزی تو آستین داشته باشیم تا همدیگه رو آچمز کنیم و حال همدیگه رو بگیریم! وقتی حرف میزنیم همش رو توانایی خودمون و ناتوانی طرف مقابل انگشت میذاریم! اون موقعی که وبلاگامون از هم جدا بود چقد سر بازدید کننده کل کل داشتیم! من میدیدم که بازدید وبلاگ اون به طور غیر طبیعی بالاس! رفتم و با ظاهری مظلوم عضو وبلاگش شدم و عامل نفوذی خودم شدم و روش کارو ازش دزدیدم! البته بعدا جفتمون به این نتیجه رسیدیم که بهتره این استعدادمونو در زمینه دور زدن موانع پیش روی وبلاگ نویسی ، با هم و در یه جا خرج کنیم که بازدهی دو برابر بشه! و حاصل تجربیات چند ساله مونم شده این وبلاگ که الان جلوی چشم شماست!  
 
هر جا که ما دوتا با هم باشیم حتما یه سوژه خنده پیدا میکنیم و علاوه بر خودمون آدمای اطرافمونم شاد میشن! این به تجربه ثابت شده! میتونین از گلادیاتور یا فلاستر بپرسین!
 
از شانس بد من برادر ندارم ، منصور هم همینطور. اما هیچ موقع کمبودی رو از این ناحیه احساس نکردیم. نمیخوام بگم ما برای هم مثل برادر هستیم. نه ، اصلا اینجوری نیست. بلکه از برادر نزدیک تریم. فکر نمیکنم دوتا برادر بتوننن حرفایی رو که ما با هم میزنیم ، انقدر راحت بیان کنن. 
از وقتی این بشر رفته شهرستان درس بخونه و دیر به دیر میاد تهرون ، حوصله س که سر میره ها! بالاخره هر روز با هم فوتبال بازی میکردیم یا شبا میرفتیم پارک یکی دو ساعت حرف میزدیم. الان این بازیا و پارک رفتنا به ماهی یکی دو بار محدود شده. بعضی وقتا که میاد و میریم پارک ، دوستای مشترکمونو میبینیم. اینا تا منصورو میبینن باهاش روبوسی میکنن. ولی من فکر میکنم تا حالا با منصور روبوسی نکردم! تو تمام این سالها! میخوام از همینجا به منصور بگم این که من باهاش روبوسی نمیکنم و هر موقع از دستم بربیاد رشته و شهرشو مسخره میکنم و برا خرید لپ تاپ اصلا به روی خودم نیاوردم که بهش تبریک بگم و خیلی کارای دیگه که میکنم اصلا دلیل بر این نیست که ازش خوشم نمیاد! برعکس! من باهاش روبوسی نمیکنم چون آدم با کسی روبوسی میکنه که یه مدته ندیدتش! درسته منم دیر به دیر منصورو میبینم اما اصلا برام تفاوتی نمیکنه که دیروز دیدمش یا یه سال پیش. رفتارم باهاش همونه که تابستون بود و حرفایی که شبا تو پارک میزنیم ادامه ی حرفاییه که سری پیش زدیم! انگار همین دیشب پارک بودیم!     
 
من و منصور خیلی با هم رفیقیم! مثل هرولد و کومار! اما مسلما سر اینکه کدوممون کومار باشیم دعوامون میشه! البته اونجوری هم نیستیم که همیشه بحثمون گل و بلبل باشه ها. خیلی مواقع با هم جنگ لفظی داریم. ولی فک کنم خوبی دوستیمون همینه. هر موقع با هم مشکلی پیدا میکنیم خیلی رک و سریع میریم با هم درمیون میذاریم و مشکلو حل میکنیم. نمیذاریم دلخوری ای باقی بمونه که به کینه نبدیل بشه. تو این زمینه هم اصلا با هم تعارف نداریم! از خجالت هم بدجوری در میایم!
 
اما این همه تعریف که نمیشه! بذارید یکم از مضرات منصور بگم! یکیش اینه که خیلی لجبازه! والا! میشینیم فوتبال بازی میکنیم ، من تو دو ساعت با 6-7 تا تیم بازی میکنم ولی اون چسبیده به اون رئال! البته جفتمونم دلیل داریم! من میخوام بازیم انعطاف پذیر باشه و بتونم با هر تیمی بازی کنم . از آرسنال گرفته تا تیم ملی ژاپن! منصور هم دلیلش اینه که میخواد تمرین کنه! حالا برای چه تورنومنتی تمرین میکنه خدا میدونه! نه که کاپ های قهرمانی جهان همینجوری از در و دیوار خونه شون میریزه! اصلا منصور انقد کاپ گرفته که نمیدونه چیکار کنه باهاشون! یه سری تکی رفت با تیمای 11 نفره بازی کرد و آخرشم لیگ قهرمانان اروپا رو آورد خونه! بعد دید جامش خیلی بزرگه گذاشت تو (گلاب به روتون) دستشویی تا به جای آفتابه ازش استفاده کنه!
 
یکی دیگه از مضرات منصور اینه که به قول بچه ها گفتنی تنبله! یعنی برای بیرون رفتن اولین نفری که خیلی پایه س ساز مخالف بزنه منصوره! تکیه کلام هاش هم ایناس: ولش کن! حال نداریم! حال داریا! بی خیال شو! بیا بریم خونه! دوره! میدونی چقد راهه؟!
 
مشکل بعدیش اینه که خیلی حسابگره! البته حسابگر بودن خیلی هم بد نیست ولی وقتی شورشو در بیاری دیگه غیر قابل تحمل میشه! ما الان چند ساله با اتوبوس میریم این ور اون ور، بدون استثنا همیشه کرایه ها رو دنگی حساب کردیم! تاکسی هم همینجور! حتی وقتی بیرون چیزی بخریم باید نصف نصف باشه! یه سری به من تو پارک ملت 100 تومن شارژ فرستاد. ایرانسل اسکل شده بود ، اون 100 تومنه رو برای من 2 بار فرستاد! ولی از منصور فقط 100 تومن کم کرد! این بشر ما رو بیچاره کرد! میگفت باید اون 100 تومن اضافه رو برگردونی به من! البته کارش جنبه طنز داشت!
من و منصور انقد با هم فیلم نگاه کردیم که اکثر حرفامون دیالوگ فیلمن یا حرفامونو شبیه دیالوگ میگیم! کارامونم شبیه فیلماس! من پیشنهاد میکنم برا سریال های نوروزی بیان 24 ساعت از زندگی ما فیلمبرداری کنن!
 
ما با هم نقاط مشترک زیادی داریم. جفتمون استقلالی هستیم! از بارسلون و مسی بدمون میاد! یه سری نظریه های مشترک داریم. مثلا اینکه همه اعضای بدن برا خودشون مغز دارن و جاش هم به صورت تجربی بدست میاد! مثلا شما دوتا چشم دارید و دو تا مغز چشم! اما فقط کسی که حرفه ای تو کار چشم باشه میتونه بگه مغز چشم کجاست! بقیه اعضای بدن هم همینطور! حتی میشه رو این مغز ها سکه یا سرویس طلا گذاشت! شما ها چقدر ساده این! از دیگر چیز های مشترک که داریم میشه به بازیگرای مورد علاقه مون اشاره کرد! مثل رضا عطاران که حتی منصور یه بار باهاش عکس گرفته یا آل پاچینو یا آدام سندلر و خیلی از دوستای من در زمینه بازیگری! درباره آهنگ گوش کردنم میتونم بگم 70 درصد شبیه همدیگه ایم!
 
در عین این همه شباهت که با هم داریم و علایق و روحیات مشترکمون ، تفاوت های زیادی هم داریم. یه جورایی میشه گفت قطب + و - بمب اتم رو تشکیل میدیم! به من که خوش میگذره! میخواستم بدین وسیله به منصور بگم من هر کاری هم بکنم و هر حرفی بزنم ، رفیقمو مخصوصا تو رو به کسی نمیفروشم! پس اگه دیدی به یه غریبه سپردمت دلخور نشو ازم میام واسه بردنت ( اشتباه شد! پوزش میخوام!) یادش بخیر اون اوایل که گوشی گرفته بودم تو یه ماه اول انقد با منصور اس ام اس بازی کردیم که نگو! بعد کم کم به روش های ارتباطی دیگه پی بردیم و موثر ترینش  پنجره بود! به این صورت که یه تک زنگ میزدیم و طرف میومد دم پنجره! الان حدود یه سال و خورده ایه که زیاد به هم اس ام اس نمیدیم. زنگ هم که اصلا صحبتشو نکن! تو این سالها فقط من یه بار بهش زنگ زدم چند دیقه حرف زدیم اونم موقعی بود که ایرانسل 2000 تومن اعتبار داخلی بهم هدیه داده بود و من به همه دوستای ایرانسلیم زنگ زدم! منصور هم جزو اینا بود! البته منصور چند روز پیش یه اس ام اس با مضمون جواد خیابانی برام فرستاد که منم جوابشو دادم! میدونید چیه؟ انگار جفتمون باور نکردیم منصور دیگه تهران نیست و همدیگه رو نمیبینیم! برا حرف زدن هنوز منتظریم منصور بیاد تهران تا بیایم دم پنجره! من تو این فازم که منصور رفته بیرون و تا 2 ساعت دیگه میاد! اون تو این فازه که رفته بیرون و تا 2 ساعت دیگه میاد! پس منتظر میمونیم تا اون 2 ساعت تموم شه! بعد هم خیلی عادی میام دم پنجره و بعدشم میریم پارک و حرفای دیشب (دوهفته پیش) مونو ادامه میدیم!
 
ایشالا قسمت شما هم از این رفاقتا بشه که خیلی خوش میگذره! منصور جون ایشالا بیایم عروسیت شام بخوریم! فقط بگو گوجه نذارن! از من نکن خدافظی!



برچسب ها : چهارم دبستان , فیلم , جوک , جوک جدجد , جوک های سندمن , الکس فرگوسن , فرگوسن , فرگوسن و سندمن , سندمن و فرگوسن , آرسن ونگر و سندمن , سندمن و آرسن ونگر , آرسن ونگر , کنفرانس مطبوعاتی , وبلاگ , وبلاگ کافه جوان , وبلاگ پربازدید , افزایش بازدید تضمینی , کافه جوان , کافه جوان و سندمن , وبلاگ و سندمن , گلادیاتور , گلادیاتور و سندمن , سندمن و گلادیاتور , فلاستر , فلاستر و سندمن , سندمن و فلاستر , حسین فلاستر , منصور , منصور و سندمن , سندمن و منصور , سندمن , فوتبال , منچستر یونایتد , هرولد و کومار , هرولد و کومار و سندمن , سندمن و هرولد و کومار , آرسنال , آرسنال و سندمن , سندمن و آرسنال , رئال , رئال مادرید و سندمن , سندمن و رئال مادرید , لیگ قهرمانان اروپا , لیگ قهرمانان اروپا و سندمن , سندمن و لیگ قهرمانان اروپا , سندمن برنده لیگ قهرمانان اروپا شد , ایرانسل , ایرانسل و سندمن , سندمن و ایرانسل , رضا عطاران , رضا عطاران و سندمن , سندمن و رضا عطاران , آل پاچینو , آل پاچینو و سندمن , سندمن و آل پاچینو , آدام سندلر , آدام سندلر و سندمن , سندمن و آدام سندلر , آدام سندلر و کافه جوان , آدام سندلر در کافخ جوان , جواد خیابانی , جواد خیابانی و سندمن , سندمن و جواد خیابانی , اصغر فرهادی و سندمن , سندمن و اصغر فرهادی , sandman , the sandman ,
مطالب مرتبط : جوابکی برای friends with benefits!! ,
دسته بندی :
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت