تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

- دیشب که خوب می خوردین

این چی چیه آوردین؟

(گروه بانوان در مراسم پاتختی در هنگام باز کردن کادو)



- زندگی همیشه در جریانه ولی ما رو در جریان نمی ذاره!



- جای خالیش را نه کتاب پر می کند، نه قهوه، نه حتی سیگار، من دلم آی فون 5 می خواهد.



- یه سوال ذهن منو مشغول کرده

چرا شلوار سفید می پوشی خاکی میشه رنگش سیاهه؟

ولی وقتی شلوار مشکی می پوشی خاکی میشه رنگش سفیده؟



- یکی می ره به شیرینی فروشه می گه این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟

یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لای هر کدومش ناپلئونه؟



- اونقدری که من بالش زیر سرمو تا صبح می چرخونم، اگه به جاش توربین بود می تونستم برق کل روستاها رو تامین کنم!


- یکی از بزرگترین لذت های دوران کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم تو کیسه برنج! آی حال می داد.



- «شام چی درست کنم؟»

اولین جمله مامانم در حین جمع کردن سفره ناهار



- بابابزرگم لپ تاپم رو دیده می گه چندتا قُوّه می خوره؟!



- همه نیمه گمشده و مکمل شونو پیدا کردن

ما هنوزمتمم مون روهم ندیدیم!

به 30 درجه هم راضی شدیم دیگه!

نبود؟ یه 10 درجه ... !؟



- پسورد وایرلسمو دو روزه عوض کردم کلا محبوبیتمو تو همسایه ها از دست دادم!

یکی یکی سرد و سردتر می شن. نگرانم دسته جمعی یه حرکتی بزنن.

امروز یکیشون بلند به اون یکی می گفت نامرد نذاشت فیلممو کامل دانلود کنم!



- تو صف نون بودم دیدم دوتا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث می کردن.

اولی: برو بابا! دومی: به من نگو بابا به من بگو عمو، وقتی می گی بابا من نسبت بهت احساس مسئولیت پیدا می کنم!




- یه زمانی وقتی به رفیقت فحش ناموس می دادی حکم مرگتو امضا می کردی، الان میزان صمیمیت و رفاقتتو نشون می دی.



- ضربه روحی که یخچال خالی به من وارد می کنه، عشق دوران جوونیم نتونست وارد کنه.


- تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد مرغ است.



- یک بنده خدایی می گفت: حالا درسته ما قصد ازدواج نداریم ولی خب آخه یه خواستگار نباید بیاد برامون؟



- یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!


- یارو دو دقیقه پیش زنگ زده خونه به جای اینکه من بگم شما، اون میگه شما؟ منم گفتم ببخشید اشتباه برداشتم!



- یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟

فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه!



- بزرگترین مقامی که تا امروز بهش رسیدم وقتی بود که دبستان می رفتم و مامور آبخوری شدم.



- اگه قراره با دمپایی ابریِ خیس تو دهنِ کسی زده بشه، اون کسی نباید باشه جز پسری که با صدای بچگونه حرف می زنه!


- پسرخالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود: آیا می دانید رود هیرمند به کدام دریا می ریزد؟

اینم نوشته بود: بله می دانم!

معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود.


- به کافه چی گفتم همان همیشگی ...

گفت زر نزن، مثل آدم بگو چی می خوری!



برچسب ها : بفرمایید خنده! , کافه جوان , مطالب طنز , کرکر خنده , مطالب فوق طنزخیلی خنده دار , سایت کافه جوان , کافه چی , بکس کافه جوان , بهترین سایت طنز و سرگرمی , بهترین وبلاگ سال , cafejavan , cafejavan.ir ,
دسته بندی : کافه طنز ,
سلام به بچه های کافه جوان. با عرض پوزش به خاطر این مدتی که نبودم! میدونم که وبلاگ شدیدا هرج و مرج بود! نمیخواد بهم بگین! کافه چی که مصاحبه کرده و حسابی از خجالت ما در اومده! منتظرم تمپتر با منم مصاحبه کنه که حرفای زیادی برا گفتن دارم! یه خبرنگار تو کافه کم داشتیم که اونم خدا رو شکر نصیب گرگ بیابون نشد و گیر ما افتاد! منصور هم که افتاده تو خط داستان نویسی و داره یه چیزایی نشون میده! هرچند که مال این هفته نیست! منتظرم این سری از داستاناش تموم شه تا یه چشمه از این قلم طلایی خودمو نشونش بدم! منصور جان این قسمت ها که تو میذاری قسمت نیست که! تا میایم بخونیم تموم میشه! فایده نداره که! متن باید پر و پیمون باشه و با خوندن هر قسمت یه چیزی دستگیرت بشه.

حذف غرور آفرین نماینده های اسپانیا از لیگ قهرمانان اروپا رو هم به همه ی فوتبال دوستان و فوتبال فهمان تبریک میگم و باید بگم یه پست شدیدا فوتبالی درزمینه ی لیگ قهرمانان اروپا ، آسیا و فرهاد مجیدی در دست احداث داریم که به زودی روانه بازار میشه!

در مورد مسائل فراماسونی و شیطان پرستی که قرار بود شروع کنیم به نوشتن و اطلاع رسانی و مبارزه باید بگم مطالب خوبی توسط بچه ها جمع شده و حتی یکی از خوانندگان وبلاگ یه متن انگلیسی به رشته ی تحریر در آورده که به من داده تا با اسم خودش بذارم تو وبلاگ تا به امید خدا پوستی از سرشون بکنیم که تو تاریخ بنویسن! البته فکر نمیکنم بعد از مبارزه ی نهایی دیگه دنیای باقی مونده باشه که نیاز به تاریخ داشته باشه!

  میخوام از همین تریبون استفاده کنم و بگم میخوام یکم زود به زود پست بذارم که کسی هم شک نکنه! البته یه دلیلش هم مربوط میشه به اون بازدید کنددگان ثابتمون که هر روز سر میزنن به کافه ولی دریغ از مطلب جدیدی که بخوان بخونن! بچه ها همت کنن که هر روز یا یه روز در میون آپدیت شیم بلکه این عزیزان دستشون بلرزه و 4-5 تا نظر واسه این پست های ما بذارن!

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : سندمن , بازگشت سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , کافه جوان و سندمن , تمپتر , کافه چی , منصور , لیگ قهرمانان اروپا , فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمن , سندمن و فرهاد مجیدی , فراماسونی , شیطان پرستی , cafejavan , cafe javan , sandman , the sandman ,
دسته بندی :

سلام بر تمامی بروبچه های کافه جوان.بعد از مدت ها بالاخره دست به کیبرد شدم. به شما عرض شود که دو هفته پیش من بودم و جوجه خروس کافه چی و موش ملوس گله شدیم تو مرغدونی یهو دیدیم شدیم عروس.....حالا بیا و منو ببوس...در همون حین تصمیم گرفتم چندتا سوال از کافه چی بپرسم.چون این یارو کم تر اینورا پیداش میشه گفتم شاید بخوایین یه چیزایی درموردش بدونید!...بدون معطلی میریم سراغ مصاحبه:

تمپتر:سلام آقای کافه چی

کافه چی:سلام بر تمامی مردم کشورم و خوانندگان وبلاگ بزرگ کافه جوان.

تمپتر:لطفا خودتون رو واسه خوانندگان معرفی کنید.

کافه چی:من قربان علی پیر پکاجی هستم ملقب به کافه چی-74 ساله-فارغ التحصیل از همه رشته ها از دانشگاه هاروارد امریکا...!!!(بیچاره فک کنم پیری زیاد زده به سرش....شایدم چیز خورش کردن!)

تمپتر:آقای کافه چی شما ازدواج کردین؟

کافه چی:بارها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تمپتر:اسم خانوماتون چیه؟!

کافه چی:به علت کهولت سن اسم همشونو یادم رفته فقط اسم بی بی صدیقه رو که الان کنارم نشسته یادمه.

تمپتر:از طرف من ببوسش.

کافه چی:چشم.....

تمپتر:......علت اینکه این وبلاگ رو راه اندازی کردین چی بود؟

کافه چی:یه سری جوون رو میخواستم دور هم جمع کنم تا تو هر زمینه که اطلاعات دارن یا حرفی واسه گفتن دارن یه فضایی در اختیارشون باشه تا بتونن حرفاشونو بزنن.

تمپتر:تا به امروز بهترین کاربرتون کی بوده؟

کافه چی:بدون تردید سندمن.چند ساله داره باهام کار میکنه فقط باید قدرخودشو بدونه.خیلی بهش گفتم این متن های ورزشی که مینویسه بفرسته دفتر یه روزنامه یا مجله ورزشی احتمالش زیاده که جذبش کنن چون قلم خیلی خوبی داره.تو زمینه های دیگه هم خوب کار میکنه.(یه سوال: پس منصور بدبخت این وسط چیکاره است؟!فک کنم همین فردا یه جنگ بین سندی و منصور رخ بده که تلفات زیادی داشته باشه!!!!)

تمپتر:آقای کافه چی معیار شما واسه جذب کاربر چیه؟

کافه چی:خدمتتون عرض شود که من برای این کارا سنی ازم گذشته! (نه جون من....حالا بیا و جذب کن.) این سندمن بچه مورد اعتمادیه.یه جورایی معاون منه.این کارا رو سپردم دست اون.معیار ها هم مشخصه.نویسنده باید نویسنده باشه نه دستگاه کپی و همینطور باید بچه خوب و درستی باشه چون این وبلاگ یه محیط فرهنگیه.هرکسی حق ورود به اینجا رو نداره.سندمن به من نشون داده که چند نفر در هفته برای عضویت پیام میذارن.همین هفته پیش بیست نفر میخواستن عضو بشن اما خب قرار نیست که همه بیان تو.مسلما اگه بین این همه نمونه خوبی دیده شد حتما استخدام میشه.

تمپتر:آقای کافه چی میمون قشنگ تره یا گوریل؟؟؟

کافه چی:بستگی به نژادش داره.تو دانشگاه یه استاد میمون شناسی داشتیم خیلی تو این زمینه ها بحث میکرد حتی یادمه یه بار تو باغ وحش نیویورک به خاطر اینکه میخواست با یه میمون عکس بگیره دستگیرش کرده بودن.اما به نظر خود من حیوانات جالبی نیستن و نظری ندارم.( یعنی استاد شما تو کلاس به این بزرگی نتونست از بین اون  همه میمون و گوریل خوشکل ترینو انتخاب کنه؟!!!!!!)

تمپتر:برگردیم سر موضوع اول....شما عشق رو در چی میبینید؟

کافه چی:سوال سختیه!خب هرکسی عشق رو در یه چیزی میبینه.یه چیزی هست که هرکس خیلی خوشش میاد و اگه طرفش اونا رو داشته باشه عشق هم بینشون به وجود میاد.(خانوما آقایون....لطفا اگه شما این جمله رو متوجه شدین واسه من تفسیرش کنید!!!) اما میخوام یه توصیه به پسرای خوب کشورمون بکنم(همه چشا اینجا باشه):وقتی میخواین ازدواج کنین کار نداشته باشین که خانواده دختر کین و یا در چه سطحی از فرهنگ هستن و کاری نداشته باشین که وضع مالیشون چطوریه!!بلکه برید تحقیق کنید که تو لیست دوست پسرای دوران مجردی اون دختر،دوستاتون یا آشناهاتون نباشن که وقتی خواستین شیرینی بخرین رفیقت بگه ناپلئونی بخر زنت دوس داره.(همه آویزه ی گوشتون کنید.این سخن رهبر بزرگ،مردی که شلوارش دوتا شده، کافه چی هست،به مامور ویژه ی دو شلواری ها احترام بگذارید!!!)

تمپتر:تا حالا دوست دختر داشتین؟

کافه چی:سوال بعدی!!!

تمپتر:اگه دوباره بخوایین ازدواج کنید که شرط اون دختر واسه ازدواج کنار گذاشتن وب نویسی باشه قبول میکنید؟!

کافه چی:بستگی به دخترش داره!

تمپتر:دوس دارین ویژگی های همسرتون چی باشه؟

کافه چی:ترجیح میدم الان جلوی زنم این سوالا رو پاسخ ندم.

تمپتر:درگوشم بگو!

کافه چی:باشه برای وقتی که تنها بودیم!!!!

تمپتر:هی وای من....به قول شاعر که میفرماید:اگه به زنت نگفتم یه آشی برات نپختم.حالا دیگه به من میگی باشه موقع تنهایی؟!!!

کافه چی:شما خبرنگارید یا خبرچین؟

تمپتر:هردو...یه خبر نگار خوب باید در هر زمینه ای مهارت داشته باشه.در ضمن اینجا من سوال میپرسم نه شما!

تمپتر:به عنوان حرف آخر یه جک سانسور دار تعریف کنید.

کافه چی:یکی از بچه های محله ما میره استخر و...

تمپتر:از اینکه وقت ارزشمندتون رو در اختیار ما قرار دادید سپاس گذارم.ولی اینو بدونید که دستم شکست.من یه سوال یه جمله ای میپرسیدم شما ده جمله ای جواب میدادی!

کافه چی:وقتی دارم جواب میدم دلم نمیاد نسیه حرف بزنم.منم از شما تشکر میکنم.خسته نباشین.

تمپتر:از خوانندگان عزیز خدافظی کنید.

کافه چی:خدانگهدار عزیزانم بوس بوس!!!!

تمپتر:یادم باشه این بوس بوس رو هم به زنت اطلاع بدم.بعضی خوانندگان ما دختر هستن.

کافه چی:پس فکر کردی پسرا رو بوس میکنم؟!!!!

تمپتر:تا شر واسمون درست نکردی برو.....خیلی ممنون خدافظ

کافه چی:خدافظ

خوانندگان عزیز وقت برنامه ما به پایان رسید.از شما سپاسگذارم که تا این قسمت با ما همراه بودین.شما میتونید نظرات و سوالات خودتون رو به این شماره که داره زیرنویس میشه ارسال کنید! بدرود تا درودی دیگر!




برچسب ها : مصاحبه با کافه چی , کافه چی , تمپتر و کافه چی , جوانان , نصیحت , جک , لطیفه , توصیه های ازدواج ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,

سلام خدمت دوستان گلم!

همونطور که مستحضر هستید بنده این هفته بر نگشتم تهران و این باعث شد من در قم با پست غیر منتظره سندی شوک عجیبی بهم وارد شد! مثل شوک حقیقی و شیث نبود که...ازون بدتر بود!! وقتی پستو خوندم اصلا انتظارشو نداشتم که سندی این حرفارو بزنه! کسانی که سندی رو میشناسن میدونن که سندی همچین شخصیتی نیست که یهویی بیاد اینهمه تعریفو انتقادو یجا جا بده تو پست!!

به من گفته بود که میخواد یه پست درباره من بنویسه،ولی من فکر نمیکردم که همچین موضوعی رو انتخاب کنه!! گفتم نهایت میخواد یه انتقاد صریح یا شوخی کنه که منم همون موقع بهش گفتم اگه پست بذاره منم واسش جواب دارم! ولی وقتی متن پستو خوندم،حرفی واسه گفتن نداشتم! باید بگم که از سندی جون(اه...هروقت سندی میگم یاد اون خواننده کذایی میفتم،خیلی دوست دارم با اسم واقعیتو اینجا بنویسم،سندی!) به خاطر پستش واقعا ممنونم.

خیلی زیبا بود...البته همونطور که سندی گفته بود منو اون کلی باهم خاطره و حرفهای مشترک داریم که این سندی ما تو پستش چندجایی ازشون استفاده کرده بود. پس اگه بعضی از جاها واستون گنگ بود،به نویسنده فحش ندید!(اشاره به مغز اعضای بدن)

همونطور که سندی گفت ما با هم کلی خاطره داریم...کلی پیاده روی شبانه کردیم....کلی زیر بادو بارون با هم راه رفتیم....کلی سوزه بهم نشون دادیم...کلی با هم کل کل کردیم....کلی بهم فحش دادیم...کلی فوتبال بازی کردیم...و خیلی کلی های دیگه!

من از روزی که سندی دیگه با تک زنگ من دم پنجره نیاد واقعا میترسم،یعنی روزی که سندی اینا بخوان ازین خونه برن! آخه یه چند باری هی ساز رفتنو میزنن! امیدوارم سازشون حالا حالاها خراب بشه!

در کنار این خوبی ها یا دوست داشتن ها،باید بگم که من اون اولا زیاد باهاش حال نمیکردم...یعنی کسی زیاد باهاش حال نمیکرد،بدبختیم، تقصیر خودش نبود،بیشتر به خاطر مدرسه غیر انتفاعی و رفیقای چرت دورو برش بود که رو اخلاق و رفتارش اثرات منفی ای به جا گذاشته بود!! ولی از اول دبیرستان به اینور با کمک من و محمد(رفیق منو سندی)و یسری از بچه ها کم کم این اخلاق های گند سندی رو از بین بردیم! اصلا دوس ندارم اونارو بازگو کنم...چون این اخلاقا با اون سندی قبلی وقتی خط گوشیشو عوض کرد خاک شد!

من اصلا نمی خواستم پستی در جواب سندی بنویسم ولی اینقدر این پست بازتاب داشت که نوک کیبرد منم به اون سمت جوهر پاچید!

فردا دارم بر میگردم تهران....یعنی فردا شب این موقع(10:15) با سندی داریم پارک پشت خونرو قدم میزنیمو درباره قراری که فرداش با یکی از اعضای وبلاگ داریم حرف میزنیم!

امیدوارم دوستی هممون همیشه پایدار و شیرین باشه!

راستی سندی من هنوز منتظرم اون 100تومن شارژ اضافه ای که ایرانسل واست فرستاد برام بفرستی!!

خدافظی!!




برچسب ها : دوستان گلم , شوک عجیب , قم , دانشگاه صنعتی قم , درباره دانشگاه صنعتی قم , دانشجویان دانشگاه صنعتی قم , شوک حقیقی و شیث , شوک حقیقی و شیث درباره چی بود؟! , پارک پشت خونه , صحبت های پنجره ای , اول دبیرستان , مدرسه غیر انتفاعی , محمد رفیق مشترک , منصور کبیر وسندی , منصور کبیر و سندمن , دو رئیس وبلاگ کافه جوان , روئسای کافه جوان , کافه چی , منصور کبیر , سندمن , کافه جوان , بهترین نویسندگان کافه جوان , ساز رفتن , اسباب کشی , مغز اعضای بدن , کل کل منصور کبیر و سندی , قدیمی ترین دوست ها , دوستی های شیرین و به یاد ماندنی , جوابکی برای friends with benefits!! , بهترین وبلاگ سال , کافه ای برای نوشیدن کمی لبخند , بهترین وبلاگ , سایت سرگرمی و طنز , وبلاگ خاطرات , خاطرات طنز ,
دسته بندی : کافه طنز ,
سلام. واقعا چرا اینجوری شده؟

چرا گلشیفته فراهانی به این وضع افتاد؟

چرا شیث و نصرتی به اون وضع افتادن؟

چرا فلاستر به این وضع افتاده؟

چرا من به این وضع افتادم؟

چرا آدم از یه استاد تعریف میکنه بعدا ضایع میشه؟

چرا استاد مذکور با بی رحمی و عقده ای بازی به یه آدمی که دو ترم مشروط شده بوده و اگه این ترم مشروط می شده اخراج می شده ، میاد 3 میده؟ اونم یه درس سه واحدی؟

چرا آلمان و فرانسه که انقد به هم نزدیکن مردماشون این همه با هم فرق دارن؟ (سوال احمقانه ای بود سندمن! ایران و افغانستان هم به هم نزدیکن! چه ربطی داره؟!)

چرا این شرلوک هولمز پست نمیذاره؟ به جون خودم بلند میشم میرم پیش کافه چی میگم با اردنگی بزنه تو صورتشا! حالا از ما گفتن بود! وقتی گلادیاتور و دختر بی اسم (!) بیان شاید جاش تنگ شه! البته دوست منه و خیلی هم دوست منه! اگه کافه چی بخواد بندازه تش بیرون اول باید از رو جنازه لیونل مسی رد شه تا تمام جهانیان یه نفس راحت بکشن.

چرا دلار و سکه اینجوری شد؟

چرا من یه ماهه باقالی پلو با ماهیچه نخوردم؟ انقد هوس کردم که نگو!

از وقتی مجیدی رفته لیگ قطر من دارم اون لیگو دنبال میکنم. چرا فرهاد اونجا نمیتونه گل بزنه؟ ( آخه شیث نیست دنبالش بدوه! انگیزه نداره! تازه نصرتی هم نیست که بساط خنده رو فراهم کنه! لیگشون یه جورایی افسرده س!)

چرا هیچکس همچین آهنگ مسخره ای خوند؟ بجنگ مثه...هنرمندی که باجه س! نداره! روز و شب میخاره! مثه منصور میاره!

چرا هرچی بلای نامعلومه باید سر کامپیوتر من بیاد؟ ویروسایی که هنوز اختراع نشدن اینجا خودشونو نشون میدن! مشکلای سخت افزاری که مهندسین مایکروسافت و اینتل نتونستن حلش کنن پارسال برای من پیش اومده بود! الانم نمیدونم چی شده! cpu نیم سوز شده یا چی؟ اصلا سی پی یو نیم سوز بشه سیستم میاد بالا؟

چرا باید گوشی من خراب شه؟ مگه k750 هم خراب میشه؟ رم میذارم توش صفحه سیاه و سفیه میشه و وقتی درش میارم گوشی یه بار ریست میشه!

چرا ترم اول بلد نبودیم چیکار کنیم؟ چرا اون موقع که کار میاد دستت دیگه فرصتی نداری؟ این عین نامردیه!
 
چرا تو این تبلیغ جدیده که منصور گذاشته ، نوشته از آن تیپ دختر ها نباشید؟ پس از این تیپ دختر ها باشن؟ یا چی؟ از کدوم تیپ باشن؟ اصلا شما به تیپ دخترا چیکار دارین؟ والا! اصلا برید روش کلیک کنید ببینید چیه! شاید با تیپتون حال کرد!

چرا منصور باید ریاضی قبول شه؟ مسخره س! (البته من دوست دارم دوستام همیشه موفق باشن. حتی منصور!)

چرا من تو این چند روز پست نذاشتم؟ ( برای اینکه منصور زندگیشو از دست میداد اگه من اون پستو میذاشتم! میخواستم درباره یه فیلم بنویسم که مسلما تهش لو میرفت و تمام هیجانش برای منصور از بین میرفت! گذاشتم از خراب شده برگرده تا باهم ببینیم و بعد پست بذارم. می بینید من چقد به فکرشم؟! تازه یه مژده باید بدم که به زودی میخوام یه پست درباره منصور براتون بذارم. مطمئن باشید از خوندنش همه شوکه میشن! حتی خود منصور!)

چرا تو جام حذفی به لیورپول باختیم؟ (خود جرارد اعتراف کرد که حقشون برد نبوده. البته من خیلی ناراحت نیستم. چون به غریبه نباختیم! خودم تو pes لیورپول بر میدارم! جونم اندی کارول! فوروارد مورد اعتماد! کسی که نا امیدت نمیکنه! فقط کافیه تو محوطه جریمه توپ بیاد نزدیکش! خودش کارشو بلده! خیلیم خوب کارشو بلده! اصلا کار خوبی کردیم باختیم! خودم خواستم ببازیم! از این به بعد باید همیشه در مقابل تیم دوست و همسایه یعنی لیورپول شل بازی کنیم و در صورت امکان ببازیم! همینه که هست!)

چرا ویدیو های یاس رو سانسور میکنن؟؟؟؟؟؟

چرا آلبوم محسن چاوشی نمیاد بیرون؟ من برا اولین بار میخوام بشم یه شهروند خوب و برم جنس اوریجینال بخرم! اگه دیدینش بهش بگین پاشو خودتو جمع کن و اون آلبوم وا مونده رو بده بیرون تا من بیام بخرم و ازت حمایت کنم!

چرا برادران بوشهری رو دستگیر کردن؟ اصلا چرا استعداد ایرانی باید یا تو نطفه خفه شه یا بره تو بلاد کفر کار کنه؟ (دیگه بحث شادمهرو پیش نمیکشم چون یه بار مفصل صحبت کردم)

چرا من انقد از شغل وکالت خوشم اومده؟ کاش چهار سال پیش این علاقه رو داشتم و میرفتم رشته انسانی! عیب نداره . برا وکیل شدن هیچ موقع دیر نیست. بذار این درسو بخونم و برم سر کار و خودمو جمع و جور کنم. سر فرصت میرم قشنگ هم درس وکالت میخونم ، هم تو کلاسای حرفه ای آشپزی شرکت میکنم ، هم مدرک مربی گری A یوفا رو میگیرم و آخرش میگم دستمو از تو قبر بیرون بذارن تا مردم بفهمن آدمی که تو این دنیا این همه کار کرد آخرش داره با دست خالی و یه لباس سفید ساده میره اون دنیا... (البته در تلاشم بدنمو سالم نگه دارم تا بتونم وصیت کنم بعد از مرگم اعضای بدنمو اهدا کنن به دنیای پزشکی و مریضای نیازمند. خودم که مال این حرفا نیستم بذار حداقل با این کار یه توشه ای برا اون دنیام جمع کنم)

از من نکن خدافظی!



برچسب ها : گلشیفته فراهانی , شیث و نصرتی , فلاستر , فلاستر و سندمن , سندمن , دو ترم مشروط , آلمان , فرانسه , ایران , افغانستان , شرلوک هولم , کافه چی , دلار , سکه , باقالی پلو با ماهیچه , مجیدی , فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمنچ , لیگ قطر , هیچکس , هیچکس و سندمن , کامپیوتر , ویروس , مشکلای سخت افزاری , مهندسین مایکروسافت و اینتل , مهندسین مایکروسافت و اینتل و سندمن , مهندسین مایکروسافت و سندمن , cpu , k750 , ترم اول , منصور , ریاضی , منصور و سندمن , لیورپول , جام حذفی , جرارد , استیون جرارد و سندمن , pes , pes سندمن , آموزش pes توسط سندمن , اندی کارول , اندی کارول و سندمن , یاس , یاس و سندمن , ویدیو های یاس , دانلود ویدیو های یاس , آلبوم محسن چاوشی , آلبوم محسن چاوشی و سندمن , دانلود آلبوم محسن چاوشی , دانلود آلبوم جدید محسن چاوشی , محسن چاوشی و سندمن , برادران بوشهری , شادمهر , شادمهر و سندمن , شغل وکالت , وکیل سندمن , رشته انسانی , مدرک مربی گری A یوفا , سندمن مدرک مربی گری A یوفا دارد , سندمن مدرک مربی گری A یوفا گرفت , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,


سلام برو بکس!

   این طور که ما شنیدیم کافه چی داره نویسنده جدید جذب میکنه! اسم یکیشونو هنوز نگفته ولی مثل اینکه طرف دختره! اما اسم اون یکی لو رفته و مشخص شده که اسمش گلادیاتوره!
من از کافه چی چند تا سوال دارم. آبت کم بود؟ نونت کم بود؟ من و بقیه نویسنده ها کم کاری کردیم؟ از ما چی دیدی؟ نکنه فهمیدی منصور یه چند سالی دوست صمیمی نصرتی بوده و کتف تو کتف بودن؟ میخوای سرشو زیر آب کنی؟ نکن این کارو! خفه میشه! برا چی میخوای نویسنده جدید بیاری؟ تو این وبلاگ خودمون انقد ازدحام پست داریم که مردم فرصت نمیکنن پستامونو بخونن! هر پست باید یه مدت بمونه رو صفحه اصلی تا مردم بخونن و نظر بدن! اون وقت شما میخوای دو تا نویسنده دیگه هم بیاری تا پست رو پست تلنبار شه و مردم که میخوان امتحان بدن از زیاد بودن حجم مطالب شاکی باشن؟ مگه نمیدونی مردم ایران همه شون شب امتحانی درس میخونن؟ دلت به حال اون بچه ای بسوزه که چند وقت دیگه قراره کل وبلاگ ما رو امتحان بده!
اصلا همین یارو که اسمش گلادیاتوره! من به این آدم مشکوکم! نسل گلادیاتور ها چندین ساله که منقرض شده. پادشاه های روم انقدر اینا رو انداختن به جون هم و فرستادن به جنگ شیر و پلنگ ، که دیگه چیزی ازشون باقی نموند! این یارو رو از کجا گیر آوردی؟ دو حالت داره دیگه! یا از تو قبر درش آوردی یا اینکه طرف عقده ایه و از رو فیلم گلادیاتور که بچه محلمون (راسل کرو) بازی کرده ، سرقت ادبی کرده!


اگه مورد اول درست باشه و طرف واقعا از قبر در اومده باشه فضای وبلاگ ترسناک میشه و بچه ها می ترسن! اما اگه مورد دوم درست باشه و پای سرقت ادبی در میون باشه باید بگم این سرقت خیلی هم بی ادبی بوده! اصلا این پسر خودش هم خیلی بی ادبه! من میشناسمش دیگه! اول دبیرستان که همکلاسی بودیم بچه خوبی بود! حالا به مرور زمان براتون خاطره ها رو تعریف میکنم! اما وقتی از اون مدرسه رفت و به اکباتان ترانسفر شد ، دیگه بچه خوبی نبود! بلکه خوب بچه ای بود! اصلا این آدم از این رو به اون رو شد! شلوارشو بر عکس می پوشید! وقتی میومد انگار داشت می رفت! وقتی پشتش میخارید لباسشو در میاورد و پشتشو می مالوند به درخت! عین اون خرسه تو کارتون کتاب جنگل! من نمیدونم تو اکباتان چه بلایی سر این بچه آوردن که اینجوری شد!

در هر حال من خودم به شخصه از هر نویسنده جدیدی که بخواد به جمع ما اضافه بشه با کتف باز استقبال میکنم و امیدوارم تو مافیای کافه جوان بتونن زنده بمونن!

فعلا از من نکنید خدافظی تا ببینم چه خاکی باید تو سرش بریزم!

 




برچسب ها : کافه چی , نویسنده جدید , جذب نویسنده جدید در کافه جوان , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سندمن , سندمن و گلادیاتور , نصرتی , نصرتی و منصور کبیر , فیلم گلادیاتور , سندمن در فیلم گلادیاتور , راسل کرو , راسل کرو و سندمن , سرقت ادبی , سرقت بی ادبی , اکباتان , کارتون کتاب جنگل , مافیای کافه جوان , سندمن در مافیای کافه جوان , sandman , the sandman ,
دسته بندی :
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت همه ی خوانندگان محترم   (eHeem)
من اسپرسو هستم.. سابقه کاریم رو با یه نام دیگه در عمامه مشاهده کردین..!      قراره براتون مطلب های خواندنی ی ی ی ی بزارم تا موقعی که تابستووون هست از تابستونتون لذت ببرید..   چرا که نه..؟!  به قول ندامون
با همکارای عزیزم : کافه چی- منصور کبیر- سندمن-  هلمس ...  هاها
منتظر مطلب های بمبمون باشیید...
کافه جوان کافه ی ما و شما  ♥♥






برچسب ها : کافه جوان , اسپرسو , قهوه , کافه چی , سندمن ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

1...2...3..3.3.3.3.... امتحان میکنیم....1..2...3...3..3...3...3....اصغر اون اکوی این دسته بیلو کم کن بینم چی میگم؟؟!! نمیخوام نوحه بخونم که...!!

کافه چی: منصور داریم ضبط میکنیما...پخش زندست!!

_ واقعا...؟؟! خوب .... خوب... بریم....!

بله...با سلام خدمت دوستان و کودکان....

کافه چی: بچه مگه برنامه کودکه؟؟!

 _ مگه نیست؟؟!....نیست؟!...هست؟؟!...آهان فهمیدم.... برنامه ورزشیه!!

بله کجا بودیم؟؟! آهان! داشتم سلام میکردم....خوب کردم دیگه!

اوه اوه حواسم نبود نباید از افعال دوپهلو استفاده نکنم...بله سلام انجام دادم!

کافه چی: پسر تو آدم نمیشی!!

_ حاجی داری گیر میدیا؟! آدم شدن تو برناممون نبودا؟! قرار بود فقط من بیام اینجا یه مقدار خزعبل تحویل بدم برم!!

کافه چی: به همراه داستان و عکس و فیلم و کارای تبلیغاتی و ....

_ هووووووووووووووووووو.... حاجی صبر کن بینم!! یه شست تومن میدی به آدم، انتظار داری اینجا به بازدیدکنندهامون آموزش رقص عربی هم بدم؟؟!

کافه چی: مگه بلدی؟؟!

_ آره یه چیزایی!!

_ بعد ضبط بیا دفترم کارت دارم

_ ا.....باشه!

_ خوب ادامه بده

_ بله میفرمودم.....همونطور که دوست عزیزم سندی در پست قبلی فرمودند ما قراره این کافرو گرمش کنیمو به شما سرویس بدیم. بنده هم یه وظایفی دارم که خودمم نمیدونم، شمام ندونید بهتره!!!

امیدوارم که لحظات خوشی را برای شما رقم بزنیم.

فیلا خدافظی!




برچسب ها : منصور کبیر , کافه چی , کافه جوان , عمامه , عمامه 2 , عمامه 3 ,
دسته بندی :

سلام بر یکان یکان شما دوستان!
بنده این جانب میباشم و فعلا در قالب یکی از نویسنده های کافه جوان یعنی THE SANDMAN به شما عرضه می شوم

این طور که این جا نوشته قراره من برای شما خیلی کارا بنویسم از جمله:
طنز ، ورزشی ،سینمایی ، فرهنگی ، اجتماعی ، تصویری ،هنری ، علمی .... وایسا! کات بده اصغر آقا. قهوه چی جون اینا چیه تو فیلمنامه اضافه کردین؟ من که شدم موسسه رسانه های فرهنگی! لابد فردا پس فردا میخوای بگی برم سر خیابون کپی قهوه تلخ بفروشم؟!!


کافه چی- هزار دفعه گفتم به من نگو قهوه چی! در ضمن همه اینا تو قراردادت بود. خودت نخونده امضا کردی

- چه غلطا که من نمیکنم! دستمزدم چقدره واسه این همه کار؟


کافه چی- اگه خوب باشی مثل سری های قبل همون شست تومن همیشگی

- تو زحمت نیفتی یه وقت! من این همه راه بیام تا قهوه خونه ، تو انگشتامو داغون کنم ، کی بردم سرویس شه ، اون همه آدم که میان اونجا سرگرم بکنم ببخشید یعنی سرگرم انجام بدم همش یه شست بهم نشون بدی؟ نه والا ضرر میکنم

کافه چی- من نمیدونم دیگه. شرایط همینه. میخوای بخواه نمیخوایم نخواه


- با کمال میل قبول میکنم!


اصغر جون ادامه شو بگیر


بله میگفتم که ما قراره تو این وبلاگ یه حال اساسی به شما بدیم و در ضمن مجانی! حالا میتونه مجانیم نباشه که بعدها دوست جذابم! منصور بهتون توضیح میده. من در اینجا رسما اعلام میکنم که کارمو شروع کردم و هنوز شروع نکرده به پایان آمد پست اول!

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : sandman , کافه , کافه جوان , سندمن , کافه چی ,
دسته بندی :
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت